|
گل نرگس
یا صاحب الزمان ادرکنی
پنجشنبه 5 فروردین 1389 :: نویسنده : محمد امیرابادی مهدى یاوران/ نصرت الله آیتى مقدمه هر جنبش و انقلابى، به یاران و همراهانى نیاز دارد؛ یارانى كه ستونهاى انقلاباند و سنگینى آن را بر دوش مىكشند. سستى و استوارى هر یك از این دو، با سستى و استوارى دیگرى ارتباطى تنگاتنگ دارد؛ یعنى، هر اندازه حجم بناى انقلاب كمتر باشد، پایههاى آن از استحكام كمترى برخوردار خواهد بود و به هر میزان كه آن بنا، بلندتر و گستردهتر باشد، به ستونهاى محكمترى نیاز خواهد داشت. ما با نگاه به حجم و گستردگى این بنا، مىتوانیم دریابیم بر چه ستونهایى افراشته شده است؛ همچنانكه با تأمّل در اهداف و غایات آن نیز مىتوانیم، میزان و حجم ابزار و وسایل مورد نیاز و نیز پدیدآورندگان آنرا گمانه زنیم. در این نوشتار، بهدنبال تبیین ویژگىهاى یاوران امام مهدى علیه السلام و همراهان او هستیم؛ كسانى كه در حركت جهانى او، به مثابه بازوان نیرومند آن حضرت، در خدمت او و اهداف او هستند. این نوشتار دو نتیجه اساسى در پى خواهد داشت: اوّل اینكه دانستن این ویژگىها، مىتواند مقیاسى براى محك زدن خود و اهداف خود و معیارى براى فهم میزان قابلیت ما، در همراهى با حضرت و جهاد در ركاب او باشد. ما همیشه، منتظر رؤیت خورشید بودهایم و شاید فردا، روز موعود باشد! آیا ما خود را براى آن روز مهیا كردهایم؟ با فهم این ویژگىها، مىتوانیم دریابیم كه پاى رفتن این راه را داریم یا نه و در آن روز موعود در كنار حضرتیم یا در مقابل او. ثمره دوم، زمینه سازى براى ظهور است. توضیح اینكه فرا رسیدن روز سراسر مبارك ظهور، بسته به دو عامل اساسى است كه منطقاً، با فقدان هر كدام از آنها، قیام حضرت، بىنتیجه خواهد بود: 1. وجود زمینه مردمى؛ اگر در مردم، احساس نیاز به امام شكل نگیرد، وقتى او بیاید، قدرش را نخواهند دانست و به راحتى او را تنها خواهند گذاشت؛ بلكه شاید علیه او شمشیر نیز بكشند، همانگونه كه اغلب مردم با پیشوایان معصوم پیشینعلیهم السلام چنین كردند. 2. فراهم آمدن یاران، همراهان و همرزمانى كارآمد و توانمند كه با فقدانشان، كار حكومت، هدایت و رشد به سامان نخواهد رسید. دانستن ویژگىهاى یاران حضرت و تلاش در راه كسب آنها، در واقع تلاش براى زمینه سازى ظهور و فرا رسیدن آن روز مبارك است. در روایات، گرچه از این صفات، به عنوان ویژگىهاى یاران حضرت یاد شده است؛ امّا بدون تردید یكى از پیامهاى این روایات، بر شمردن شرایط آرمانى یك منتظر است. اهدافى كه یك منتظر واقعى باید براى خود ترسیم كند و تمام توان خود را در راه رسیدن به آنها بهكار بندد و اوجهایى كه یك شیعه در تمام قرنها و عصرها باید بدانها چشم دوخته، خود را در مسیر دست یافتن بدانها قرار دهد. ویژگىهاى یاران امام زمانعلیه السلام براى فهم ویژگىهاى یاران امام مهدىعلیه السلام، از دو مسیر مىتوان حركت كرد: مسیر نخست، تأمّل در روایاتى است كه آن خصوصیّات را بیان مىكند. مسیر دوم، تحلیل میزان عظمت و وسعت انقلاب و گستره حركت حضرت و نیز توجّه و تأمّل در اهداف و آرمانهاى آن حركت است. در این گفتار، مسیر دوم را خواهیم پیمود؛ گر چه از روایات مربوط به این موضوع نیز بهره خواهیم برد. ابعاد حركت امام عصر )عج( انقلاب امام مهدى علیه السلام، بزرگترین جنبش تاریخ بشریت است و از ویژگىهاى منحصر به فردى برخوردار است؛ از جمله: عمق؛ این حركت، از عمیقترین جنبشهاى بشریت است. منظور ما از 'عمق'، بلنداى اهداف و عظمت آرمانها است كه در عمل نیز به وقوع خواهد پیوست. این جنبش، به شعارهاى پرزرق و برق و اهداف كم مایه نمىپردازد؛ بلكه انسانها را به سوى معنویّت و رشد، هدایت مىكند و تمام استعدادهاى آنان را به سمت تعالى و شكوفایى جهت مىدهد. امام باقر علیه السلام مىفرماید: 'إذا قام قائمنا وضع یده على رؤوس العباد فجمع به عقولهم و أكمل به أخلاقهم؛(1) چون قائم ما قیام كند، دستش را بر سر بندگان گذارد و عقول آنان را متمركز ساخته و اخلاقشان را به كمال برساند'. و در جایى دیگر مىفرماید: 'تؤتَوْن الحكمة فی زمانه؛(2) در دولت مهدىعلیه السلام به شما حكمت بیاموزند'. گستردگى؛ این جنبش از نظر جغرافیایى و كمّى، گستردهترین جنبشها است. موجاین حركت، از بزرگترین قارهها گرفته تا كوچكترین روستاها و كپرها را در مىنوردد و آنها را به تلاطم درمىآورد. امام صادق علیه السلام در تفسیر آیه 'و عداللّه الذین، آمنوا منكم و عملوا الصالحات لیستخلفنّهم فى الأرض...'