تبلیغات
"/> گل نرگس - مطالب آذر 1388
گل نرگس
یا صاحب الزمان ادرکنی
سه شنبه 24 آذر 1388 :: نویسنده : محمد امیرابادی

 


مهدویت در تاریخ اسلام از قدمت و اهمیت‏به سزایى برخوردار است . از این رو، كتاب‏هاى متعدد و فراوانى طى قرون گذشته، حتى قبل از ولادت آن حضرت و سال‏هاى اخیر نوشته شده است كه هركدام، زوایایى از ابعاد مختلف و متعدد مهدویت را مورد تامل و امكان نظر قرار داده‏اند .



از جمله كتاب‏هایى كه در دهه‏هاى اخیر نوشته شده و افق جدیدى را بر روى محققین گشوده است، كتاب تاریخ سیاسى غیبت امام دوازدهم (عج) اثر محققانه‏ى دكتر جاسم حسین است . این كتاب كه به حق، در نوع خود كم‏نظیر است، به تاریخ سازمان وكالت و نقش آن در دوران غیبت صغرى مى‏پردازد .



متاسفانه به نظر مى‏رسد این كتاب آن گونه كه شایسته آن است در میان دانش‏پژوهان و محققان ایران شناخته شده نیست . از این رو، بسیار مناسب است كه به معرفى و نقد و بررسى آن پرداخته شود كه تتبع و تحقیق بیشتر را به عهده علاقه‏مندان مى‏گذاریم . البته جا دارد از مترجم این كتاب، آقاى دكتر سید محمد تقى آیت‏اللهى كه به حق، ترجمه‏اى قوى و روان را انجام داده‏اند، تقدیر به عمل آید .



مترجم محترم در جاهاى مختلف در برخى پاورقى‏ها به نقد و بررسى این كتاب پرداخته است . از جمله در صفحات 44، 46، 88، 113، 238، 239 .



این كتاب كه توسط انتشارات امیر كبیر در قطع وزیرى در دو نوبت‏به چاپ رسیده، مدت‏هاست كه نسخه‏هاى آن نایاب شده است . امید است مسؤلان امر نسبت‏به تجدید چاپ این اثر ارزنده اهتمام ورزند تا محققان به نحو احسن از این اثر ارزشمند استفاده كنند .



آشنایى با مؤلف كتاب

دكتر جاسم محمد حسین، اهل عراق و متخصص در تاریخ اسلام است . وى تحصیلات خود رادر تاریخ خاور میانه در بصره، بغداد و ادینبورگ به انجام رسانده و دكتراى خود را از دانشگاه ادینبورگ اخذ كرده است . سپس در بخش «مطالعات اسلامى و خاور میانه‏» دانشگاه ادینبورگ، دوره‏ى تحقیقات فوق دكترا را ادامه مى‏دهد .



علاوه بر تاریخ سیاسى غیبت امام دوازدهم (عج)، مقالات و كتاب‏هاى محققانه‏ى دیگرى نیز از دكتر جاسم حسین، به زبان‏هاى انگلیسى، عربى و اردو به چاپ رسیده است . برخى از آن‏ها عبارتند از:



1 . بررسى مراسم مذهبى تعزیه در میان شیعیان از دیدگاه تاریخى و جامعه‏شناسى .



2 . سیاست اصولى و منسجم امامان علیهم السلام .



3 . نقش احادیث مذهبى در غیبت امام دوازدهم (عج .)



4 . تاثیر غیبت كبرى امام دوازدهم (عج) بر موقعیت‏سیاسى و مذهبى فقهاى امامیه .



5 . نقش وكالت امامیه با عنایت‏خاص نسبت‏به دوران نخستین سفیر . (1)



آشنایى با كتاب و فصل‏هاى مختلف آن

این اثر با ورود و خروج بسیار عالى به مباحث، یك سیر تحقیقى محققانه و منصفانه را پى مى‏گیرد و از یك مقدمه، هفت فصل و نتیجه‏گیرى تشكیل شده است .



مقدمه: معرفى منابع اولیه و بررسى آن‏ها .



فصل اول: نقش احادیث در غیبت امام دوازدهم (عج .)



فصل دوم: نقش امامان در فعالیت‏هاى مخفى و تاثیر آن بر تكامل تدریجى غیبت .



فصل سوم: دیدگاه‏هاى امامیه درباره‏ى امام غائب و ولادت آن حضرت .



فصل چهارم: بازتاب فعالیت‏هاى مخفى امام دوازدهم (عج) در اقدامات سفیران آن حضرت .



فصل پنجم: فعالیت‏هاى مخفى دومین سفیر امام دوازدهم (عج .)



فصل ششم: دوران نوبختى، سومین سفیر .



فصل هفتم: سفیر چهارم و غیبت كبرى امام دوازدهم (عج .)



نتیجه‏گیرى: از كل مباحثى كه در كتاب مطرح شده است .



مقدمه

نویسنده با تفكیك نگاه تاریخى از اعتقادى و اهمیت نگاه اعتقادى، به معرفى و بررسى مآخذ و منابع تاریخ عصر غیبت مى‏پردازد . وى منابع را به سه بخش تقسیم مى‏كند، آن‏گاه به بررسى هر بخش مى‏پردازد .



بخش اول - كتاب‏هایى كه در خصوص غیبت نوشته شده است:



الف) قبل از سال 260ه/874 م .



ب) در سال‏هاى 260 ه - 329ه/874- 941 م .



ج) بعد از سال 329ه/941 م .



بخش دوم - كتاب‏هاى رجالى:



الف) معرفة الناقلین عن الائمة الصادقین، اثر: محمد بن عمر كشى (متوفى 368ه/978 م) .



ب) الفهرست‏شیخ طوسى .



ج) الرجال شیخ طوسى .



د) فهرست اسماء مصنفى الشیعة، اثر احمد بن على‏نجاشى (متوفى‏450ه/1058م) .



بخش سوم - كتاب‏هاى تاریخ عمومى:



الف) تاریخ الرسل و الملوك، طبرى .



ب) مروج الذهب، التنبیه و الاشراف، مسعودى و اثبات الوصایة، (منسوب به او .)



ج) الكامل فى التاریخ، ابن اثیر .



فصل اول

نویسنده در این فصل، نقش احادیث ائمه‏ى معصوم علیهم السلام را در غیبت امام دوازدهم (عج) بررسى مى‏كند . او ابتدا، واژه‏ى مهدى را ریشه یابى مى‏كند كه گروه‏هایى مثل كیسانیه، زیدیه، ناووسیه و . . . چگونه از این واژه بهره مى‏برند . سپس به غیبت قائم مهدى (عج) در قرآن مى‏پردازد و بیان مى‏دارد كه تفاسیر شیعه، به بسیارى از آیات به عنوان مظهرى از نقش قائم و غیبت او مى‏نگرند .



وى در ادامه، احادیثى را كه مربوط به امام دوازدهم (عج) و غیبت آن حضرت مى‏باشد، بررسى مى‏كند و معتقد است رقابت‏سیاسى موجود در میان مسلمین، افرادى را تشجیع مى‏كرد تا از این امید بزرگ، سوء استفاده كنند و احادیث نبوى را به نفع خود در تلاش خویش براى كسب قدرت، منحرف سازند .



نویسنده، احادیث اهل سنت را درباره‏ى جانشینان پیامبر صلى الله علیه و آله كه دوازده نفرند، مى‏آورد و یادآورى مى‏كند كه در آن روایات، سخنى از این كه دوازدهمین آن‏ها در پرده‏ى غیبت‏به سر مى‏برد، نیست، با آن كه او، قائم مهدى (عج) است . بعد، احادیث زیدیه و امامیه را بیان مى‏كند كه به وضوح نشان مى‏دهد، امام دوازدهم قائم است . نویسنده در ادامه به نقش سیاسى قائم در جامعه مى‏پردازد و ایجاد زمینه سازى توسط امامان و علایم ظهور قائم را توضیح مى‏دهد .



فصل دوم

نویسنده در این فصل، نقش امامان علیهم السلام در فعالیت‏هاى مخفى و زیرزمینى و تاثیر آن بر تكامل تدریجى غیبت از امام ششم علیه السلام به بعد را بررسى مى‏كند كه چگونه با فشارهاى عباسیان سیاست تقیه را در پیش گرفته بودند . علاوه بر آن شكاف‏هاى ایجاد شده در میان امامیه را توضیح مى‏دهد .



مؤلف، موقعیت امام صادق علیه السلام و نگرش امام علیه السلام به نظام سیاسى جدید را با شرایط بحرانى‏اى كه عباسیان به وجود آورده بودند، توضیح مى‏دهد و مى‏گوید كه همین مساله امام علیه السلام را واداشت تا ابزار جدیدى براى ارتباط با اعضاى جامعه‏ى خود جست و جو كند . لذا امام، نظام زیرزمینى ارتباطات (التنظیم السرى) را در جامعه به كار گرفت .