(3) فرمودند: 'لم یجىء تأویل هذه الآیة و لو قام قائمنا بعدُ سیَرى مَنْ یُدركه ما یكون من تأویل هذه الایة و لیَبْلُغَنّ دین محمدصلى الله علیه وآله ما بلغ اللیل...؛(4) تأویل این آیه، هنوز نیامده است. هنگامى كه قائم ما قیام كرد، كسى كه او را ببیند، تأویل این آیه را خواهد دید كه دین محمدصلى الله علیه وآله به هر جا كه شب وارد شود، خواهد رسید'. امداد الهى؛ امداد الهى، پشتوانه این حركت است و اراده خداوند بر این تعلّق گرفته كه این حركت به ثمر نشسته و حكومت صالحان سرانجام، سراسر گیتى را فرا گیرد: 'و نرید أن نمنّ على الذین استضعفوا فى الأرض و نجعلهم أئمة و نجعلهم الوارثین'؛(5) 'ما خواستیم بر مستضعفان زمین منت نهیم و آنان را پیشوایان و وارثان روى زمین قرار دهیم'. امام علىعلیه السلام درتفسیر این آیه فرمودند: ' هم آل محمّد یبعث اللّه مهدیَّهم بعد جُهدهم فیُعزّهم و یُذلّ عدوَّهم(6)؛ آنان اهل بیت پیامبرند كه خداوند، پس از سختىهایى كه بر آنان مىرسد، مهدى شان را بر مىانگیزد و آنان را عزت بخشیده و دشمنانشان را خوار مىگرداند'. رهبرى منحصر به فرد؛ رهبرى ویژه این انقلاب، از دیگر اَبعاد عظمت آن است. براى مرتبه بلند او، همین بس كه امام صادق علیه السلام در وصف او فرمودند:'و لو أدركتُه لخدمتُه أیّام حیاتی؛(7) اگر او را درك مىكردم، تمام عمر به خدمت او مىپرداختم'. اصالت؛ جنبش حضرت، از نظر تاریخى، از ریشه دارترین حركتها است. اعتقاد به مصلح، درتمام ادیان و بسیارى از نحلهها و مكاتب بشرى، وجود دارد؛ از آیین زرتشت گرفته تا یهودیّت و مسیحیّت و ... .(8) این توضیحى كوتاه درباره برخى از اَبعاد حركت بزرگ امام عصرعلیه السلام بود. حال به تبیین لوازم آن مىپردازیم. نخستین بُعد از ابعاد عظمت حركت حضرت، عمق آن بود. از عمق این حركت و اهداف بلند آن، مىتوان به عمق باورها و ژرفاى نگاهها رسید؛ چرا كه آن ثمره ارزشمند، جز بر این ریشهها و شاخهها نمىروید. مگر مىتوان بدون برخوردارى از اعتقادات و نگاههاى عمیق، اهدافى با این حد و اندازه داشت و نگاهها را به افقهایى این چنین بلند دوخت؟! یكم. بینش عمیق یاران مهدىعلیه السلام، از بینشهایى عمیق و ژرف، نسبت به خداوند، امام، انسان و هستى برخوردارند.
1. بینش عمیق نسبت به حق تعالى 'رجالٌ عرفوااللّه حقَّ معرفته و هم أنصارالمهدی فى آخرالزمان(9)؛ مردانى كه خدا را آن چنان كه شایسته است، شناختهاند، و آنان، یاران مهدى علیه السلام در آخر الزماناند'. 'رجالٌ كأنّ قلوبهم زُبُر الحدید لا یشوُبها شكّ فی ذات اللّه اشدّ من الحجر؛(10) آنان مردانىاند كه دلهایشان گویا پارههاى آهن است )سختتر از سنگ(. بدون هیچ تردیدى نسبت به ذات مقدّس خداوند'. این باور، آن قدر با صلابت و استوار است كه مرارتها و مصیبتها، در آن خللى ایجاد نمىكند و بلاها و امتحانات، آرامشش را به تلاطم نمىافكند و شبهات و سؤالات، در آن رخنهاى ایجاد نمىكند. آنان، از سرچشمه توحید ناب، سیراباند و به حضرت حق - آن چنان كه شایسته است - اعتقاد دارند: 'فهم الذین وحّدوا الله حقَّ توحیده؛(11) آنان به وحدانیّت خداوند، آنچنان كه حق وحدانیت او است، اعتقاد دارند'. حرم دلهایشان را بتهاى نفس، ثروت و مقام نیالوده و در آن حریم امن، جز خداوند حضور ندارد. نتیجه این بینش عمیق، ایمان و تقوا است. این دو را هم در چهره عبادتها و راز و نیازهایشان مىتوان دید 'ذكر' و هم در آینه تلاش و كوششى كه در طریق عبادت و بندگى حضرت حق دارند 'تلاش'.
الف( ذكر: 'لهم فی اللیل أصوات كأصوات الثّواكل حَزناً من خشیةالله؛(12) در دل شب، از خشیت خداوند، نالههایى دارند مانند ناله مادران پسرمرده'. 'قُوّام باللیل صُوّام بالنّهار؛(13) شبها را با عبادت به صبح مىرسانند و روزها را با روزه به پایان مىبرند'. 'رجالٌ لا ینامون اللیل لهم دوىّ فى صلواتهم كدوىّ النّحل یبیتون قیاماً على اطرافهم و یسبّحون على خیولهم'(14)؛ مردان شب زندهدارى كه زمزمه نمازشان، مانند نغمه زنبوران كندو، به گوش مىرسد. شبها را با زندهدارى سپرى مىكنند و بر فراز اسبها، خدا را تسبیح مىگویند'.
ب( تلاش: یاران مهدىعلیه السلام، نه تنها اهل 'اطاعت و بندگى'اند؛ بلكه دراین مسیر، اهل 'جدیّت و تلاش' نیز هستند و تمام توان خود را در این راه به كار مىگیرند: 'مُجدّون فى طاعة الله؛(15) آنان در طریق عبودیّت، اهل جدیّت و تلاش اند'. 2. بینش عمیق نسبت به امامعلیه السلام یاران مهدى)ع(، امام خود را مىشناسند و به او اعتقاد دارند: 'القائلین بإمامته'(16) اعتقادى كه در ژرفاى وجودشان ریشه دوانده و سراسر جان شان را فرا گرفته است. این معرفت، شناخت شناسنامهاى و دانستن نام و نشان او، و دانستن اسم پدر و مادر و محلِّ تولّد او نیست؛ بلكه معرفت به 'حقّ ولایت' است؛ یعنى، فهم این حقیقت كه او از من، به من نزدیكتر و سزاوارتر است و از مادر به من مهربانتر؛ چرا كه عشق مادر، و حتى عشق من به خودم، غریزى است؛ اما عشق او، الهى و آسمانى است. او به سه دلیل، مرا براى خودم مىخواهد: 1. به جهت آگاهىاش به تمام هستى و استعدادها و توانمندىهاى من؛ 2. آزادى او از بند هوا و هوسها و زندان خودخواهىها و خودبینىها و... ؛ 3. و قرب و اتصالى كه به منبع لایزال رحمت و لطف هستى دارد. او مىخواهد سرشارم كند، تا آلودگىهاى نشسته بر بال روحم را بزداید و لطافت و سفیدى پرهاى آن را، دوباره به آن بازگرداند و بر دستهاى مهربانش نشانده، به اوج آسمانها و كنگره عرش الهى پرواز دهد. نتیجه این بینش عمیق، محبت و اطاعت است:
الف( محبت: دلهاى یاران مهدىعلیه السلام، سرشار از محبت او است. بر آنلوحها، جز الف قامت او نوشتهاى نیست. این شیدایى تا بدان حدّ است كه حتّى زین اسب او را، مایه بركت مىدانند و به آن تبرّك مىجویند:'یتمسّحون بسَرج الامام یطلبون بذلك البركة؛(17) به عنوان تبرك، بر زین اسب امام دست مىكشند'. به جهت همین عشق آتشین، آنان در آوردگاه رزم، او را مانند نگینى در برمىگیرند و جان خود را سپر بلایش مىكنند: 'یحفّون به و یقُونه بأنفسهم فی الحرب؛(18) در میدان رزم، گردش مىچرخند و با جان خود، از او محافظت مىكنند'. چه بسیار است فاصله میان ما و یاران او؛ چرا كه ما از جان و حتى وقت خود، براى او سهمى قرار ندادهایم، و چه اهداف و آرمانهایى از او كه به جهت سستى ما بر زمین مانده و چه دعوتهایى از او كه بى پاسخ مانده است!؟
ب( اطاعت: دومین ثمره درخت بینش، 'اطاعت' و مقدَّم داشتن اراده او بر اراده خوداست. یاران امام عصر )عج(، این چنیناند و در برابر او تسلیم و خاضعاند: 'هم أطوع من الأَمة لسیّدها؛(19) اطاعت آنان از امام، از فرمانبردارى كنیز در برابر مولایش بیشتر است'. آنان در برابر قرائت امام، از خود قرائتى ندارند و اراده نفس اماره خود و اكثریّت را، بر اراده و میل او مقدَّم نمىپندارند. یاران او، نیك مىدانند كه حق، با امام است و او با حق؛ چه دیگران بپذیرند و چه انكار كنند. آنان به بهانه نواندیشى و روشنبینى، از امام خود سبقت نمىگیرند و گرچه پشت سر او در حركتاند، ولى پاى از دامها برمىگیرند تا از او فاصله نگیرند. آنان نه تنها مطیعاند، بلكه بر خلاف بسیارى - كه به بهانه فقدان زمینه، امكانات، سختى راه و... - از خدمت به او و اهدافش شانه خالى مىكنند؛ در اطاعت او، اهل جدیّت و تلاشاند و براى بر زمین نماندن آرمانهاى او، خود را به آب و آتش مىزنند و از هیچ كوششى فروگذارى نمىكنند: '...مجدّون فی طاعته'(20) و دراین رسالت بزرگ همراه و هم پاى امام هستند: 'بهم ینصُراللّه إمامَ الحق'.(21)
3. بینش عمیق نسبت به انسان و هستى اگر یاران او به كمها قانع نیستند و در حركت فراگیرشان، اهداف كم مایه را دنبال نمىكنند؛ جهت ژرفاى نگاهى است كه نسبت به خود و جهان پیرامون خود دارند. نگاههاى آنان، از آرمانهاى كمارزش، برگرفته و به اوجهاى متعالى دوخته مىشود. یاران او، با تأمّل در خویشتن و استعدادهاى شگفتانگیزشان، عظمت قدر خود را در مىیابند و از اینكه دنیا و معبودهاى دنیوى، آنان را پر نمىكنند، مسیر بودن دنیا و سالك بودن خویش را مىفهمند. آنان با این نگاه، به معبودى پیوند مىخورند كه از تمام كاستىها و زشتىها مبرّا است و مىتواند آنان را سرشار و ظرفیّتهایشان را تكمیل كند. پیوند با این معبود نامحدود و مهربان، نگاهها را زیبا و متعالى مىكند. گذر از امتحانات عمق و ژرفاى این نگاه، آنان را از سیل امتحانات، سر افرازانه بیرون مىبرد: 'إنَّ أصحاب طالوت ابتلوُا بالنّهر الذى قال الله تعالى: 'مبتلیكم بنَهر' و ان اصحاب القائم علیه السلام یُبتَلون بمثل ذلك؛ سپاهیان طالوت، با نهر آبى آزمایش شدند، همان كه خداوند دربارهاش مىفرماید:]خداوند[، شما را با نهر آبى مىآزماید'، و یاران امام مهدىعلیه السلام نیز مثل آنان آزمایش مىشوند'. آرزوى شهادت و آنان را مشتاق شهادت و لقاى الهى مىكند: 'و یتمنَّون أنْ یُقتلوا فی سبیل الله؛(22) آرزو مىكنند كه در