در دوره‏ى امام كاظم علیه السلام، امامیه به علت فشار عباسیان و قیام اسماعیلیه، ضعیف شده بودند . لذا امام علیه السلام با در پیش گرفتن سیاست تقیه، هواداران خود را از هرگونه قیام مسلحانه، منع مى‏كرد . با شهادت امام كاظم علیه السلام، شكاف دیگرى میان امامیه ایجاد شد و بخش عظیمى واقفیه شدند; یعنى امام كاظم علیه السلام را قائم مهدى دانستند . در این‏جا، نویسنده چهار گروهى را كه در مرگ امام علیه السلام اختلاف داشتند، توضیح مى‏دهد، كه سه گروه به رحلت امام علیه السلام معتقد بودند و یك گروه منكر . علت اصلى انكارشان به خاطر اموال و پول‏هایى بود كه به عنوان سهم امام علیه السلام در اختیار داشتند و مى‏خواستند به بهانه و عذرى آن‏ها را پس ندهند . سپس دوران امام رضا علیه السلام را توضیح مى‏دهد كه سیاست تقیه هم‏چنان ادامه دارد و امام علیه السلام چون با مامون در حكومت نقش دارد، لذا در این زمان، از نهاد وكالت‏سخنى در میان نیست . ولى گسترش سازمان امامت (وكالت) را در زمان امام جواد علیه السلام، شاهد هستیم و امام علیه السلام به هواداران خود اجازه‏ى نفوذ به دستگاه عباسیان را مى‏دهد . البته فعالیت‏هاى مخفى تنها به منظور هدایت امور مالى و مذهبى امامیه صورت مى‏گرفت، نه تهدید حكومت مامون .



نویسنده در ادامه، به دیدگاه عباسیان نسبت‏به فعالیت امام هادى علیه السلام مى‏پردازد و شیوه‏ى خشن برخورد متوكل در قالب اقدامات ضد شیعى و تاسیس ارتش نوین موسوم به «شاكریه‏» را كه به ضد علوى معروف بودند، بررسى مى‏كند كه چگونه وكلاى امام را دستگیر و شكنجه و به شهادت مى‏رساندند و حتى قبور ائمه علیهم السلام را تخریب كردند . اقدامات متوكل لطمات جدى به ارتباطات شبكه‏ى وكالت وارد كرد، ولى مانع از فعالیت امام هادى علیه السلام نشد . در زمان منتصر، اوضاع كمى بهتر شد، ولى قیام‏هاى متعدد باعث‏شد عباسیان، قیام‏ها را با امامیه مرتبط بدانند و رهبران امامیه را به سامراء فرابخوانند .



بعد از شهادت امام هادى علیه السلام، دیدگاه محتاطانه‏ى حكومت نسبت‏به امامیه در طول امامت امام عسكرى علیه السلام ادامه یافت و حضرت هم سیاست تقیه را در پیش گرفت .



نویسنده در پایان فصل، نتیجه مى‏گیرد كه امامان علیهم السلام بعد از شهادت امام حسین علیه السلام، حالت تقیه نسبت‏به خلفاء را در پیش گرفتند و پیوسته آماده‏ى قیام بودند و اگر پیروان متعهدى داشتند، قیام مى‏كردند . لذا با توجه به اوضاع و شرایط سیاسى، سیاست تقیه، بهترین روش بود . از سویى تا زمان امام عصر (عج)، نهاد یا سازمان مخفى وكالت را تشكیل دادند .



فصل سوم

نویسنده در این فصل، دیدگاه‏هاى امامیه را درباره‏ى امام غایب و ولادت آن حضرت و انشعاباتى را كه بعد از شهادت امام عسكرى علیه السلام میان هواداران حضرت به وجود آمده است، تحلیل مى‏كند . بررسى تاریخى و اعتقادى حاكى از آن است كه در رحلت امام عسكرى علیه السلام ، امامیه درگیر مسایلى شدند كه مانند آن پس از رحلت امام هفتم علیه السلام پیش آمد . اینان به واقفه، محمدیه، جعفریه و قطعیه منشعب شدند .



نویسنده در ادامه به بررسى روایت صدوق‏قدس سره پیرامون مادر حضرت اشاره دارد و شواهدى را بر عدم صحت این روایت و علت تعدد نام مادر حضرت بیان مى‏دارد .



سپس نویسنده، دلایل غیبت صغرى را بیان مى‏كند و نتیجه مى‏گیرد كه این عوامل اعث‏شد فعالیت‏هاى سازمان امامت‏به طور مخفى انجام گیرد و حتى امام دوازدهم علیه السلام را هم ناچار ساخت تا از پیروان خود، غیبت كند و از طریق سازمان مخفى امامت، فعالیت‏هاى خود را ادامه دهد .



نویسنده در پایان این فصل، به طرح امام عسكرى علیه السلام براى اختفاى جانشین خود، تغییر مكان آن حضرت، ادامه‏ى فعالیت‏هاى سیاسى و مذهبى از طریق نهاد وكالت، تلاش عباسیان براى دستگیرى فرزند امام عسكرى علیه السلام اشاره دارد .



فصل چهارم

نویسنده در این فصل، به بازتاب فعالیت‏هاى مخفى امام دوازدهم علیه السلام در اقدامات سفیران آن حضرت با بررسى اجمالى وكالت قبل از امام دوازدهم علیه السلام از زمان امام صادق علیه السلام پرداخته و وظایف اصلى وكلا را برمى‏شمارد . سپس به دوره‏ى اولیه زندگى عثمان بن سعید پرداخته كه از سن یازده سالگى در خدمت امام جواد علیه السلام و بعد از آن در خدمت امام هادى علیه السلام بوده است . در این دوره، عثمان بن سعید، عهده دار امور داخلى سازمان و تنظیم روابط بین مركز سازمان و دیگر شعب بود . وى در دوران امام یازدهم علیه السلام هم‏چنان در سمت‏خود ابقا شد .



نویسنده در ادامه، به مخالفین سفیر اول پرداخته و به وكالت عثمان بن سعید در زمان امام دوازدهم (عج) و مهاجرت او به بغداد و زندگى‏اش به صورت تقیه اشاره دارد . این تقیه تا آن جا بود كه او حتى در مجادلات سیاسى نیز وارد نمى‏شد و در شغل روغن فروشى، زندگى را مى‏گذارند . سازمان وكالت در دوران سفیر اول، پنج ناحیه را پوشش مى‏داد كه عبارتند از:



1- عراق كه مركز سفارت بود .



2- مصر، حجاز، یمن كه به نظر مى‏رسد مركز اصلى سازمان در این ناحیه، مدینه باشد .



3- آذربایجان و اران .



4- قم و دینور .



5- رى و خراسان .



مؤلف در انتهاى این فصل مى‏افزاید كه سال وفات سفیر اول معلوم نیست و قبر وى در قسمت غربى بغداد در مسجد «درب‏» قرار دارد .



فصل پنجم

در این فصل، به فعالیت‏هاى مخفى دومین سفیر امام (عج) ; محمد بن عثمان بن سعید عمرى پرداخته مى‏شود . آن‏گاه انگیزه‏هاى افرادى را كه منكر وكالت وى شدند، بررسى مى‏كند; افرادى هم‏چون ابن هلال، بلالى و محمد بن نضیر . سپس به فعالیت‏هاى وى درباره‏ى وكلاى دروغین و فشار عباسیان مى‏پردازد .



وكیل دوم، بسیار زیرك و دقیق بود، تا آن‏جا كه هیچ ردپایى از كارهاى خود باقى نمى‏گذاشت و همواره جان خود و امام را از خطر، محفوظ نگاه مى‏داشت .



نویسنده در ادامه، تاثیر فعالیت‏هاى انقلابى سایر گروه‏هاى شیعه بر نگرش عباسیان را نسبت‏به امام (عج) بررسى مى‏كند و عواملى را كه باعث تیره شدن روابط عباسیان با امامیه مى‏شود، برمى‏شمارد، مثل: قیام زنگیان یا كشف فعالیت‏هاى زیرزمینى گروه‏هاى اسماعیلیه‏ى اصلى و قرامطه . چون عباسیان بین فرق شیعه، تفاوت قایل نبودند .



مؤلف در پایان فصل، به وفات ابوجعفر اشاره دارد كه وى زمان مرگ خود را پیش‏گویى كرد و سنگ قبر خود را آماده ساخته بود . قبر وى در جاده‏اى كه به كوفه ختم مى‏شود، در سمت غربى بغداد مى‏باشد .



فصل ششم

این فصل به سومین سفیر; یعنى ابوالقاسم حسین بن روح بن ابى بحر نوبختى، اختصاص دارد . در ابتدا به معرفى نوبختى و فعالیت‏هاى او در دوران سفیر دوم مى‏پردازد . بعد نحوه‏ى انتصاب او را بیان مى‏كند كه سفیر دوم در بستر مرگ، در حالى كه همگى بر بالین او گرد آمده بودند، ابن روح نوبختى را با بیان این مطلب كه امام دوازدهم (عج) دستور فرموده‏اند، منصوب كرد . سپس نویسنده به فعالیت‏ها و اقدامات ابن روح پرداخته و این كه وى به صورت تقیه و با هشیارى كامل، وظایف محوله را به نحو احسن پى‏گیرى مى‏كرده است .



نویسنده در ادامه اشاره دارد به تقابل نوبختى با شلمغانى كه ابتدا دستیار و قائم مقام نوبختى بود و بعدها به خاطر عقاید الحادى و انحرافى شلمغانى، از هم جدا شدند . از امام دوازدهم (عج) درباره‏ى ارتداد و انحراف شلمغانى، توقیعى توسط سفیر سوم انتشار یافت .



پس از مرگ شلمغانى 323 ه/934 م، اقتدار ابن روح نوبختى حتى میان عباسیان هم بالا گرفت . ابن روح در سال 326 ه . ق رحلت‏یافت و در قریه‏ى «نوبختیه‏» در غرب بغداد دفن گردید .



فصل هفتم

مؤلف در این فصل، به زندگى و فعالیت‏هاى ابوالحسن على بن محمد سمرى و حوادث ابتداى غیبت كبرى مى‏پردازد . به گفته‏ى وى، چون دوران سفارت سفیر چهارم كوتاه بود (329ه - 326ه/941م - 937م)، تغییرات قابل ملاحظه‏اى در روابط او با وكلا نمى‏توانست پدید آید . یك هفته قبل از فوت وى، امام (عج) در توقیعى به پایان ارتباط مستقیم بین سفیران با امام و آغاز غیبت كبرى اشاره دارند .



نویسنده در ادامه، به نگرش فضلاى امامیه نسبت‏به غیبت كبرى مى‏پردازد . از این دوران به دوران «حیرت و امتحان‏» یاد مى‏شود . این دوران با حملات گروه‏هاى مخالف همراه بود . این حملات، علماى امامیه را وادار ساخت كه بیشتر به مباحث كلامى روى آورند .



نویسنده در انتها، عواملى را كه باعث گسترش نقش علما و فقها پس از غیبت كبرى مى‏شود، توضیح مى‏دهد .



نتیجه‏گیرى

1- این كه ماهیت غیبت امام دوازدهم (عج) در تاریخ شیعه از قدمت‏بسیار برخوردار است و با مساله‏ى امامت، ارتباط نزدیك دارد و ائمه علیهم السلام فرصت نیافتند به جز چند سال از حكومت على علیه السلام حكم برانند . لذا فعالیت‏هاى خود را در سه زمینه‏ى عمده، محدود ساخته بودند:



الف) نشر احادیث نبوى میان مردم و آشنایى مردم با رهبران واقعى جامعه .



ب) از زمان امام صادق علیه السلام، احادیث مربوط به قیام امام (عج) و تشكیل حكومت جهانى نشر داده شد، اما احادیث، تاریخ قیام را تعیین نمى‏كرد و این ابهام باعث‏سوء استفاده‏هایى هم شد .



ج) ائمه‏ى نخستین معتقد بودند كه اگر شرایط ایجاب كند، هر یك از آنان مى‏توانند قائم مهدى باشند، اما پس از شكست قیام مورد نظرشان به سال 140 ه . ق . مصمم شدند تا پیروان حق را به تعمق در امور مذهبى تشویق و شرایط سیاسى را به نفع خود هموار كنند . از نتایج این سیاست‏ها، تاسیس سازمان وكالت در دوران امام صادق علیه السلام بود كه به صورت ابزارى براى سرپرستى فعالیت‏هاى امامیه و در نهایت، تاسیس حكومت‏حقه اسلامى به كار مى‏رفت .



2- عباسیان متوجه خطر امامیه و شیعیان براى خود بودند، لذا در پى انحراف توجه مردم به آنان برآمدند و به جعل احادیثى مبنى بر این كه امام و پیشواى بعد از پیامبر صلى الله علیه و آله، عباس است نه على علیه السلام پرداختند . هم‏چنین به اقداماتى در جهت انشعاب میان شیعیان دست زدند . آنان براى نظارت مستقیم بر رهبران امامیه، پاى امامان علیهم السلام را به دربار كشاندند . سپس روابط بین پیروان و امامان مشكل شده بود . در این زمان، اختیاراتى به سفیران تفویض شد تا فعالیت‏هاى امامیه را سرپرستى كنند .



3- این كتاب كوششى است در راستاى اثبات امام دوازدهم (عج)، جانشین امام حسن عسكرى علیه السلام كه موسوم به محمد مى‏باشد و دو غیبت دارد كه غیبت اول با گسترش نقش وكالت و فعالیت‏هاى چهار سفیر همراه است .



مطالعه‏ى منتقدانه‏ى این دوره نشان مى‏دهد كه وظیفه‏ى اصلى سفرا، انجام وظایف خاصى بود كه پیش از این، ائمه به عهده داشتند تا امام را از فشارهاى سیاسى كه توسط عباسیان اعمال مى‏شد، محفوظ دارند .



4- با فوت سفیر چهارم، ارتباط مستقیم با امام خاتمه یافت و نهاد وكالت هم به پایان خود رسید و امامیه در غیبت كبرى و در انتظار واقع شد . فقها در این زمان به خود جرات نمى‏دادند به نمایندگى از سوى امام اقدامى كنند، ولى طولانى شدن دوران غیبت، فقها را بر آن داشت تا خلا موجود را پر كنند . لذا با توجه بیشترى به امور عقیدتى پرداختند و به تدریج‏به عنوان نایبان غیر مستقیم (نایب عام) امام غایب مورد توجه قرار گرفتند و جامعه را به فقه اسلامى رهبرى و هدایت كردند .



نقد و بررسى

1- این اثر اثبات مى‏كند كه آن امام منتظر و موعود، امام دوازدهم (عج) شیعیان است كه در پرده‏ى غیبت‏به سر مى‏برد و زمانى كه علایم ظهور مندرج در حدیث نبوى آشكار شود، ظهور خواهد كرد .



2- مؤلف با تكیه بر منابع قدیمى و اصیل شیعه با تحقیقى عمیق، زمینه‏هاى تاریخى غیبت امام را از زمان امام صادق علیه السلام بررسى و قائمیت امام زمان را اثبات مى‏كند .



3- رعایت اصل ریشه‏یابى دقیق نسبت‏به حوادث عصر غیبت صغرى، موجب پدید آمدن امتیاز خاص و شاید منحصر به فردى در این اثر شده و آن همانا پرداختن به مساله‏ى سازمان وكالت و نگاه دقیق و تفصیلى به آن است; زیرا در حقیقت‏سازمان وكالت در عصر غیبت صغرى ادامه‏ى حركتى بود كه از عصر امام صادق علیه السلام پدید آمد و با گزینش وكلا و اعزام آنان به مناطق شیعى محقق شد . البته برخى دیگر از محققین، شروع سازمان وكالت را از زمان امام هفتم علیه السلام مى‏دانند و این نظریه‏ى نویسنده را رد مى‏كنند، (2) اما به نظر مى‏رسد، حق با جاسم حسین باشد . (3)



4- این اثر از جمله معدود منابع تحقیقى و پژوهشى پیرامون عصر غیبت صغرى است كه با دید تحلیلى - انتقادى به بررسى وضعیت‏سیاسى، اجتماعى، دینى و فرهنگى این عصر پرداخته است .



5- از ویژگى‏ها و امتیازات این اثر آن است كه مؤلف سعى كرده است كه حوادث و جریانات موجود در عصر غیبت صغرى را با ملاحظه‏ى ریشه‏هاى تاریخى آن در عصر حضور ائمه بررسى كند . ایشان به ذكر احادیثى مى‏پردازد كه از دیرباز درباره‏ى مهدى (عج) در میان شیعیان رایج‏بوده است و مشخصا اثبات مى‏كند كه مهدى موعود (عج)، همان امام دوازدهم شیعیان است .



6- مؤلف در موارد بسیارى، فراتر از ظواهر نصوص حركت كرده و از خلال نصوص تاریخى توانسته است پیام، نص یا لوازم آن را نیز استكشاف كند .



7- از آن جا كه كشف روابط درون گروهى شیعه در عصر غیبت صغرى و ارتباطات شیعیان با سفراى ناحیه‏ى مقدسه، نقش بسیار مهمى در شناخت دقیق وضعیت‏سیاسى و اجتماعى شیعه در این عصر دارد، لذا مؤلف ضمن نگاه دقیق به مسایل عصر نواب اربعه با بهره‏گیرى از منابعى كه بعضا شهرت چندانى ندارند، سعى كرده است‏یك چارچوب منطقى را براى ترسیم وقایع این عصر فراهم آورد .



8- این اثر در زبان انگلیسى، اولین تالیفى است كه به وجود امام دوازدهم علیه السلام به طور كامل بحث كرده و آن را اثبات كرده است . البته به زبان عربى، اردو و فارسى نیز ترجمه شده است .



9- گرچه مؤلف سعى كرده است اسامى اعضاى سازمان وكالت را از عصر امام صادق علیه السلام به بعد كشف و در جاى خود نقل كند و تا حدود زیادى نیز در این جهت موفق بوده، اما در برخى موارد، معرفى كامل نبوده است و در مواردى، افرادى را به عنوان وكیل معرفى كرده كه وكالت‏شان اثبات نشده است . برخى از آن‏ها عبارتند از:



الف) على بن بابویه (ص 26)



ب) محمد بن ابى عمیر (ص 135) كه وكیل بغداد معرفى شده، ولى وكالت وى با توجه به كتب رجالى، ثابت نشده است .



ج) حسن بن فضل بن زید یمانى (صص 150 و 171) كه وكیل توس معرفى شده است، در حالى كه شیخ صدوق‏قدس سره به عدم وكالت وى، تصریح دارد . (4) گرچه قرینه‏اى بر وكالت وى مى‏توان یافت، ولى در هر حال تصریح نشده است .



د) عبدالله بن جعفر حمیرى (ص 153 .) به عنوان وكیل برجسته‏ى قم معرفى شده، در حالى كه وكالت وى ثابت نشده است .



ه) احمد بن محمد دینورى (ص 153 .) گرچه قرینه‏اى هست كه ایشان وكیل است، ولى تصریحى بر وكالت ایشان نیست . بهتر آن است كه اسم‏شان جزء محتمل الوكالة معرفى شود .