راه خدا به شهادت برسند'. دوم. گستردگى دومین بعد از ابعاد عظمت حركت امام مهدى، جهانى بودن و گستردگى آن است كه بر این اساس به تبیین ویژگىهاى یاران حضرت مىپردازیم: 1. طرح و برنامه جهانى اگر یاران حضرت مىخواهند در ركاب او و هم پاى او، جهانى را به معنویّت و رشد برسانند و دنیا را سرشار از هدایت كنند؛ بدون تردید باید دیدهایى وسیع، نگاهى جهانى و طرحها و برنامههایى فراگیر داشته باشند. بدون برخوردارى از این نگاهها و طرحها، انتظار انقلاب جهانى، انتظارى بیهوده است. با این حساب، چند گروه، با آن حضرت نسبتى نخواهند داشت: 1. تنگنظرانى كه تنها مقابل پاى خویش را مىبینند و وسعت نگاهشان از خود و محدوده خود فراتر نمىرود؛ 2. كوتهبینانى كه در لاك خویش فرو رفتهاند و از دنیاى پیرامون خود و تحوّلات آن و نیز از جبهه كفر و اهداف و ابزارهاى تحت اختیارش بى خبراند؛ 3. كسانى كه از اینها مطّلعاند؛ ولى براى رویارویى با آن طرح و برنامهاى ندارند. مگر مىتوان بدون طرح و برنامهاى جهانى، دنیا را به سعادت و خوشبختى رساند؟ 2. جهاد و مبارزه جهانى بعد از آن طرح و برنامه فراگیر، امام بر آن خواهد شد تا دنیا را سرشار از هدایت كند و یاران او نیز در این سازندگى پا به پاى او خواهند آمد و در عیان و نهان، مردم را به خدا و دین او دعوت خواهند كرد:'الدعاة إلى دین الله سرّاً و جهراً'.(23) دراین میان، هدایت گریزان و عدالت ستیزان فراوانى نیز وجود خواهند داشت كه در برابر او، صف كشیده و سدِّ راهش خواهند شد. آنان، به مثابه غدّهاى چركین و عضوى فاسد، براى پیكر جامعه بشریّتاند و امام چارهاى جز جهاد و مبارزه براى قطع آن اعضاى فاسد نخواهد داشت. بنابراین یاران و همراهان او نیز، باید اهل جهاد و مقاومت باشند؛ جهادى كه 'فى سبیل الله' است؛ نه به هدف غنیمتیابى و زراندوزى. امام علىعلیه السلام درتفسیر آیه 'یجاهدون فى سبیل الله...'(24) فرمودند: 'هم أصحاب القائم؛(25) آنان، یاران امام قائماند'. این جهاد، مبارزه با دنیایى از ظلم و ستم است و به همین سبب امام رضا علیه السلام به اصحاب خود فرمود: 'امروز، شما آسودهتر از آن روزید )روز ظهور(' پرسیدند: چرا؟ فرمودند: 'اگر قائم ما علیه السلام قیام كند، چیزى وجود نخواهد داشت جز خون بسته شده و عرق پیشانى و خواب برزین اسبها'.(26) دنیا خواهان و رفاه طلبانى كه به خوشىها خو كردهاند و از جنگ و جهاد گریزاناند و مقدّسمآبان بزدلى كه با جهاد و مقاومت و خون و شمشیر بیگانهاند؛ در حلقه یاران حضرت راهى نخواهند داشت. 3. شجاعت اگر جهاد و مبارزه، جهانى و فراگیر است، پس یاران ایشان هم باید شجاعت و جسارتى در خور و عزمهایى پولادین داشته باشند؛ چراكه بدون آن، قدمهایاراى حركت نخواهد داشت: 'كلّهم لیوثٌ قد خرجوا من غاباتهم لو أنهم همّوا بإزالة الجبال لأزالوها عن مواضعها؛(27) همه شیرانىاند كه از بیشهها خارج شدهاند و اگر اراده كنند، كوهها را از جا برمى كنند'. 'جُعلت قلوبهم كزبرالحدید؛(28) دل هایشان، چون پارههاى آهن شده است'. 'فإنَّ الرجل منهم یُعطى قوة اربعین رجلاً؛(29) به هر كدامشان، نیروى چهل مرد داده شده است'. 'لو مرّوا بالجبال لقطعوها؛(30) اگر به كوههاى آهن روى آورند، آنها را قطعه قطعه مىكنند'. 4. ایثار آن حركت گسترده، براى هدایت و سازندگى است؛ نه جهان گشایى و زمینگیرى. جهاد، مقدمه این آرمان الهى است و آنچنان كه رسولصلى الله علیه وآله از حقِّ اهل بیت خودعلیهم السلام چشم مىپوشاند و آنان را در تنگنا و مضیقه قرار مىداد، تا دیگران به رفاه برسند و از این رهگذر دلهایشان نرم و نسبت به دین مایل گردد. حضرت على علیه السلام مىفرماید: 'كان من تألُفّه لهم اَن كان الناس فى السَّكن و القرار و الشّبَع و الرّىّ و اللباس و الوطأ والدثار و نحن اهل بیت محمدصلى الله علیه وآله لا سقوفَ لبیوتنا و لا ابواب و لا سوُر الا الجرائد و ما اشبهها و لا وطأ لنا و لا دثار علینا تُداولنا الثوبُ الواحد فى الصلاة اكثرَنا و نطوى الایام و اللیالى جوعاً عامتنا... فیؤثر به رسول الله صلى الله علیه وآله اربابَ النِّعم و الاموال تألُّفاً منه لهم و استكانة منه لهم؛(31) از جمله مهربانىهاى پیامبرصلى الله علیه وآله نسبت به مردم این بود كه آنان در آرامش و سیرى و پوشش بودند. زیرانداز و روانداز داشتند؛ ولى خانههاى ما )خاندان او( سقف و در و دیوارى به جز شاخههاى خرما و مانند آن نداشت و فرش و رواندازى نداشتیم؛ بیشتر ما، براى نماز تنها لباسمان را دست بهدست مىچرخاندیم و روزها و شبهاى سالمان را به گرسنگى سپرى مىكردیم ... او از سر مهربانى و فروتنى، صاحبان نعمت و مكنت را بر ما مقدَّم مىداشت'. یاران حضرت مهدى )عج( نیز سختىها را به جان مىخرند و از خوشىها و لذایذ چشم مىپوشند و با دستهاى مهربانشان، خوبىها و خوشىها را به دیگران هدیه مىدهند؛ تا از این رهگذر، قلبها را نرم كنند و رهیدگان را به دامان پر از مهر و محبت دین برگردانند. 5. بردبارى تصوّر اینكه درعصر ظهور كارها، خود به خود به سامان مىرسد وبدون تحمّل مشقّتها، كاستىها و كژىها، از جامعه رخت بر مىبندد و از همان ابتدا، همه غرق رفاه و لذّت مىشوند؛ خیال خام و تصوّر باطلى است. مفضل بن عمر مىگوید: نزد امام صادق علیه السلام بودم؛ از سبب ناراحتى و غمگینى من پرسیدند. عرض كردم: به وضع بنى عباس و حكومت و جبروت شان مىنگرم. اگر این حكومت براى شما بود، ما نیز همراه شما بودیم و از آن بهره مىبردیم. حضرت فرمودند: 'اى مفضل! بدان كه اگر چنان مىشد، شبها، كارى نبود جز سیاست و تدبیر امور مردم و روزها، جز درگیر كار مردم بودن، غذاى نامطبوع وناگوار و لباس خشن مانند علىعلیه السلام، و الاّ آتش بود و دوزخ'.(32) به راستى مگر مى شود امام مهدى علیه السلام خود، لباس خشن بپوشد و طعام ناگوار بخورد: 'ما لباس القائم الا الغلیظ و ما طعامه إلا الجَشِب'؛(33) ولى یاران و همراهانش غرق رفاه و خوشى باشند؟'. امام علىعلیه السلام در وصف یاران مهدىعلیه السلام مىفرماید: 'إنَّه یأخذ البیعة عن أصحابه أنْ لا یكنزوا ذهباً و لا فضّة و بُرّاً و لا شعیراً و یلبسون الخشِن من الثیاب؛(34) او از یارانش بیعت مىگیرد كه طلا و نقرهاى نیندوزند و گندم و جویى ذخیره نكنند و لباس خشن بپوشند و... '. آنان، در راه تحقّق آرمانهاى جهانى امام مهدىعلیه السلام، مشكلات و مصائب فراوانى را به جان مىخرند؛ ولى از سر اخلاص و تواضع، عمل خود را هیچ مىپندارند و به جهت هجوم سختىها و تحمّل مشقتها، بر خداوند منت نمىگذارند: 'قوم لم یمنُّوا على الله بالصبر'(35) و از اینكه نقد جان خویش را در كف اخلاص نهاده، تقدیم آستان دوست مىكنند، هرگز به خود نمىبالند و آنرا بزرگ نمىشمارند: 'و لم یستعظِموا بذلَ أنفسهم فی الحق'.(36) 6. یكدلى آنان یك رنگ و یك دلاند: 'قلوبهم مجتمعةٌ'(37) و این نیست مگر به این سبب كه هواها و خودخواهىها، از جانشان رخت بر بسته و به جاى آن، خدا خواهى و خداپرستى نشسته است. با این اتحّاد و یكرنگى است كه مىتوان به اهداف جهانى دست یافت و آرمانهاى الهى را تحقّق بخشید. سپاهى كه از اختلاف و چنددلى رنج مىبرد، چگونه مىتواند سر افرازانه بام دنیا را فتح كند. 7. استوارى حركت بزرگ حضرت ولى عصر )عج(، برخوردار از پشتوانه امداد الهى است و بدون برخوردارى از امدادهاى ویژه الهى، هرگز به آرمانهاى خود دست نخواهد یافت. توجّه به وجود این تأییدات الهى، تأثیر شگرفى بر روان یاران امام بر جاى خواهد گذاشت. یقین به آن امدادها، باعث مىشود، ذرهاى در درستى آرمانها و مسیر خود تردید نكنند و ملامتها و سرزنشهاى كوتهبینان و عافیت طلبان، در عزمشان خللى نیفكند. قرآن مىفرماید: 'یا أیّهاالذین آمنوا مَنْ یرتدّ منكم عن دینه فسوف یأتى الله بقوم یحبهم و یحبونه... و لا یخافون لومة لائم'؛(38) اى كسانى كه ایمان آوردهاید! هر كس از شما، از آیین خود بازگردد ]به خدا، زیانى نمى رساند[. خداوند جمعیّتى را مىآورد كه آنان را دوست دارد و آنان ]نیز[ او را دوست دارند... آنان از سرزنش هیچ ملامتكننده اى هراسى ندارند'. امام على علیه السلام درتفسیر این آیه مىفرماید: 'هم أصحاب القائم؛(39) آنان، یاران امام قائمعلیه السلام هستند'. اگر این انقلاب، از رهبرى ویژه برخوردار است فیض حضور دركنار چنین امامى - كه رسالت پیامبران و اولیا در طول تاریخ بشریّت را بر دوش مىكشد و مىخواهد بار بر زمین مانده آنان را به مقصد برساند - براى كسانى فراهم خواهد شد كه در خود تناسبى با آن امام فراهم كرده باشند و مانند او، خالق هستى را در همه شؤون حیات و هستىشان، جریان و حضور بخشند. شاید از همین رو است كه از آنان به 'مردان الهى' تعبیر شده است: 'رجالٌ الهیّون'.(40) اهداف و آرمانها ما تاكنون، برخى از ابعاد انقلاب بزرگ حضرت را بیان كرده، به تبیین ویژگىهاى یاران ایشان از این منظر پرداختیم. درصدر سخن گفتیم راه دیگرى نیز براى فهم خصوصیات یاران امام مهدى )عج( وجود دارد و آن تحلیل اهداف انقلاب بود. با نگاه به اهداف و آرمانهاى انقلاب جهانى حضرت ولى عصر )عج( نیز مىتوان ویژگىهاى یاران او را - كه در واقع پدید آورندگان و ابزار آن اهدافاند - گمانه زد. در قسمتهایى از دعاى ندبه، به برخى از این اهداف، اشاره شده است. بدین منظور، مرورى كوتاه به دعاى ندبه خواهیم داشت: 1. ستم سوزى: 'این المعدّ لقطع دابر الظلمة؛ كجا است مهیا شده براى ریشه كن كردن نسل ستمگران'! یكى از آرمانهاى حضرت، ظلم ستیزى است. اصولاً، در روایات فراوانى، به عدالت گسترى و ظلم ستیزى حضرت اشاره شده است: 'یملا الأرض قسطاً و عدلاً كما ملئت ظلماً و جوراً'.(41) كسانى خواهند توانست همراه او براى قطع ریشههاى ظلم و بى عدالتى، كمر همّت بسته و در این مسیر استوار بمانند كه خود، از ظلم گریزان بوده و خویشتن را از جور و ستم پیراسته باشند؛ چرا كه حضرت مهدى )عج(، از ظالمان به عنوان بازوى خود، استفاده نخواهد كرد. ظلم، مصادیق فراوانى دارد؛ مانند ظلم به خویشتن )فروختن خویشتن به ارزانتر از لقاى حق و جهت مادّى و حیوانى دادن به استعدادها و توانمندىهاى خود( و ظلم به خانواده، دوستان، جامعه و... . همچنین احتكار، اسراف، سلب آسایش، اهمال در حقوق دیگران، و... همه از مصادیق ظلم است و مرتكبان آن، بیرون از محفل یاران حضرت خواهند بود. 2. احیاى سنن: 'أین المدّخَر لتجدید الفرائض و السنن؛ كجا است، آن ذخیرهاى كه فریضهها و سنّتها را احیا مىكند'! از دیگر رسالتهاى حضرت، احیاى فریضهها و سنّتهاى الهى است. یاران او، در انجام دادن فرایض و سنّتهاى الهى، اهتمام كامل خواهند داشت؛ زیرا نخستین قدم براى انجام دادن این رسالت، رعایت آن از سوى احیا كنندگان آن است. از پیشوایان معصوم ماعلیه السلام ، سنّتهاى نیكویى در رابطه با گفت و شنود، رفت و آمد، غذا خوردن، لباس پوشیدن و ... به جاى مانده است؛ ولى متأسفانه بسیارى از آنها مهجور مانده است. آنان كه رعایت شیوهها و مدهاى رایج جامعه را، برخود فرض مىدانند و سنّتها و روشهاى پیشوایان معصومعلیه السلام را فراموش كردهاند؛ در جمع یاران حضرت راهى نخواهند داشت. 3. احیاى قرآن: 'أین المؤمّل لإِحیاء الكتاب و حدوده؛ كجا است آن كه آرزو مىرود قرآن و حدودش را زنده كند'. حضرت خواهد آمد تا قرآن، را از غربت به در آورد و گردهاى نشسته بر رخش را بزداید. آن را از كنج مساجد، به متن زندگى انسانها بیاورد و دردهایشان را با آن تسكین بخشد و نابسامانىها را به سامان رساند. بیگانگان با قرآن - كه هفتهها و ماهها قرآن را نمىگشایند و انس و الفتشان با اشعار، آثار ادبى و رمانها، از انس با قرآن بیشتر است - در بزم با صفاى یاران حضرت، جایگاهى نخواهند داشت. اما یاران حضرت، نه تنها اهل قرائت قرآناند؛ بلكه آن را در اَعماق جانشان جریان بخشیده و با آن زندگى مىكنند و روحشان، را صفا مىبخشند. 'تُجلى بالتنزیل بصائرُهم و یرمى بالتفسیر مسامعهم؛(42) با قرآن، دیدگانشان نورانى مىشود و تفسیر آن، در گوش جانشان، جاى مىگیرد'. 4. عصیان ستیزى: 'أین مبید أهل الفسوق و العصیان و الطغیان؛ كجا است آن بنیان كن اصحاب فسق و عصیان و طغیان'! از دیگر برنامههاى امام مهدى علیه السلام، مبارزه با اهل فسق و نافرمانى است و زندگى یارانش از این آلودگىها پاك است. آنان، هم چنانكه با خداى خود عهد بستهاند كه از اطاعت او سرنپیچند؛ با ولىّ او نیز بیعت بستهاند كه از محارم الهى چشم بپوشند'. امام على علیه السلام مىفرماید: 'إنَّه یأخذ البیعة عن أصحابه على أن لا یسرقوا و لا یزنوا و لا یسبّوا مسلماً و لا یقتلوا محرماً... و لا یضربوا أحداً إلاّ بالحق... و لا یأكلوا مال الیتیم... و لا یشربوا مسكراً...؛(43) از اصحاب خود بیعت مىگیرد كه دزدى نكنند، دامنشان را به آلودگى نیالایند، مسلمانى را دشنام ندهند، كسى را به ناحق نكشند،... كسى را نزنند؛ مگر این كه مستحق آن باشد، ... مال یتیم را نخورند،... شراب ننوشند...'. 5. عزت دوستان: 'أیْن معزّ الأولیاء و مذلّ الأعداء؛كجا است عزّت بخش دوستان و خوار كننده دشمنان!'. در طول تاریخ - به جز بعضى از زمانها - به سبب بهرهمندى عدهاى از زر و زور و به كاربردن حیله و تزویر، غلبه و عزّت ظاهرى براى جبهه باطل بوده است و مؤمنان و پارسایان واقعى، به ظاهر زبون و خوار و در چشمان كوته بین دنیاپرستان، كمارزش و زبون بودهاند. و آن حضرت مىآید تا به این ستم تاریخى پایان دهد و عزّت واقعى مؤمنان را در ظاهر نیز نمایان سازد و بىمایگى و بىپایگى عزّت ظاهرى جبهه طاغوت را بر ملا كند. كسانى خواهند توانست با او در پیمودن این مسیر، همراه و همقدم باشند كه به عزّت واقعى پارسایان، با تمام وجود اعتقاد داشته باشند و باطل را - با تمام ظاهر فریبنده و پرهیاهوى خیره كنندهاش - ذلیل و زبون بدانند؛ نه اینكه در برابر اهل دنیا و اربابان زرو زور، خاكسار و فروتن باشند و در برابر مؤمنان تهى دست، متكبر و مغرور! امام على علیه السلام درتفسیر آیه '... أذلةٍ على المؤمنین أعزّةٍ على الكافرین'(44) فرموده است: 'هم أصحاب القائم؛(45) آنان، یاران امام قائمعلیه السلام هستند'. بشارتها: 1. جوانان، از آن جا كه از فطرتهایى پاك و بى آلایش برخوردارند و تعلّقات و وابستگىها، دراعماق جانشان ریشه ندوانده است؛ بیشتر یاران آن حضرت را تشكیل خواهند داد. امام علىعلیه السلام مىفرماید: 'یاران امام قائمعلیه السلام، جواناند و در میانشان پیر یافت نمىشود؛ به جز اندكى، مانند سرمه در چشم و نمك در طعام كه كمتر از هر مادّه در طعام، نمك آن است'.(46) البته، جوان بودن یاران امام، لطمهاى به جایگاه پیران با ایمان نزده و بر عدم همراهى ایشان گواهى نمىدهد؛ چرا كه اوّلاً پیران - گرچه تعدادشان اندك است - اما باز هم درمیان اصحاب ویژه حضرت حضور دارند و ثانیاً، به جز 313 یار اصلى، مؤمنان بسیارى نیز گرد حضرت جمع شده و ایشان را یارى خواهند كرد. 2. بر اساس برخى از روایات، بانوان نیز درمیان اصحاب ویژه حضرت، حضور چشمگیرى دارند. و این، نوید شوقانگیز و شعف آورى براى بانوان است تا كمر همت بسته و براى پیوستن به این جمع پربركت، تمام توان خود را به كار گیرند . امام باقرعلیه السلام مىفرماید:'یجیئ و الله - ثلاثُمأةٍ و بضعة عشر رجلاً فیهم خمسون امرأة یجتمعون بمكّةَ على غیر میعاد؛(47)به خدا سوگند! 313 تن كه پنجاه تن از بانوان نیز در میانشان حضور دارند، بدون هیچ قرار قبلى، در مكه گرد هم جمع خواهند شد'. آنچه گذشت، شمهاى از ویژگىهاى یاران امام مهدىعلیه السلام بود . به جهت برخوردارى از این خصوصیات، در روایات، از آنان به عظمت یاد شده و پیشوایان معصوم علیه السلام زبان به ستایش و بزرگداشت آنان گشودهاند. امام على در وصف آنان مىفرماید: 'فبأبی و أمی من عدّةٍ قلیلةٍ أسمائُهم فی الأرض مجهولة...؛(48) پدر و مادرم فداى گروه اندكى باد كه در زمین ناشناختهاند...!' 'أُولئك هم خیار الأمّة مع أبرار العترة؛(49) آنان خوبان امت اند با نیكان خاندان )پیامبرصلى الله علیه وآله('. شاید دانستن این ویژگىها، براى برخى، به جاى آن كه امید بخش و حركتزا باشد، باعث سستى و ناامیدى گردد؛ چرا كه به حق، یاران امام مهدى علیه السلام از صفاتى عالى و كمالاتى بى شمار برخوردارند و این ویژگىها، به ظاهر، از حدّ و اندازه انسانهاى معمولى فراتر است. شاید برخى با مقایسه خود با آنان - به جهت ضعفها و كاستىهایشان - فاصله خود را با آنان، غیر قابل جبران بپندارند! امّا توجّه به دو نكته، ما را از دام این یأس و ناامیدى مىرهاند و دلمان را سرشار از نور امید و یقین مىكند: یكم. در صورتى ویژگىهاى یاد شده، یأسآور خواهد بود كه ما بر این باور باشیم كه یاران حضرت، افرادى معیّناند كه مثلاً اسامى آنان در روایات آمده و كسى نمىتواند از آن جمع خارج شده و یا به آنان بپیوندد . ولى خوشبختانه براى این باور، دلیل و مبناى متقنى وجود ندارد. البته در روایات از افراد معیَّنى )مانند اصحاب كهف، سلمان فارسى، مالك اشتر و...( نام برده شده است(50)؛ ولى - بر فرض صحت اسناد این روایات - اینان عده اندكى از یاران حضرتاند و هنوز زمینه براى دیگران مهیا است. انسان، حقیقتى بس پیچیده و اسرارآمیز، با قابلیّتها و توانمندىهاى خیرهكننده دارد و تا قلب انسان، از تپش نایستاده، مىتواند خود را از حضیض خاك به اوج افلاك برساند؛ به شرط این كه 'خود' را باور داشته باشد و بداند كه مىتواند. یاران آن حضرت، نه از دیگر كرات و آسمانها هستند ونه تافته جدابافته! آنان نیز انسانهایى، از همین آب و خاكاند و پدران و مادرانى چون پدران و مادران ما دارند. خداوند نیز اگر به آنان عنایتى مىكند، به جهت لیاقتى است كه خود در خویشتن پدید آوردهاند. پس مانیز مىتوانیم خود را به جمعشان ملحق كنیم؛ به شرط اینكه بخواهیم. از همینرو، پیامبرصلى الله علیه وآله به سلمان فارسى فرمود: 'یا سلمان! إنّك مُدركه و من كان مثلك و مَنْ تولّاه هذه المعرفة...؛ (51) اى سلمان! تو با او خواهى بود و نیز هر كس كه چون تو باشد و مانند تو، به او معرفت داشته باشد...'. دوم. آنچه از صفات و ویژگىهاى یاران حضرت برشمردیم، غالباً مربوط به یاران ویژه حضرت (313 یاور مخصوص آن امام همام( بود؛ یاورانى كه فرماندهان لشگر، دستیاران و حكّام او هستند: ' هم الوزراء یحملون أثقال المملَكة عنه؛ آنان وزیران اویند كه از جانب او، سنگینى بار حكومت را بر دوش مىكشند'. و 'هم النجباء و القضاة و الحكام و الفقهاء فى الدین...؛(52) آنان برترینها، قاضیان، حاكمان و فقیهان در دیناند'. لیكن یاران حضرت منحصر در این مجموعه نیستند. در روایات، براى حضرت از لشگر ده هزار نفرى نیز سخن به میان آمده است. قیام حضرت از مكّه، پس از اجتماع آنان خواهد بود. امام صادق علیه السلام دراین باره فرمودهاند: 'لا یخرج القائم من مكّة حتّى تكمُل الحلقة؛(53) امام قائم علیه السلام از مكه خارج نمىشود؛ مگر هنگامى كه گروه تكمیل شوند'. راوى مىپرسد: آنان چند نفرند؟ امام پاسخ مىدهد: 'عشرة آلاف؛ دههزار نفر'. اینان، علاوه بر خیل عظیم مؤمنانىاند كه در میانه راه به حضرت خواهند پیوست. سخن آخر اینكه ما اگر همّت آنرا نداریم كه در جمع یاران ویژه حضرت باشیم؛ لااقل بكوشیم كه از خیل عظیم همراهان حضرت و لشگر همگانى آن عزیز، بیرون نباشیم.
ع پىنوشتها:
1. منتخب الأثر، ص 482. 2. بحارالانوار، ج 52، ص 352 3. نور(24)، آیه 55. 4. معجم أحادیث الإمام المهدی، ج 5، ص 284. 5. قصص (28)، آیه 5. 6. معجم أحادیث الإمام المهدی، ج 5، ص 321. 7. همان، ج 3، ص 385. 8. براى توضیح بیشتر ر. ك: خورشید مغرب، ص 52. 9. امام على علیه السلام: )منتخب الاثر، ص 611). 10. امام صادق علیه السلام: )بحارالانوار، ج 52، ص 308). 11. امام علىعلیه السلام: یوم الخلاص، ص 224. )به نقل از بشارة الاسلام، ص 220) 12. امام صادق علیه السلام: همان. 13. همان. 14. بحارالانوار، ج 52، ص 308. 15. حضرت محمدصلى الله علیه وآله: یوم الخلاص، ص 223. )به نقل از بشارةالإسلام، ص9) 16. امام سجاد علیه السلام: )منتخب الأثر، ص 244). 17. امام صادق علیه السلام: بحارالانوار، ج 52، ص 308. 18. همان. 19. همان. 20. حضرت محمدصلى الله علیه وآله: یوم الخلاص، ص 223. )به نقل از بشارةالإسلام، ص 9) 21. امام صادق علیه السلام: بحارالانوار، ج 52، ص 308. 22. امام صادق علیه السلام: بحارالانوار، ج 52، ص 308. 23. امام سجاد علیه السلام: منتخب الأثر، ص 244. 24. مائده(5)، آیه 54. 25. منتخب الأثر، ص 475. 26. بحارالانوار، ج 52، ص 259. 27. امام علىعلیه السلام: یومالخلاص، ص 224. )به نقل از بشارة الاسلام، ص 220) 28. امام سجادعلیه السلام: یومالخلاص، ص 228. )به نقل از بشارة الاسلام، ص 24) 29. همان. 30. همان. 31. اختصاص شیخ مفید، ص 172. 32. عن المفضل و قال: كنت عند ابى عبدالله علیه السلام بالطواف فنظر الىّ و قال لى: یا مفضّل مالى اراك مهموماً متغیّر اللون؟ قال: فقلت له: جعلت فداك نظرى الى بنى العباس و ما فى ایدیهم من هذا الملك والسلطان و الجبروت فلو كان ذلك لكم لكنّا فیه معكم. فقال: یا مفضل اما لو كان ذلك لم یكن الا سیاسة اللیل و سیاحةالنهار و اكل الجشب و لبس الخشن شبه امیرالمؤمنین 7 و الافالنار...':) بحارالانوار، ج 52، ص 359). 33. امام صادق علیه السلام: بحارالانوار، ج، 52، ص 354. 34. منتخب الاثر، ص 469. 35. امام علىعلیه السلام، یومالخلاص، ص 223. )به نقل از بشارة الاسلام، ص 220) 36. همان. 37. همان. 38. مائده (5)، آیه 54. 39. منتخب الاثر، ص 475. 40. امام علىعلیه السلام: یوم الخلاص، ص 226. )به نقل از بشارة الاسلام 297) 41. غیبة طوسى، ص 52. 42. امام علىعلیه السلام: یومالخلاص، ص 226. )به نقل از بشارة الاسلام، ص 297) 43. منتخب الاثر، ص 469. 44. مائده (5)، آیه 54. 45. منتخب الاثر، ص 475. 46. بحارالانوار، ج 52، ص 333: 'ان اصحاب القائم شباب لاكهول فیهم الا كالكحل فى العین والملح فى الطعام واقل الزّاد الملح'. 47. همان، ص 223. 48. معجم احادیث الامام المهدى، ج 3، ص 101. 49. یومالخلاص، ص224، )به نقل از بشارةالاسلام، ص 39). 50. 'امام صادق علیه السلام : إذا قام قائم آل محمّد استخرج من ظهر الكعبة سبعة و عشرین رجلاً و سبعة من اصحاب الكهف و یوشع، وصى موسى، و مؤمن آل فرعون و سلمان فارسى، و أبادجانة الانصارى، و مالك الأشتر؛ چون قائم آل محمدعلیه السلام قیام كند از پشت كعبه بیست و پنج نفر را بیرون خواهد آورد... و هفت نفر از اصحاب كهف و یوشع، وصى حضرت موسى و مؤمن آل فرعون و سلمان فارسى و ابادجانه انصارى و مالك اشتر'.)معجم أحادیث الامام المهدی، ج 5، ص 122). 51. همان، ص 222. 52.همان، ج 5، ص37. 53. بحارالانوار، ج 52، ص 367. نوع مطلب : برچسب ها : درباره وبلاگ ![]() با سلام.از شما بازدید کنند گان خواهش مند است که ما را بانظرات خود یاری کنید.ین سایت در نظر دارد شمارا بیشتر با دوران اخرالزمان وظهور آشنا کند. مدیر وبلاگ : محمد امیرابادی موضوعات آرشیو وبلاگ پیوندها نویسندگان صفحات جانبی برچسبها آمار وبلاگ کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
|
|