و) احمد بن حسن مادرایى (ص 153) به عنوان وكیل نیشابور معرفى شده است . گرچه احتمال وكالت وى زیاد است، ولى در منابع رجالى، تصریحى به آن نیست .



ح) ابوسهل بن نوبختى (ص 198) كه وكالت وى ثابت نشده است .



9- مؤلف در برخى موارد با دقت‏هاى موشكافانه، به نقد و بررسى برخى روایت‏ها مى‏پردازد . از جمله مى‏توان به بررسى وى در مورد روایت صدوق‏قدس سره پیرامون مادر حضرت حجت (عج) اشاره كرد كه در پایان، مناسب است تمامى متن آن آورده شود . (5)



مادر امام دوازدهم

مسعودى، قدیمى‏ترین عالم امامى است كه درباره‏ى امام دوازدهم خبر مى‏دهد . بنا به گزارش او، مادر ایشان، كنیزى به نام نرجس بوده است . [53 (6) ] شهید (متوفى 786 ه/1384 م) نام او را مریم بن زید علویه ذكر مى‏كند [54 ] و دیگر اخبار، او را ریحانه، صیقل و سوسن مى‏نامند . [55 ] امكان دارد نام اصلى او همان نرجس باشد و دیگر اسامى به جز صیقل را بانوى او حكیمه; دختر امام جواد علیه السلام به وى داده باشد . مردم آن زمان، كنیزان را براى خوش‏آمدگویى به اسامى گوناگون مى‏خواندند و نرجس، ریحانه و سوسن همه اسامى گل‏ها هستند .



قدیمى‏ترین خبر درباره‏ى ملیت مادر امام دوازدهم، به سال 286ه/899م برمى‏گردد . صدوق قدس سره نخستین بار به نقل از محمد بن بحر شیبانى كه روایت‏خود را به بشر بن سلیمان نخاس منسوب مى‏داند، این موضوع را ذكر كرده است . طبق این خبر، او شخصى مسیحى مذهب از روم بود كه توسط نیروهاى اسلامى به اسارت درآمد و به صورت كنیز در معرض فروش قرار گرفت . نخاس، وى را از بازار برده فروشان بغداد خرید و به محضر امام دهم رحمه الله حضرت على هادى علیه السلام در سامراء فرستاد . روایت مذكور، پس از بیان این مطلب، اعتبار خود را از دست داده و به سبك شرح نویسى زندگى اولیا و قدیسین درمى‏آید . روایت مى‏شود كه مادر امام دوازدهم، ملیكه بنت‏یشوع، نوه‏ى دخترى قیصر روم بود و مادرش از اعقاب شمعون; حوارى عیسى علیه السلام بوده است . زمانى كه ملیكه در كاخ جدش، مریم رحمه الله مادر عیسى علیه السلام و حضرت فاطمه علیها السلام، دختر پیامبر اسلام را در عالم رؤیا مى‏بیند، حضرت فاطمه علیها السلام در عالم رؤیا، او را به اسلام دعوت مى‏كند و وى را متقاعد مى‏سازد تا خود را به اسارت لشكریان اسلام درآورد . [56 ] توثیق این روایت از جنبه‏هاى گوناگون مورد سؤال قرار گرفته است . شك‏آورترین نكته در بخش آخر این روایت ملاحظه مى‏شود:



اولا: پس از سال 242ه/856م جنگ عمده‏اى بین عباسیان و رومیان وجود نداشته و هیچ دلیلى هم در مآخذ دیده نمى‏شود كه امپراتور روم از عباسیان، تقاضاى آزادى نواده‏ى دخترى خود را كرده باشد . [57]



ثانیا: نویسندگان متقدم امامى به ویژه قمى، نوبختى، كلینى و مسعودى كه معاصر شیبانى (راوى حدیث) بوده‏اند، در آثار خود به این روایت رجوع نكرده‏اند . به علاوه، كشى كه از یاران شیبانى است و نجاشى و ابن داود از علماى بعدى، مدعى هستند كه وى از غلات بوده است . [58]



ثالثا: كلینى مى‏گوید كه مادر قائم، كنیزى از نویه، استان شمالى سودان بوده است . [59] به علاوه، نعمانى و صدوق، احادیث دیگرى را روایت مى‏كنند كه حاكى از آن است كه مادر قائم، كنیزى سیاه بوده است . [60 ] امكان دارد علت آن‏كه متاخرین امامیه، این روایات را نادیده انگاشته و روایت‏شیبانى را موثق پنداشته‏اند، آن باشد كه روایت مذكور، مادر امام قائم را از نسلى شریف و طبقه‏ى ممتاز اجتماعى مى‏داند . به ویژه وجود رابطه‏اى بین امام دوازدهم، قائم (عج) و عیسى علیه السلام در این حدیث، آن‏ها را مجذوب كرده است; زیرا احادیث نبوى حكایت از آن دارد كه هر دو با هم قیام كرده و دنیا را از شر ظلم و جور، رهایى مى‏بخشند . [61]



با ملاحظه‏ى این سه نكته، روایت محمد بن بحر شیبانى را مى‏توان رد كرد، با وجود آن‏كه طوسى و ابن رستم طبرى آن را موثق مى‏دانند . [62]



احتمالا شیخ مفید، خبر صحیحى از منشا مادر قائم ارایه داده باشد . وى مى‏گوید: آن بانو، كنیزى بود كه در خانه‏ى حكیمه، خواهر امام دهم علیه السلام، بزرگ شد . بنا به گفته‏ى او، چون امام سیماى او را دید، پیش بینى كرد كه از وى، فرزندى با نایت‏خاص الهى به دنیا خواهد آمد . [63 ] طبق نظریه‏ى صدوق، وى قبل از رحلت‏شوهرش، امام حسن عسكرى علیه السلام به سال 260ه/874م درگذشته است، [64] ولى بنا بر روایت نجاشى، پس از این سال نیز در قید حیات بوده و در خانه‏ى محمد بن على بن حمزه از دستیاران نزدیك همسرش، امام حسن عسكرى علیه السلام پنهان شده است . [65]



پى‏نوشت‏ها:



1. تاریخ سیاسى غیبت امام دوازدهم (عج)، جاسم حسین، ترجمه: دكتر آیت اللهى، ص 12 .



2. مكتب در فرآیند تكامل، دكتر سید حسن مدرسى طباطبایى، ترجمه هاشم ایزدپناه، ص 20 .



3. تاریخ عصر غیبت، (آقایى، جبارى، عاشورى حكیم)، ص 185 .



4. كمال الدین، شیخ صدوق‏قدس سره، ص 426 .



5. شایان ذكر است كه نقل سخن جاسم حسین به معناى پذیرش آن نیست‏بلكه از باب نمونه است .



6. این شماره‏ها، شماره‏هاى پى‏نوشت كتاب است . علاقه‏مندان مى‏توانند به اصل كتاب صص 114- 115 مراجعه كنند .
 





نوع مطلب :
برچسب ها : مقالات،
شنبه 21 آذر 1388 :: نویسنده : محمد امیرابادی

آماده کردن شرایط فرج و ظهور امام زمان علیه السلام با آماده نمودن شرایط بعد از ظهور فرق می کند. قبل از ظهور باید تلاش نمود تا فضای جهان آماده پذیرش امام زمان علیه السلام گردد، ولی برای زمان بعد از ظهور نیز باید سرمایه گذاری نمود.

در دعای افتتاح اهداف ظهور مطرح شده و دو وظیفه منتظران نیز بیان شده تا خط فکری، علمی و عملی روشن و مبرهن باشد و در اینجا به آنها اشاره می نماییم:

1- عزت اسلام و مسلمین؛ «تعز به الاسلام و أهله»

اسلام دینی است که بالاست و بالاتر از آن دینی نیست؛ «الاسلام یعلوا و لا یعلی علیه» و بعد از ظهور، عظمت این دین الهی در تمام ابعاد باید برای مردم روشن گردد. سیطره جهانی اسلام و نفوذ آن در مکاتب و خانواده ها و دلها و عمل به فرامین آن و دیدن آثار اسلام با عمل به دستوراتش عزت و اقتدار اسلامی را به همه جهانیان آشکار خواهد نمود. معرفی واقعی و حقیقی اسلام هم از حیث ایدئولوژی و هم از حیث رفتاری و عملی و عمل به تمام فرامین آن از رسالتهای مهم بعد از ظهور است و با این اتفاق، مسلمین نیز عزت واقعی خویش را پیدا خواهند نمود.

خروج از بند استعمارگران و استثمارگران، پناه بردن به دامن اسلام و گریز از فرهنگ مبتذل غربی، بدست آوردن و بکاربستن آخرین یافته های علمی و تکنولوژی در جهان، الگو شدن در تمام زمینه های اقتصادی و... برای جهان همه مقدمه برای عزت مسلمین است.

2- ذلیل کردن خط نفاق و منافقین؛ «و تذل به النفاق و أهله»

خطرناکترین خط فکری در مقابل اسلام و مسلمین خط نفاق است. چهره های دوگانه ای که برای منافع خود لباس گوسفند به تن نموده و سنگین ترین ضربه ها را به اسلام و دین زده اند. انسانهایی که ایمان آنها فقط سوری و لق لق زبان است. اعمال فاسد و گناه خویش را اصلاح و صواب می دانند و دیگران را نفی می نمایند. در حضور مؤمنان خود را مؤمن دانسته و در ملاقاتهای خویش با منافقین دیگر، بیان می کنند که ما آنان (مؤمنان) را مسخره می کنیم. ایمان به خدا را سفاهت می دانند و... شناخت نیروها و چهره های نفاق و حذف آنان از جامعه اسلامی و از بین بردن خط نفاق از دیگر اهداف بعد از ظهور امام زمان علیه السلام است.

و اما منتظرین چه هدفی را باید دنبال کنند؟

از مهم ترین مباحث در جامعه ایده آل، ساخت نیروها و افراد قوی و مفید است. در جامعه بعد از ظهور دو چیز بسیار مهم است: 1- خط فرهنگی و حکومتی و برنامه کلان 2- نیروهای مفید و قوی. خط فرهنگی که بدان اشاره شد و اما نیروها باید با دو هدف عمده حرکت نمایند:

الف- «و تجعلنا فیها الدعاه الی طاعتک»؛ ما را در آن دولت حقه اهل دعوت به طاعت قرار بده. نیرویی که درحکومت امام زمان علیه السلام کار می کند علاوه بر تخصص باید رفتار و گفتارش دعوت کننده به سوی اطاعت الهی باشد.

ب- «والقاده الی سبیلک»؛ و ما را پیشوایان راه هدایتت قرار بده. در مورد کار نیروها در حکومت امام زمان علیه السلام چند نکته حائز اهمیت است:

1- محور اصلی کار اطاعت الهی و خداست.

2- وقتی نیروها دعوت کننده به طاعت الهی باشند خود نیز عاملین و مطیعین خداوندند.

3- پیشوایان راه هدایت باشند. یعنی هر نیرو در حکومت امام زمان علیه السلام خود هدایت کننده به سوی صراط مستقیم است. در جامعه مهدوی همه نیروها هم هدایت شده و هم هدایت کننده هستند.

4- در جامعه مهدوی اساس کار نیروها بر معنویت و اخلاص است.

5- در چنین جامعه ای که تز نیروها این گونه باشد قطعا نیروها از هم شناخته شده، خط اصیل اسلام از خط نفاق جدا شده و ثمره کارها بسیار بالا خواهد بود.

 





نوع مطلب : مقالات، 
برچسب ها :
شنبه 21 آذر 1388 :: نویسنده : محمد امیرابادی

شناختِ امام غایب براى كسانى‏كه او را ندیده‏اند و به محضر او شرف‏یاب نشده‏اند، نخستین مشكل و چالش به شمار مى‏رود. محور اشكال دوم، امكان ایمان به چنین امامى است كه در عین حیات و عصمت، در پُشتِ پرده‏ى غیبت، از دیده‏ها محجوب است، هر چند كه در جامعه حضور دارد. در خاتمه‏ى مقاله گذشته به طور گذرا به این دو چالش و راه حل اجمالى آن پرداختیم. در این شماره به یارى خدا به ریشه‏یابى این دو مشكل و راه حلهاى مطرح شده در متون تاریخى ما كه براى این دوران برنامه‏ریزى كرده است مى‏پردازیم و سایر مشكلات را نیز در پرتو این دو مشكل مرور خواهیم داشت.



خلاصه‏ى جواب براى چالش شناخت امام غایب

خلاصه‏ى رفع اشكال نخست به شرح زیر است:

1- امكان شناخت و وسائل لازم براى تحقّق شناخت و آگاهى عامه‏ى مردم، بویژه نخبگان جامعه، از وجود و استمرار حیات دوازدهمین اختر تاب‏ناك آسمان ولایت، فراهم شده است.

این آگاهى‏ها، از سوى قرآن كریم و پیامبر اكرم )صلّى‏اللّهُ‏علیه‏وآله‏وسلّم( و امامان پیشین و نواب خاص امام مهدى )علیه‏السّلام( و دانشمندان دوران حضور و دوران غیبت صغرا، و دوران غیبت كبرا نیز به گونه‏اى مستمر و پیوسته، در اختیار عموم مردم و حق‏جویان قرارداده شده است.

2- دلائل عقلى و مجموعه‏ى دلائل حسّى و عینى؛ یعنى، كرامت‏هاى ثبت شده، در طول شصت و نه سال دوران ارتباط با امام مهدى )علیه‏السّلام(، )آن هم به دست افراد گوناگون جامعه( امرى مشهود و مسموع، و در میان سطوح و اقشار مختلف، از جمله علما و دانشمندان نیز رایج بود، این دلایل مهم‏ترین ابزار تحقّق ایمان در دوران غیبت كبرا بود.

3- مدعیان مهدویّت و سوء استفاده كنندگان از نام امام مهدى )علیه‏السّلام( در دوران غیبت صغرا و سپس دوران غیبت كبرا، دانشمندان و فرهیختگان جامعه را به دفاع از حریم امامت و امام مهدى )علیه‏السّلام( و مسئله‏ى مهدویّت وادار كرد و به طور غیرمستقیم شناخت مردم به امام مهدى )علیه‏السّلام( را بالا برد.

4- در كتاب‏هاى كلامى و تاریخى و حدیثى، به دلائل عقلى و نقلى و حسّى، به خوبى، پرداخته شده است.

5- یكى از مهم‏ترین دلائل قرآنى كه براى عموم صاحبان خرد سؤال برانگیز هم بوده و هست، سوره‏ى مبارك قدر است. فعل مضارع »تنزّلُ« در سوره‏اى كه در سال‏هاى آغازین بعثت پیامبر )صلّى‏اللّهُ‏علیه‏وآله‏وسلّم( نازل گشته است، چه معنایى دارد؟ ملائكه و روح، بر چه كسى و براى چه، در شب قدر، از غروب تا طلوع فجر، پیوسته فرود مى‏آیند؟

روایت‏هاى گوناگون در تفسیر این آیه و آیات مشابه، وجود شب قدر در هر سال را تصریح دارد. از این سوره، وجود یك انسان شایسته براى فرود آمدن ملائك حتى پس از دوران پیامبر اكرم )صلّى‏اللّهُ‏علیه‏وآله‏وسلّم( فهمیده مى‏شود.

تمام مسلمانان جهان، بلكه تمام جهانیان، به چنین مطلبى دست‏رسى داشته و دارند و مى‏توانند از آن آگاه شوند. این مطلب خصوصاً در دورانِ غیبت، بسیار قابل تأمّل مى‏باشد.



شناخت مطلوب و راه رسیدن به آن

در این شماره، به پاسخ چند سوال دیگر در باره‏ى شناخت و ایمان عموم مردم به امام زمان )علیه‏السّلام( در دوران غیبت كبرا باید بپردازیم.

سؤال یكم - چه‏گونه ممكن است شناخت مردم از امام مهدى )علیه‏السّلام( در عین غیبت از دیده‏هاى آنان، همچون شناخت آنان از او در حال حضورش باشد؟

سؤال دوم - با توجّه به غیبت امام مهدى )علیه‏السّلام( و احساس نكردن آثار وجودى او در جامعه، چه‏گونه مى‏توانیم شناختى عمیق از او پیدا كنیم؟

سؤال سوم - با توجه به دو سؤال گذشته، آیا ممكن است ایمان به وجود او در دوران غیبت كبرا به ایمانى در حدّ یقین برسد؟

كلید حل این سه سؤال را در شماره‏ى پیش تقدیم شد، و روشن شد كه مسئله‏ى امام مهدى )علیه‏السّلام( در دوران غیبت، بویژه غیبت كبرا، یكى از مصادیق ایمان به غیب است. و همان طور كه شناخت و ایمان به خداى نامحسوس، امكان‏پذیر است و قابلیّت رشد را نیز دارا است، شناخت و ایمان به امام معصوم و غائب كه امامت او در قرآن و سنّت منصوص است، امرى امكان‏پذیر بوده و هست.

همان‏طور كه رسیدن به مرز یقین، در موضوع ایمان به خدا، امكان‏پذیر است، رسیدن به مرز یقین در مورد ایمان به امام معصوم و غایب نیز امكان‏پذیر است. البته، این ایمان و رشد آن، به ابزار و وسائلى منطقى و علل طبیعى نیاز دارد - كه فراهم مى‏باشند.

بنابراین، باید در وهله‏ى علل ضعف شناخت و ضعف ایمان را بشناسیم تا بتوانیم در رفع این ضعف كوشا باشیم.



علل ضعف شناخت امام در غیبت كبرى

به طور كلّى، مى‏توانیم علل ضعف شناخت مردم را معلول چند امر بدانیم:

1- نداشتن تصوّرى روشن از موضوع مورد اعتقاد؛

2- نداشتن دلیل یا دلائل كافى براى عقیده‏ى خود؛

3- مقایسه‏ى مطالب عقلى با مطالب حسّى، و انتظار پیدا كردن دلائل حسّى براى همه‏ى مطالب عقلى؛

4- سست بودن برخى از دلائل ارائه شده، یا عدم هضم آن دلائل براى مقطع سنّى معیّن یا مقطع زمانى موردنظر؛

5- غفلت از آثار و نتائج و بركات امام معصوم در حالى كه انسان در آن بركات غرق شده باشد. )البته جهان و جامعه، هیچ وقت، بدون وجود امام معصوم، تجربه نشده است.(؛

6- شبهه‏پراكنى‏هاى پیاپى و ضعف پاسخهاى داده شده؛

7- تلاش دشمنان اسلام، براى دور كردن جامعه از معنویّت و اركان هدایت و غرق شدن در لذّت‏هاى مادى؛ و در نتیجه از دست دادنِ حساسیّت لازم نسبت به حضور امام معصوم در جامعه.



علل ضعف ایمان به امام در دوران غیبت كبرا

ضعف ایمان نیز، جداى از ضعف شناخت، مى‏تواند معلول چند امر باشد:

1- ضعف شناخت و كافى نبودن اطّلاعات موجود در باره‏ى امام غایب؛

2- ناقص‏بودن استدلال یا كافى نبودن دلائل ضرورت و اهمیّت وجود امام معصوم )علیه‏السّلام( در جامعه در تمام دوران‏ها؛

3- عدم احساس به آثار وجودى امام غایب؛

4- عدم احساس به حضور او در صحنه‏ى زندگى؛

5- جهل فوائد وجود امام )علیه‏السّلام( در دوران غیبت؛

6- ضعف ارتباط روحى با امام معصوم )علیه‏السّلام( در دوران غیبت و استتار؛

7- اعتقاد به امكان ادامه‏ى زندگى فردى و اجتماعى منهاى وجود امام معصوم؛

8- شبهات مطرح شده در باره‏ى امام مهدى )علیه‏السّلام( گاهى اصل شناخت را زیر سؤال مى‏برد و گاهى ایمان به او را متزلزل مى‏سازد؛

9- فقدان عنصر صبر و بردبارى و یا فقدان روحیه‏ى تلاش و تحقیق كه در فرض طولانى شدن غیبت، مى‏تواند انسان را از ظهور امام )علیه‏السّلام( مأیوس گرداند.

به همین جهت، در برخى دعاهاى ویژه دوران غیبت، روحیه‏ى استعجال نكوهش شده است، و در مقابل روحیه‏ى انتظار امام غایب )علیه‏السّلام( ستایش و تقویّت شده است، بلكه مؤمنان باید براى به دست آوردن صفت و ملكه‏ى صبر و مقاومت و بردبارى درخواست جدّى و دعاى واقعى كنند، و این امر نشانه‏ى برخى آسیب‏هاى جدّى در این زمینه است.

پرسش‏هاى بى‏جا و غیر مفید، و اعتراض‏هاى نابه‏جا نیز انسان را به سمت یك نوع سستى در ایمان مى‏كشاند.

انتظار اطّلاع و آگاهى از تمام اسرار هستى، انتظارى بى‏جا است كه انسان را در كشف اسرار نهفته، حریص مى‏گرداند، ولى او را به جایى نمى‏رساند. به همین دلیل یك انسانِ منتظرِ ظهور امام مهدى)عج( نباید انتظار داشته باشد كه سرّ همه چیز را بداند.

فراموش كردن وجود امام معصومِ غایب، منتظر نبودن ظهور او، قطع ارتباط روزانه با او، ترك صلوات فرستادن بر او، ترك دعاى تعجیل فرج براى او، مى‏تواند ایمان انسان را به او سست كند و انسان را از آمادگى براى ظهور او محروم گرداند.

پدیده‏ى استعجال - كه در روایات و دعاها، بسیار نكوهش شده است - مى‏تواند معلول یكى از دو عامل باشد:

الف( نزدیك بین بودن انسان و فقدان دورنگرى و عادت ندادن خود به دیدن افق‏هاى بسیار دور زندگى و توجّه به منافع و مصالح بسیار نزدیك و محسوس و زودگذر و غفلت از مصالح آینده و اهداف بزرگ رسالت جهانى و فراگیر امام زمان )علیه‏السّلام(؛

ب( آگاه نبودن به مسیر طبیعى و منطقى تحوّلات اجتماعى، و عدم شناخت قوانین حاكم بر تحوّلات اجتماعى.



آسیب‏زدایى از شناخت و ایمان به امام غایب

اهل بیت پیامبر )علیهم‏السّلام( به شناخت و ایمان مردم به امام معصوم )علیه‏السّلام( در زمان غیبت او، توجّه شایان داشته‏اند و در آثار گران‏بهایشان، این اهتمام، به خوبى، به چشم مى‏خورد.

در دعاها و زیارت نامه‏ها و روایات اهل بیت )علیهم‏السّلام( به بسیارى از علل ضعف شناخت و ایمان به امام غایب نیز توجهى ویژه مى‏بینیم.

البته، بسیار روشن است كه با توّجه به عللِ ضعفِ شناخت و ضعفِ ایمان، باید در رفع این مشكل بكوشیم، و خلاصه‏ى درمان این مشكل، در بسیارى از دعاها و زیارت نامه‏هاى مخصوص حضرت مهدى )علیه‏السّلام( در دوران غیبت كبرا، مطرح شده است.

1- به عنوان نخستین گام، به دست آوردن شناخت صحیح از مسئله‏ى مهدوّیت و شخص امام مهدى )علیه‏السّلام( امرى ضرورى است. این مهم، با دقّت كافى در دعاها و زیارت‏نامه‏ها، تأمین مى‏گردد؛ زیرا كه، شناخت صحیح و لازم را در آن‏ها مى‏یابیم.

2- گام دوم به دست آوردن دلائل كافى و لازم، و اثبات كننده‏ى وجود امام معصوم و غایب است. هر چند این دلائل را در كتب كلامى مى‏یابیم، امّا دعاها و زیارت‏نامه‏ها، از این دلائل نیز برخوردارند، بلكه در برخى دعاها و زیارت‏نامه‏ها، صریحاً، و در برخى دیگر، با اشاره‏ى گویا، این مبحث مطرح شده است. زیارت جامعه‏ى كبیره و زیارت وارث و دعاى عصر روز جمعه(1)، به طور ویژه، به این امر پرداخته است.

3- گام سوم شبهه‏زدایى است. باید به همه‏ى شبهات تزلزل‏آفرین، توجّه شود و حل گردد. برخى از این شبهات را كتاب‏هاى كلامى و حدیثى و برخى نیز در دعاهاى ویژه امام زمان)عج(، مطرح و پاسخ داده شده است.

4- گام چهارم، زدودن مشكل یأس و نااُمیدى است. این مشكل، با شناخت و تبیین قوانین اساسى حاكم بر تحوّلات اجتماعى )منطقه‏اى و جهانى( و فهم روند تحوّلات فرهنگى و اجتماعى قابل رفع است.

شناخت این قوانین، راه‏هاى گوناگون دارد. از جمله‏ى این راه‏ها، بهره‏بردارى صحیح از تاریخ است. شناخت صحیح از تاریخ، راه را براى شناخت مسیر و قوانین حاكم بر تحولاّت اجتماعى، هموار مى‏كند. قرآن كریم، بیش‏ترین توجّه را به این راه معطوف داشته است.(2)

در برخى از دعاهاى ویژه‏ى امام زمان )علیه‏السّلام( یقین به قیام حضرت مهدى )علیه‏السّلام( را همانند یقین به قیام حضرت رسول خدا )صلّى‏اللّهُ‏علیه‏وآله‏وسلّم((3) قرار داده است. و در حقیقت، ما را از گذشته‏ى یقین‏آور به آینده‏ى نیازمند یقین، توجّه مى‏دهد. بنابراین یقین لازم را نیز مى‏توانیم از راه مطالعه و تحقیق در تاریخ به دست آوریم و براى دیگران تبیین كنیم. و با استفاده از تاریخ بیشترین زمینه‏هاى لازم براى تحقق یقین فراهم مى‏گردد.

5- گام پنجم، توجّه به افق‏هاى بسیار دور، در عین توجّه به افق‏هاى بسیار نزدیك و بالفعل است، دورنگر بودن، همزمان با غافل نبودن از واقعیّت‏هاى موجود بسیار لازم است؛ بنابراین، مشكل زمان را باید براى خود حل كنیم و مراقب باشیم كه توجه به آینده‏ى بسیار دور عامل یأس و سستى و در نتیجه مانع برنامه‏ریزى دراز مدت و پایدار نگردد.

قرآن كریم، مى‏فرماید: »إنهم یرونه بعیداً ونراه قریباً«(4)؛ برخى از مردم، قیامت یا قیام مهدى )علیه‏السّلام( را بسیار دور مى‏بینند، در حالى كه ما آن را بسیار نزدیك مى‏بینیم.

6- پس از رفع شبهات و زدودن شك‏ها و تردیدهاى مطرح شده در مورد دلائل قطعى كه ثابت‏كننده‏ى وجود و حضور امام در پشت پرده‏ى غیبت است، لازم است ارتباط معنوى ما با امام ناظر و غایب )علیه‏السّلام( - كه مهم‏ترین عامل رشد معرفت و ایمان به او به شمار مى‏رود - تقویت گردد.

تقویت ارتباط معنوى با امام غایب، با وسائلى چند تحقق‏پذیر مى‏باشد:

الف( دعاهاى روزانه و هفتگى و در مناسبت‏هاى گوناگون؛

ب( زیارت‏هاى روزانه و هفتگى و در مناسبت‏هاى مختلف(5)؛

ج( انتظار صحیح و سازنده و مبارزه با انتظار منفى كه خود از عوامل سستى‏زا و یأس‏آور است؛

د( توجّه به مسئله‏ى عَرضه‏ى اَعمال مردم بر امامِ زمانِ خود، و لازمه‏ى آن احساسِ نظارت همیشگى امام )علیه‏السّلام( بر اعمال مان(6)؛

ه( توجّه به ویژگى شب قدر و نحوه‏ى ارتباط معنوى و شایسته با امام زمان )علیه‏السّلام( در این شب مهم(7) در هر سال؛

و( ارتباط مالى و عاطفى با امام )علیه‏السّلام(، )توجّه به وجوب خمس بر مردم كه از آنِ امام مى‏باشد(، و استحباب پرداخت صدقه یا نذر براى سلامتى امام زمان )علیه‏السّلام(؛ كه مستلزم یك ارتباط واقعى و معنوى با امام است.

ز( ارتباط پیوسته اعتقادى و تشكیلاتى و عاطفى با نایبان عام امام زمان )علیه‏السّلام((8)؛

ح( ارتباط سیاسى و اجتماعى و عاطفى سالانه با امام زمان خود )علیه‏السّلام( در عرصه‏ى حج و در روزهاى ویژه‏ى حج؛ زیرا، همه ساله، امام )علیه‏السّلام( در موسم حج حاضر مى‏گردد و به حجّاج آن سال توجّهى ویژه مى‏كند.

ط( توسّل به امام زمان خود و توجه ویژه به او در تنگناها و مشكلات فردى و اجتماعى و درخواست شفاعت وقت خاصى ندارد و براى همیشه ممكن و تحقق‏پذیر است.

ى( تبلیغ و ترویج نام و یاد امام مهدى )علیه‏السّلام( در میان افراد خانواده و افراد محله و میان همنشینان و دوستان و در میان سایر افراد جامعه(9) آثار روانى مثبتى در جهت تحكیم ارتباط حقیقى با امام زمان)عج( مى‏باشد؛

ك( توجّه یافتن و توجّه دادن به ضرورت وجود و حضور امام معصوم در تمام عرصه‏هاى اجتماعى؛

عموماً، آموزه‏هاى زیارت‏نامه‏ها و دعاهاى رسیده از معصومین )علیهم‏السّلام( در باره‏ى حضرت مهدى )علیه‏السّلام( بسیار زیبا و گویا، و نشان‏دهنده‏ى نوع درمان مناسب و راه‏حل‏هاى دقیق براى رفع مشكلات زمان غیبت است.

استفاده از عنصر تبیین مسئولیّت‏هاى امام )علیه‏السّلام( در دوران غیبت، مى‏تواند در اشكال زدائى نسبت فوائد و آثار وجودى امام غایب مؤثر باشد. كه تبیین آن، اشكالِ لغویتِ وجود امام غایب، مرتفع مى‏گردد. و یكى از سببهاى سُستى ایمان و ضعف ارتباط مرتفع مى‏گردد.

استفاده از عنصرِ تبیینِ مجموعه وظایف پیروان امام مهدى )علیه‏السّلام( و منتظران واقعى او نیز نشان دهنده‏ى توجّه به اشكال بر فایده‏ى انتظار امام غایب است. رفع این اشكال، ضرورى، بلكه یك نوع مبارزه با انتظار منفى است.

در ضمن، راهى براى معالجه و درمان مشكل سوء استفاده‏ى دشمنان از غیبت امام معصوم )علیه‏السّلام( است. و انتظار منفى یكى از زمینه‏هاى ایجاد بحران‏هاى فكرى و سیاسى و اجتماعى و اخلاقى در جامعه اسلامى است.

استفاده از عنصرِ خطاب و سخن گفتن مستقیم با امام غایب )علیه‏السّلام( - كه در زیارت‏نامه‏ها و دعاها، به چشم مى‏خورد نشان دهنده‏ى اهمیّت توجّه مؤمنان و منتظران به ضرورت داشتن احساس واقعى نسبت به حضور امام معصوم در تمام صحنه‏هاى زندگى آنان است.

استفاده از عنصرِ تكرار بیان وظایف به منتظران و یاران امام زمان )علیه‏السّلام( نشان دهنده‏ى ضرورت تربیت آنان همراه با تذّكر و یادآورى‏هاى پیوسته نسبت به ضرورت آمادگى بالفعل براى یارى رساندن به امام، و ایجاد آمادگى واقعى و لازم در خود و دیگران براى ظهور امام )علیه‏السّلام( و ضرورتِ آمادگى براى فرمان بردارى از او مى‏باشد.

تقریباً همه‏ى آسیب‏هاى دوران غیبت - كه دوران انتظار فرج است - در دعاها و زیارت نامه‏هاى موجود، به طور چشم‏گیرى تذكّر داده شده، و راه‏حل‏هاى آن‏ها نیز در بیشتر دعاها مطرح گشته است.(10)

در این دعاها و زیارت نامه‏ها، برنامه‏هاى آینده‏ى امام نیز به گونه‏اى بسیار گویا و روشن، مطرح شده است و چشم‏انداز حركت آینده‏ى امام )علیه‏السّلام((11) را نیز به پیروان او گوشزد مى‏كند تا به سمت آن اهداف بلند حركت كنند و خود را به او و اهداف او، هر چه سریع‏تر، نزدیك كنند.

در برنامه‏هاى ویژه‏ى منتظران - كه یك برنامه‏ى كامل براى ایجاد آمادگى، و در حقیقت، نشانه‏ى یك آماده باش كامل و تمام عیار است - مقدّمات ظهورى كه در اختیار منتظران و دل‏باختگان و شیفتگان ظهور حضرت است برنامه ریزى شده است، و این خود نقشى فعّال و عملى در زمینه‏سازى واقعى را ایفا مى‏كند.

بنابر این، بسیارى از چشم‏اندازها و مشكلات مطرح در عصر غیبت و راه‏حل‏هاى این مشكلات، در خصوص دوران غیبت كبرا در دعاها و زیارت‏نامه‏ها و صلوات ویژه‏ى حضرت مهدى )علیه‏السّلام( به گونه‏هاى مختلف، با اجمال و تفصیل، و گاهى با تكرار و تأكید فراوان، به چشم مى‏خورد. و این، مطلب نشان مى‏دهد كه همه‏ى امامان معصوم )علیه‏السّلام( در دوران حضورشان، به مسئله‏ى غیبت و مشكلات آن، توجّهى كامل داشته‏اند. خود حضرت صاحب الامر )علیه‏السّلام( در دعاهاى گوناگونى كه به پیروان خود تعلیم نموده است، در صدد علاج بسیارى از این مشكلات و چالش‏ها بوده است.

پس مهم‏ترین عنصر در تقویت ارتباط معنوى با امام غایب )علیه‏السّلام( همین دعاهاى روزانه و هفتگى ویژه‏ى امام زمان )علیه‏السّلام( است كه یك برنامه‏ى حساب شده و منظّم را در پیش روى منتظران قرار مى‏دهد و ترسیم مى‏كند تا طبق این الگو، زندگى خود را تنظیم كنند و به سوى روزهاى ظهور، یك حركت جدّى و حساب شده و با شتاب، داشته باشند.(12)

در این دعاها، همین بس است كه عنصر امید در وجود انسان زنده مى‏شود. توجّه به عنصر ایمان و عنصر یقین كه اوج اعتقاد مطلوب است، در این دعاها، بسیار چشمگیر است. به همین خاطر، عوامل سلب یقین را گوشزد، و راه‏حل‏هاى گوناگونى براى این آسیب بیان شده است.

البته، جا دارد كه خوانندگان این نوشتار، براى یك بار هم كه شده، در این زمینه، به دعاهاى ویژه امام زمان )علیه‏السّلام( در عصر جمعه مراجعه كنند تا ببینند امامِ غایب، براى حل مشكل‏ها و چالش‏هاى دوران غیبت خود، چه راه‏حل‏هایى مطرح كرده است.

بنابر این، با رفع هر گونه ابهام براى منتظران و یا ردّ اشكالات احتمالى و رفع مشكلات قطعى، آسیب‏هاى دوران غیبت امام مهدى )علیه‏السّلام( شناسانده و زدوده مى‏شود، و راه جلوگیرى از ضررهاى احتمالى نیز بیان مى‏گردد.

البته، برخى آسیب‏هاى مطرح شده، حتّى در عصر حضور امام معصوم نیز مشاهده مى‏شود. تاریخ ما، این آسیب‏ها را به طور فراوان نشان مى‏دهد. تعداد و نوع آن‏ها، بستگى به درجه‏ى رشد فرهنگى جامعه و افراد با ایمان دارد.

در دوران غیبت، زمینه براى آزمایش برتر فراهم مى‏گردد و با خالص شدن نیروهاى تحت امر امام )علیه‏السّلام( معجزات الهى، زمینه‏ى ظهور خواهد داشت.

تاریخ اسلامى ما، نشان داده است كه بیش‏ترین آسیب‏ها و ضربه‏ها زمانى است كه نیروهاى ناخالص از نیروهاى خالص جدا نشده‏اند و دوستان از دشمنان، تمییز داده نشده باشند، و در حقیقت، دشمنان واقعى، در لباس دوستانِ نزدیك در آمده باشند.

بنابر این، بالا رفتن سطح آگاهى و بالا بودن ذخیره‏ى تجربیاتِ سخت در دوران غیبت، دو اصلِ اجتناب‏ناپذیر براى رسیدن نیروهاى تحت امر حضرت )علیه‏السّلام( به وضع مطلوب است.

در بحث آینده، به مشكل رهبرى در دوران غیبت كبرا باید بپردازیم و راه‏حل آن را از منظر امام مهدى )علیه‏السّلام( با زاویه‏ى دید تاریخى مطرح و بررسى كنیم. إنْ شاء الله تعالى

بى‏تردید عصر امام مهدى(ع) عصر حاكمیت نور دانش و بینش و از درخشان‏ترین و زیباترین اعصار روى كره زمین از آغاز آفرینش جهان و انسان خواهد بود. آنچه در این نوشتار تقدیم خوانندگان عزیز مى‏شود برخى از ابعاد زندگى و شكوفایى و درخشندگى آن عصر است كه با تلخیص از نظر گرامى‏تان مى‏گذرد.

در عصر درخشان امام مهدى(ع) حیات فرهنگى به گونه‏اى شكوفا و بارور مى‏گردد و دانش و فرهنگ و معنویت بویژه علوم دینى و احكام و مقررات و معارف انسان‏ساز اسلام در سراسر گیتى بسط و گسترش مى‏یابد و چرخ‏هاى فرهنگ و آگاهى و شناخت با سرعت وصف‏ناپذیرى به حركت مى‏افتد.
كتابهاى مربوط به شرح حال راویان احادیث كه به كتابهاى رجالى مشهورند و نیز شرح حال و بیوگرافى آنان و تقسیم‏بندى روایات به صحیح و ضعیف كه بیشتر به حدس و گمان تكیه دارد و در عصر غیبت و به خاطر نرسیدن دست مردم به امام معصوم مورد استفاده قرار مى‏گیرد به پایان مى‏رسد؛ زیرا در عصر ظهور مردم به مقررات و احكام قطعى دست مى‏یابند و از اینها بى‏نیاز مى‏گردند. همچنین بیشتر تفاسیر از اعتبار ساقط مى‏شود و تنها تفاسیر برخاسته از روایات رسیده از پیامبر و اهل بیت باقى مى‏ماند.
همین‏گونه قرائتهاى مختلف از قرآن شریف كه دلیلى براى آن نازل نشده است برداشته مى‏شود چرا كه مردم قرآن و قرائت صحیح آن را به گونه‏اى كه بر قلب مصفاى محمد(ص) فرود آمده است از امام مهدى(ع) مى‏آموزند و تفسیر و پیام و مفهوم آن را آن‏گونه كه خدا اراده فرموده است مى‏شناسند و بر معارف بلند و راز و رمز و شگفتیهاى آن كه همچنان ناشناخته و پوشیده است، آگاهى مى‏یابند.
حضرت امام باقر(ع) فرموده‏اند:
توتون الحكمة فى زمانه حتى ان المراة لتقضى فى بیتها، بكتاب اللَّه و سنّة رسوله1
یعنى به مردم عصر حكومت درخشان او، دانش و بینش ارزانى مى‏گردد كه زن در كانون خانه خویش براساس كتاب خدا و سنت پیامبرش عادلانه و آگاهانه داورى مى‏كند و نیازى به دیگرى ندارد.
این روایت نشانگر این واقعیت است كه مردم در روزگار حاكمیت آن حضرت، براساس آداب و مقررات دینى تربیت شده و احكام شریعت را آموخته و بر پایه‏اى از فرهنگ و تمدن اوج مى‏گیرند كه هر بانویى مى‏تواند در درون خانه خویش میان آن دو انسان براساس مقررات كتاب خدا و سیره و روش عادلانه پیام‏آور بزرگ او قضاوت كند.
امیرالمؤمنین على(ع) هم طى گفت‏وگویى با جناب كمیل بن زیاد نخعى مى‏فرمایند:
اى كمیل، هیچ علمى نیست مگر آن كه با من آغاز گردد و هیچ سرى نیست مگر آنكه با قائم پایان پذیرد.2
لازم است بدانیم كه خود امام مهدى براساس كتاب خدا و سیره و شیوه انسانساز و افتخار آفرین پیامبر تدبیر امور مى‏كند و به اندازه ذره‏اى از آن انحراف نمى‏جوید. او شریعت جدید یا دین دیگرى نمى‏آورد كه با اسلام راستین ناسازگار باشد.
همچنین واقعیت كه رخ خواهد داد این است كه همه مذاهب پدید آمده پس از رحلت پیشواى بزرگ توحید پیامبر گرامى ملغى مى‏شود و از میان مى‏رود چرا كه اینها راه و رسمى است كه در كتاب خدا و سنت پیامبر جایى ندارد. در كلامى كه از عالم اهل سنت به نام ابن العربى بیان گردیده آمده است:
امام مهدى پس از ظهور، دین را همان‏گونه كه بود و نازل گردید آشكار مى‏سازد، به طورى كه اگر پیامبر گرامى حاضر باشد به همان حكم كند. او مذاهب مختلف را از روى زمین با ارشاد و هدایت خویش برمى‏دارد و جز دین خالص و پاك آسمانى نمى‏ماند.3
آرى در آن شرایط پر افتخار است كه اتحاد بزرگ اسلامى تحقق مى‏پذیرد چرا كه همه مسلمانان در اصول دین و فروع آن و همه مسایل فقهى و احكام و مقررات شرعى، متحد و یكپارچه مى‏گردند.
دین راستین همان اسلام واقعى خواهد بود و مذهب همان مذهب تشیع كه مذهب خاندان وحى و رسالت است و پیامبر گرامى مردم را بدان دعوت نموده است. و همه بشریت بدین سان زیر پرچم پر افتخار لااله‏الااللَّه، محمد رسول‏اللَّه، على ولى‏اللَّه در اوج سعادت و رفاه و نیكبختى زندگى مى‏كنند.
در حدیثى كه امام مجتبى از پدرش حضرت على نقل مى‏فرماید چنین آمده است:
مهدى زمین را از برهان و دانش و نور هدایت پر مى‏كند تا آن‏جا كه سراسر گیتى به وى ایمان آورد و كافران مسلمان شوند و فاسقان صالح گردند.4
و باز حضرت على(ع) در بیان دیگرى از حضرت مهدى چنین مى‏فرماید:
... لافترك بدعة الا ازالها ولا سنة الاّ اقامها.5
یعنى آن پیشواى الهى تمامى بدعتها را نابود مى‏كند و همه سنتها و شیوه‏هاى پسندیده را زنده و برپا مى‏كند.

تربیت در عصر امام مهدى(ع)
از واقعیت‏ه‏اى تردید ناپذیر این است كه انسان در همه ابعاد، قابل تربیت و سازندگى است و هنگامى كه برنامه‏هاى تربیتى براساس ارزشهاى والاى اخلاقى و انسانى تنظیم گردد بشریت راه اعتدال و درستى را خواهد گزید. و در راه و روش شایسته و ستوده‏اى گام خواهد نهاد. اما اگر برنامه‏ها و عوامل تربیتى فاسد و ناصالح باشد بدون تردید نتیجه معكوس خواهد داد و انسان به سوى تباهى خواهد رفت.
1. كانون خانه و خانواده كه كودك در آن دیده بر جهان مى‏گشاید یك كانون و عامل تربیتى است كه در جهت‏دهى به كودك نقش بسیار مهمى دارد.
2. پس از خانه، نقش مدرسه است كه كودك با ورود بدانجا مراحل نخستین دانش و فرهنگ را از طریق آموزگاران دریافت مى‏دارد و هر چه مراحل مختلف علمى را طى مى‏كند سطح مطالعه و فرهنگ و آگاهیهاى او بالا مى‏رود تا سرانجام به عالى‏ترین مراحل و مدارج علمى و فكرى مى‏رسد.
3. عامل محیط و جامعه، كودكى كه در جامعه‏اى مملو از دروغ و شائبه و بى‏بندبار رشد مى‏كند تربیت ناشایست و نادرست مى‏پذیرد و كودكى كه در جامعه دین باور و امانت‏دار و سرشار از حیا و درستكارى تربیت شود فردى شایسته خواهد بود.
4. رسانه‏هاى گروهى و دستگاههاى تبلیغاتى جامعه همچون روزنامه‏ها و مجلات، رادیو و تلویزیون و...
امام مهدى(ع) كه در اندیشه اصلاح جامعه جهانى است و مى‏خواهد جامعه‏اى به راستى اسلامى پى‏ریزى نموده و آن را به ارزشهاى والاى انسانى و قرآنى آراسته سازد، در این راه مى‏بایست از وسایل و عوامل تربیتى بهره گیرد و آموزشهاى تربیتى صحیح و سازنده خویش را به وسیله این وسایل و تجهیزات به گوشها برساند. از این رو مدارس و آموزشگاهها را، فرهنگ و تعالیم انسانساز اسلام اداره و رهبرى مى‏كند و راههاى تعلیم و تربیت در همه مراحل از شیوه‏ها و برنامه‏هاى اسلامى بهره‏مند مى‏گردد و وسایل ارتباط جمعى به طور كامل، شایسته و مفید و ثمربخش مى‏شوند و از چهارچوب مقررات و ارزشهاى اسلامى تجاوز نمى‏كنند.6
چنانچه حضرت على(ع) با عباراتى بسیار شنیدنى چنین نوید مى‏دهد كه:
مهدى(ع) هواهاى نفسانى را به هدایت باز خواهد آورد آن‏گاه كه هدایت را به هواپرستى بفروشند و آرا و نظرها را بر قرآن منطبق سازد چون قرآن را بر مدار آراى خویش باز خوانند.7






نوع مطلب : مقالات، 
برچسب ها :


( کل صفحات : 2 )    1   2   
درباره وبلاگ

با سلام.از شما بازدید کنند گان خواهش مند است که ما را بانظرات خود یاری کنید.ین سایت در نظر دارد شمارا بیشتر با دوران اخرالزمان وظهور آشنا کند.
مدیر وبلاگ : محمد امیرابادی
موضوعات
نویسندگان
برچسبها
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :