شناختِ امام غایب براى كسانىكه او را ندیدهاند و به محضر او شرفیاب نشدهاند، نخستین مشكل و چالش به شمار مىرود. محور اشكال دوم، امكان ایمان به چنین امامى است كه در عین حیات و عصمت، در پُشتِ پردهى غیبت، از دیدهها محجوب است، هر چند كه در جامعه حضور دارد. در خاتمهى مقاله گذشته به طور گذرا به این دو چالش و راه حل اجمالى آن پرداختیم. در این شماره به یارى خدا به ریشهیابى این دو مشكل و راه حلهاى مطرح شده در متون تاریخى ما كه براى این دوران برنامهریزى كرده است مىپردازیم و سایر مشكلات را نیز در پرتو این دو مشكل مرور خواهیم داشت.
خلاصهى جواب براى چالش شناخت امام غایب
خلاصهى رفع اشكال نخست به شرح زیر است:
1- امكان شناخت و وسائل لازم براى تحقّق شناخت و آگاهى عامهى مردم، بویژه نخبگان جامعه، از وجود و استمرار حیات دوازدهمین اختر تابناك آسمان ولایت، فراهم شده است.
این آگاهىها، از سوى قرآن كریم و پیامبر اكرم )صلّىاللّهُعلیهوآلهوسلّم( و امامان پیشین و نواب خاص امام مهدى )علیهالسّلام( و دانشمندان دوران حضور و دوران غیبت صغرا، و دوران غیبت كبرا نیز به گونهاى مستمر و پیوسته، در اختیار عموم مردم و حقجویان قرارداده شده است.
2- دلائل عقلى و مجموعهى دلائل حسّى و عینى؛ یعنى، كرامتهاى ثبت شده، در طول شصت و نه سال دوران ارتباط با امام مهدى )علیهالسّلام(، )آن هم به دست افراد گوناگون جامعه( امرى مشهود و مسموع، و در میان سطوح و اقشار مختلف، از جمله علما و دانشمندان نیز رایج بود، این دلایل مهمترین ابزار تحقّق ایمان در دوران غیبت كبرا بود.
3- مدعیان مهدویّت و سوء استفاده كنندگان از نام امام مهدى )علیهالسّلام( در دوران غیبت صغرا و سپس دوران غیبت كبرا، دانشمندان و فرهیختگان جامعه را به دفاع از حریم امامت و امام مهدى )علیهالسّلام( و مسئلهى مهدویّت وادار كرد و به طور غیرمستقیم شناخت مردم به امام مهدى )علیهالسّلام( را بالا برد.
4- در كتابهاى كلامى و تاریخى و حدیثى، به دلائل عقلى و نقلى و حسّى، به خوبى، پرداخته شده است.
5- یكى از مهمترین دلائل قرآنى كه براى عموم صاحبان خرد سؤال برانگیز هم بوده و هست، سورهى مبارك قدر است. فعل مضارع »تنزّلُ« در سورهاى كه در سالهاى آغازین بعثت پیامبر )صلّىاللّهُعلیهوآلهوسلّم( نازل گشته است، چه معنایى دارد؟ ملائكه و روح، بر چه كسى و براى چه، در شب قدر، از غروب تا طلوع فجر، پیوسته فرود مىآیند؟
روایتهاى گوناگون در تفسیر این آیه و آیات مشابه، وجود شب قدر در هر سال را تصریح دارد. از این سوره، وجود یك انسان شایسته براى فرود آمدن ملائك حتى پس از دوران پیامبر اكرم )صلّىاللّهُعلیهوآلهوسلّم( فهمیده مىشود.
تمام مسلمانان جهان، بلكه تمام جهانیان، به چنین مطلبى دسترسى داشته و دارند و مىتوانند از آن آگاه شوند. این مطلب خصوصاً در دورانِ غیبت، بسیار قابل تأمّل مىباشد.
شناخت مطلوب و راه رسیدن به آن
در این شماره، به پاسخ چند سوال دیگر در بارهى شناخت و ایمان عموم مردم به امام زمان )علیهالسّلام( در دوران غیبت كبرا باید بپردازیم.
سؤال یكم - چهگونه ممكن است شناخت مردم از امام مهدى )علیهالسّلام( در عین غیبت از دیدههاى آنان، همچون شناخت آنان از او در حال حضورش باشد؟
سؤال دوم - با توجّه به غیبت امام مهدى )علیهالسّلام( و احساس نكردن آثار وجودى او در جامعه، چهگونه مىتوانیم شناختى عمیق از او پیدا كنیم؟
سؤال سوم - با توجه به دو سؤال گذشته، آیا ممكن است ایمان به وجود او در دوران غیبت كبرا به ایمانى در حدّ یقین برسد؟
كلید حل این سه سؤال را در شمارهى پیش تقدیم شد، و روشن شد كه مسئلهى امام مهدى )علیهالسّلام( در دوران غیبت، بویژه غیبت كبرا، یكى از مصادیق ایمان به غیب است. و همان طور كه شناخت و ایمان به خداى نامحسوس، امكانپذیر است و قابلیّت رشد را نیز دارا است، شناخت و ایمان به امام معصوم و غائب كه امامت او در قرآن و سنّت منصوص است، امرى امكانپذیر بوده و هست.
همانطور كه رسیدن به مرز یقین، در موضوع ایمان به خدا، امكانپذیر است، رسیدن به مرز یقین در مورد ایمان به امام معصوم و غایب نیز امكانپذیر است. البته، این ایمان و رشد آن، به ابزار و وسائلى منطقى و علل طبیعى نیاز دارد - كه فراهم مىباشند.
بنابراین، باید در وهلهى علل ضعف شناخت و ضعف ایمان را بشناسیم تا بتوانیم در رفع این ضعف كوشا باشیم.
علل ضعف شناخت امام در غیبت كبرى
به طور كلّى، مىتوانیم علل ضعف شناخت مردم را معلول چند امر بدانیم:
1- نداشتن تصوّرى روشن از موضوع مورد اعتقاد؛
2- نداشتن دلیل یا دلائل كافى براى عقیدهى خود؛
3- مقایسهى مطالب عقلى با مطالب حسّى، و انتظار پیدا كردن دلائل حسّى براى همهى مطالب عقلى؛
4- سست بودن برخى از دلائل ارائه شده، یا عدم هضم آن دلائل براى مقطع سنّى معیّن یا مقطع زمانى موردنظر؛
5- غفلت از آثار و نتائج و بركات امام معصوم در حالى كه انسان در آن بركات غرق شده باشد. )البته جهان و جامعه، هیچ وقت، بدون وجود امام معصوم، تجربه نشده است.(؛
6- شبههپراكنىهاى پیاپى و ضعف پاسخهاى داده شده؛
7- تلاش دشمنان اسلام، براى دور كردن جامعه از معنویّت و اركان هدایت و غرق شدن در لذّتهاى مادى؛ و در نتیجه از دست دادنِ حساسیّت لازم نسبت به حضور امام معصوم در جامعه.
علل ضعف ایمان به امام در دوران غیبت كبرا
ضعف ایمان نیز، جداى از ضعف شناخت، مىتواند معلول چند امر باشد:
1- ضعف شناخت و كافى نبودن اطّلاعات موجود در بارهى امام غایب؛
2- ناقصبودن استدلال یا كافى نبودن دلائل ضرورت و اهمیّت وجود امام معصوم )علیهالسّلام( در جامعه در تمام دورانها؛
3- عدم احساس به آثار وجودى امام غایب؛
4- عدم احساس به حضور او در صحنهى زندگى؛
5- جهل فوائد وجود امام )علیهالسّلام( در دوران غیبت؛
6- ضعف ارتباط روحى با امام معصوم )علیهالسّلام( در دوران غیبت و استتار؛
7- اعتقاد به امكان ادامهى زندگى فردى و اجتماعى منهاى وجود امام معصوم؛
8- شبهات مطرح شده در بارهى امام مهدى )علیهالسّلام( گاهى اصل شناخت را زیر سؤال مىبرد و گاهى ایمان به او را متزلزل مىسازد؛
9- فقدان عنصر صبر و بردبارى و یا فقدان روحیهى تلاش و تحقیق كه در فرض طولانى شدن غیبت، مىتواند انسان را از ظهور امام )علیهالسّلام( مأیوس گرداند.
به همین جهت، در برخى دعاهاى ویژه دوران غیبت، روحیهى استعجال نكوهش شده است، و در مقابل روحیهى انتظار امام غایب )علیهالسّلام( ستایش و تقویّت شده است، بلكه مؤمنان باید براى به دست آوردن صفت و ملكهى صبر و مقاومت و بردبارى درخواست جدّى و دعاى واقعى كنند، و این امر نشانهى برخى آسیبهاى جدّى در این زمینه است.
پرسشهاى بىجا و غیر مفید، و اعتراضهاى نابهجا نیز انسان را به سمت یك نوع سستى در ایمان مىكشاند.
انتظار اطّلاع و آگاهى از تمام اسرار هستى، انتظارى بىجا است كه انسان را در كشف اسرار نهفته، حریص مىگرداند، ولى او را به جایى نمىرساند. به همین دلیل یك انسانِ منتظرِ ظهور امام مهدى)عج( نباید انتظار داشته باشد كه سرّ همه چیز را بداند.
فراموش كردن وجود امام معصومِ غایب، منتظر نبودن ظهور او، قطع ارتباط روزانه با او، ترك صلوات فرستادن بر او، ترك دعاى تعجیل فرج براى او، مىتواند ایمان انسان را به او سست كند و انسان را از آمادگى براى ظهور او محروم گرداند.
پدیدهى استعجال - كه در روایات و دعاها، بسیار نكوهش شده است - مىتواند معلول یكى از دو عامل باشد:
الف( نزدیك بین بودن انسان و فقدان دورنگرى و عادت ندادن خود به دیدن افقهاى بسیار دور زندگى و توجّه به منافع و مصالح بسیار نزدیك و محسوس و زودگذر و غفلت از مصالح آینده و اهداف بزرگ رسالت جهانى و فراگیر امام زمان )علیهالسّلام(؛
ب( آگاه نبودن به مسیر طبیعى و منطقى تحوّلات اجتماعى، و عدم شناخت قوانین حاكم بر تحوّلات اجتماعى.
آسیبزدایى از شناخت و ایمان به امام غایب
اهل بیت پیامبر )علیهمالسّلام( به شناخت و ایمان مردم به امام معصوم )علیهالسّلام( در زمان غیبت او، توجّه شایان داشتهاند و در آثار گرانبهایشان، این اهتمام، به خوبى، به چشم مىخورد.
در دعاها و زیارت نامهها و روایات اهل بیت )علیهمالسّلام( به بسیارى از علل ضعف شناخت و ایمان به امام غایب نیز توجهى ویژه مىبینیم.
البته، بسیار روشن است كه با توّجه به عللِ ضعفِ شناخت و ضعفِ ایمان، باید در رفع این مشكل بكوشیم، و خلاصهى درمان این مشكل، در بسیارى از دعاها و زیارت نامههاى مخصوص حضرت مهدى )علیهالسّلام( در دوران غیبت كبرا، مطرح شده است.
1- به عنوان نخستین گام، به دست آوردن شناخت صحیح از مسئلهى مهدوّیت و شخص امام مهدى )علیهالسّلام( امرى ضرورى است. این مهم، با دقّت كافى در دعاها و زیارتنامهها، تأمین مىگردد؛ زیرا كه، شناخت صحیح و لازم را در آنها مىیابیم.
2- گام دوم به دست آوردن دلائل كافى و لازم، و اثبات كنندهى وجود امام معصوم و غایب است. هر چند این دلائل را در كتب كلامى مىیابیم، امّا دعاها و زیارتنامهها، از این دلائل نیز برخوردارند، بلكه در برخى دعاها و زیارتنامهها، صریحاً، و در برخى دیگر، با اشارهى گویا، این مبحث مطرح شده است. زیارت جامعهى كبیره و زیارت وارث و دعاى عصر روز جمعه(1)، به طور ویژه، به این امر پرداخته است.
3- گام سوم شبههزدایى است. باید به همهى شبهات تزلزلآفرین، توجّه شود و حل گردد. برخى از این شبهات را كتابهاى كلامى و حدیثى و برخى نیز در دعاهاى ویژه امام زمان)عج(، مطرح و پاسخ داده شده است.
4- گام چهارم، زدودن مشكل یأس و نااُمیدى است. این مشكل، با شناخت و تبیین قوانین اساسى حاكم بر تحوّلات اجتماعى )منطقهاى و جهانى( و فهم روند تحوّلات فرهنگى و اجتماعى قابل رفع است.
شناخت این قوانین، راههاى گوناگون دارد. از جملهى این راهها، بهرهبردارى صحیح از تاریخ است. شناخت صحیح از تاریخ، راه را براى شناخت مسیر و قوانین حاكم بر تحولاّت اجتماعى، هموار مىكند. قرآن كریم، بیشترین توجّه را به این راه معطوف داشته است.(2)
در برخى از دعاهاى ویژهى امام زمان )علیهالسّلام( یقین به قیام حضرت مهدى )علیهالسّلام( را همانند یقین به قیام حضرت رسول خدا )صلّىاللّهُعلیهوآلهوسلّم((3) قرار داده است. و در حقیقت، ما را از گذشتهى یقینآور به آیندهى نیازمند یقین، توجّه مىدهد. بنابراین یقین لازم را نیز مىتوانیم از راه مطالعه و تحقیق در تاریخ به دست آوریم و براى دیگران تبیین كنیم. و با استفاده از تاریخ بیشترین زمینههاى لازم براى تحقق یقین فراهم مىگردد.
5- گام پنجم، توجّه به افقهاى بسیار دور، در عین توجّه به افقهاى بسیار نزدیك و بالفعل است، دورنگر بودن، همزمان با غافل نبودن از واقعیّتهاى موجود بسیار لازم است؛ بنابراین، مشكل زمان را باید براى خود حل كنیم و مراقب باشیم كه توجه به آیندهى بسیار دور عامل یأس و سستى و در نتیجه مانع برنامهریزى دراز مدت و پایدار نگردد.
قرآن كریم، مىفرماید: »إنهم یرونه بعیداً ونراه قریباً«(4)؛ برخى از مردم، قیامت یا قیام مهدى )علیهالسّلام( را بسیار دور مىبینند، در حالى كه ما آن را بسیار نزدیك مىبینیم.
6- پس از رفع شبهات و زدودن شكها و تردیدهاى مطرح شده در مورد دلائل قطعى كه ثابتكنندهى وجود و حضور امام در پشت پردهى غیبت است، لازم است ارتباط معنوى ما با امام ناظر و غایب )علیهالسّلام( - كه مهمترین عامل رشد معرفت و ایمان به او به شمار مىرود - تقویت گردد.
تقویت ارتباط معنوى با امام غایب، با وسائلى چند تحققپذیر مىباشد:
الف( دعاهاى روزانه و هفتگى و در مناسبتهاى گوناگون؛
ب( زیارتهاى روزانه و هفتگى و در مناسبتهاى مختلف(5)؛
ج( انتظار صحیح و سازنده و مبارزه با انتظار منفى كه خود از عوامل سستىزا و یأسآور است؛
د( توجّه به مسئلهى عَرضهى اَعمال مردم بر امامِ زمانِ خود، و لازمهى آن احساسِ نظارت همیشگى امام )علیهالسّلام( بر اعمال مان(6)؛
ه( توجّه به ویژگى شب قدر و نحوهى ارتباط معنوى و شایسته با امام زمان )علیهالسّلام( در این شب مهم(7) در هر سال؛
و( ارتباط مالى و عاطفى با امام )علیهالسّلام(، )توجّه به وجوب خمس بر مردم كه از آنِ امام مىباشد(، و استحباب پرداخت صدقه یا نذر براى سلامتى امام زمان )علیهالسّلام(؛ كه مستلزم یك ارتباط واقعى و معنوى با امام است.
ز( ارتباط پیوسته اعتقادى و تشكیلاتى و عاطفى با نایبان عام امام زمان )علیهالسّلام((8)؛
ح( ارتباط سیاسى و اجتماعى و عاطفى سالانه با امام زمان خود )علیهالسّلام( در عرصهى حج و در روزهاى ویژهى حج؛ زیرا، همه ساله، امام )علیهالسّلام( در موسم حج حاضر مىگردد و به حجّاج آن سال توجّهى ویژه مىكند.
ط( توسّل به امام زمان خود و توجه ویژه به او در تنگناها و مشكلات فردى و اجتماعى و درخواست شفاعت وقت خاصى ندارد و براى همیشه ممكن و تحققپذیر است.
ى( تبلیغ و ترویج نام و یاد امام مهدى )علیهالسّلام( در میان افراد خانواده و افراد محله و میان همنشینان و دوستان و در میان سایر افراد جامعه(9) آثار روانى مثبتى در جهت تحكیم ارتباط حقیقى با امام زمان)عج( مىباشد؛
ك( توجّه یافتن و توجّه دادن به ضرورت وجود و حضور امام معصوم در تمام عرصههاى اجتماعى؛
عموماً، آموزههاى زیارتنامهها و دعاهاى رسیده از معصومین )علیهمالسّلام( در بارهى حضرت مهدى )علیهالسّلام( بسیار زیبا و گویا، و نشاندهندهى نوع درمان مناسب و راهحلهاى دقیق براى رفع مشكلات زمان غیبت است.
استفاده از عنصر تبیین مسئولیّتهاى امام )علیهالسّلام( در دوران غیبت، مىتواند در اشكال زدائى نسبت فوائد و آثار وجودى امام غایب مؤثر باشد. كه تبیین آن، اشكالِ لغویتِ وجود امام غایب، مرتفع مىگردد. و یكى از سببهاى سُستى ایمان و ضعف ارتباط مرتفع مىگردد.
استفاده از عنصرِ تبیینِ مجموعه وظایف پیروان امام مهدى )علیهالسّلام( و منتظران واقعى او نیز نشان دهندهى توجّه به اشكال بر فایدهى انتظار امام غایب است. رفع این اشكال، ضرورى، بلكه یك نوع مبارزه با انتظار منفى است.
در ضمن، راهى براى معالجه و درمان مشكل سوء استفادهى دشمنان از غیبت امام معصوم )علیهالسّلام( است. و انتظار منفى یكى از زمینههاى ایجاد بحرانهاى فكرى و سیاسى و اجتماعى و اخلاقى در جامعه اسلامى است.
استفاده از عنصرِ خطاب و سخن گفتن مستقیم با امام غایب )علیهالسّلام( - كه در زیارتنامهها و دعاها، به چشم مىخورد نشان دهندهى اهمیّت توجّه مؤمنان و منتظران به ضرورت داشتن احساس واقعى نسبت به حضور امام معصوم در تمام صحنههاى زندگى آنان است.
استفاده از عنصرِ تكرار بیان وظایف به منتظران و یاران امام زمان )علیهالسّلام( نشان دهندهى ضرورت تربیت آنان همراه با تذّكر و یادآورىهاى پیوسته نسبت به ضرورت آمادگى بالفعل براى یارى رساندن به امام، و ایجاد آمادگى واقعى و لازم در خود و دیگران براى ظهور امام )علیهالسّلام( و ضرورتِ آمادگى براى فرمان بردارى از او مىباشد.
تقریباً همهى آسیبهاى دوران غیبت - كه دوران انتظار فرج است - در دعاها و زیارت نامههاى موجود، به طور چشمگیرى تذكّر داده شده، و راهحلهاى آنها نیز در بیشتر دعاها مطرح گشته است.(10)
در این دعاها و زیارت نامهها، برنامههاى آیندهى امام نیز به گونهاى بسیار گویا و روشن، مطرح شده است و چشمانداز حركت آیندهى امام )علیهالسّلام((11) را نیز به پیروان او گوشزد مىكند تا به سمت آن اهداف بلند حركت كنند و خود را به او و اهداف او، هر چه سریعتر، نزدیك كنند.
در برنامههاى ویژهى منتظران - كه یك برنامهى كامل براى ایجاد آمادگى، و در حقیقت، نشانهى یك آماده باش كامل و تمام عیار است - مقدّمات ظهورى كه در اختیار منتظران و دلباختگان و شیفتگان ظهور حضرت است برنامه ریزى شده است، و این خود نقشى فعّال و عملى در زمینهسازى واقعى را ایفا مىكند.
بنابر این، بسیارى از چشماندازها و مشكلات مطرح در عصر غیبت و راهحلهاى این مشكلات، در خصوص دوران غیبت كبرا در دعاها و زیارتنامهها و صلوات ویژهى حضرت مهدى )علیهالسّلام( به گونههاى مختلف، با اجمال و تفصیل، و گاهى با تكرار و تأكید فراوان، به چشم مىخورد. و این، مطلب نشان مىدهد كه همهى امامان معصوم )علیهالسّلام( در دوران حضورشان، به مسئلهى غیبت و مشكلات آن، توجّهى كامل داشتهاند. خود حضرت صاحب الامر )علیهالسّلام( در دعاهاى گوناگونى كه به پیروان خود تعلیم نموده است، در صدد علاج بسیارى از این مشكلات و چالشها بوده است.
پس مهمترین عنصر در تقویت ارتباط معنوى با امام غایب )علیهالسّلام( همین دعاهاى روزانه و هفتگى ویژهى امام زمان )علیهالسّلام( است كه یك برنامهى حساب شده و منظّم را در پیش روى منتظران قرار مىدهد و ترسیم مىكند تا طبق این الگو، زندگى خود را تنظیم كنند و به سوى روزهاى ظهور، یك حركت جدّى و حساب شده و با شتاب، داشته باشند.(12)
در این دعاها، همین بس است كه عنصر امید در وجود انسان زنده مىشود. توجّه به عنصر ایمان و عنصر یقین كه اوج اعتقاد مطلوب است، در این دعاها، بسیار چشمگیر است. به همین خاطر، عوامل سلب یقین را گوشزد، و راهحلهاى گوناگونى براى این آسیب بیان شده است.
البته، جا دارد كه خوانندگان این نوشتار، براى یك بار هم كه شده، در این زمینه، به دعاهاى ویژه امام زمان )علیهالسّلام( در عصر جمعه مراجعه كنند تا ببینند امامِ غایب، براى حل مشكلها و چالشهاى دوران غیبت خود، چه راهحلهایى مطرح كرده است.
بنابر این، با رفع هر گونه ابهام براى منتظران و یا ردّ اشكالات احتمالى و رفع مشكلات قطعى، آسیبهاى دوران غیبت امام مهدى )علیهالسّلام( شناسانده و زدوده مىشود، و راه جلوگیرى از ضررهاى احتمالى نیز بیان مىگردد.
البته، برخى آسیبهاى مطرح شده، حتّى در عصر حضور امام معصوم نیز مشاهده مىشود. تاریخ ما، این آسیبها را به طور فراوان نشان مىدهد. تعداد و نوع آنها، بستگى به درجهى رشد فرهنگى جامعه و افراد با ایمان دارد.
در دوران غیبت، زمینه براى آزمایش برتر فراهم مىگردد و با خالص شدن نیروهاى تحت امر امام )علیهالسّلام( معجزات الهى، زمینهى ظهور خواهد داشت.
تاریخ اسلامى ما، نشان داده است كه بیشترین آسیبها و ضربهها زمانى است كه نیروهاى ناخالص از نیروهاى خالص جدا نشدهاند و دوستان از دشمنان، تمییز داده نشده باشند، و در حقیقت، دشمنان واقعى، در لباس دوستانِ نزدیك در آمده باشند.
بنابر این، بالا رفتن سطح آگاهى و بالا بودن ذخیرهى تجربیاتِ سخت در دوران غیبت، دو اصلِ اجتنابناپذیر براى رسیدن نیروهاى تحت امر حضرت )علیهالسّلام( به وضع مطلوب است.
در بحث آینده، به مشكل رهبرى در دوران غیبت كبرا باید بپردازیم و راهحل آن را از منظر امام مهدى )علیهالسّلام( با زاویهى دید تاریخى مطرح و بررسى كنیم. إنْ شاء الله تعالى
بىتردید عصر امام مهدى(ع) عصر حاكمیت نور دانش و بینش و از درخشانترین و زیباترین اعصار روى كره زمین از آغاز آفرینش جهان و انسان خواهد بود. آنچه در این نوشتار تقدیم خوانندگان عزیز مىشود برخى از ابعاد زندگى و شكوفایى و درخشندگى آن عصر است كه با تلخیص از نظر گرامىتان مىگذرد.
در عصر درخشان امام مهدى(ع) حیات فرهنگى به گونهاى شكوفا و بارور مىگردد و دانش و فرهنگ و معنویت بویژه علوم دینى و احكام و مقررات و معارف انسانساز اسلام در سراسر گیتى بسط و گسترش مىیابد و چرخهاى فرهنگ و آگاهى و شناخت با سرعت وصفناپذیرى به حركت مىافتد.
كتابهاى مربوط به شرح حال راویان احادیث كه به كتابهاى رجالى مشهورند و نیز شرح حال و بیوگرافى آنان و تقسیمبندى روایات به صحیح و ضعیف كه بیشتر به حدس و گمان تكیه دارد و در عصر غیبت و به خاطر نرسیدن دست مردم به امام معصوم مورد استفاده قرار مىگیرد به پایان مىرسد؛ زیرا در عصر ظهور مردم به مقررات و احكام قطعى دست مىیابند و از اینها بىنیاز مىگردند. همچنین بیشتر تفاسیر از اعتبار ساقط مىشود و تنها تفاسیر برخاسته از روایات رسیده از پیامبر و اهل بیت باقى مىماند.
همینگونه قرائتهاى مختلف از قرآن شریف كه دلیلى براى آن نازل نشده است برداشته مىشود چرا كه مردم قرآن و قرائت صحیح آن را به گونهاى كه بر قلب مصفاى محمد(ص) فرود آمده است از امام مهدى(ع) مىآموزند و تفسیر و پیام و مفهوم آن را آنگونه كه خدا اراده فرموده است مىشناسند و بر معارف بلند و راز و رمز و شگفتیهاى آن كه همچنان ناشناخته و پوشیده است، آگاهى مىیابند.
حضرت امام باقر(ع) فرمودهاند:
توتون الحكمة فى زمانه حتى ان المراة لتقضى فى بیتها، بكتاب اللَّه و سنّة رسوله1
یعنى به مردم عصر حكومت درخشان او، دانش و بینش ارزانى مىگردد كه زن در كانون خانه خویش براساس كتاب خدا و سنت پیامبرش عادلانه و آگاهانه داورى مىكند و نیازى به دیگرى ندارد.
این روایت نشانگر این واقعیت است كه مردم در روزگار حاكمیت آن حضرت، براساس آداب و مقررات دینى تربیت شده و احكام شریعت را آموخته و بر پایهاى از فرهنگ و تمدن اوج مىگیرند كه هر بانویى مىتواند در درون خانه خویش میان آن دو انسان براساس مقررات كتاب خدا و سیره و روش عادلانه پیامآور بزرگ او قضاوت كند.
امیرالمؤمنین على(ع) هم طى گفتوگویى با جناب كمیل بن زیاد نخعى مىفرمایند:
اى كمیل، هیچ علمى نیست مگر آن كه با من آغاز گردد و هیچ سرى نیست مگر آنكه با قائم پایان پذیرد.2
لازم است بدانیم كه خود امام مهدى براساس كتاب خدا و سیره و شیوه انسانساز و افتخار آفرین پیامبر تدبیر امور مىكند و به اندازه ذرهاى از آن انحراف نمىجوید. او شریعت جدید یا دین دیگرى نمىآورد كه با اسلام راستین ناسازگار باشد.
همچنین واقعیت كه رخ خواهد داد این است كه همه مذاهب پدید آمده پس از رحلت پیشواى بزرگ توحید پیامبر گرامى ملغى مىشود و از میان مىرود چرا كه اینها راه و رسمى است كه در كتاب خدا و سنت پیامبر جایى ندارد. در كلامى كه از عالم اهل سنت به نام ابن العربى بیان گردیده آمده است:
امام مهدى پس از ظهور، دین را همانگونه كه بود و نازل گردید آشكار مىسازد، به طورى كه اگر پیامبر گرامى حاضر باشد به همان حكم كند. او مذاهب مختلف را از روى زمین با ارشاد و هدایت خویش برمىدارد و جز دین خالص و پاك آسمانى نمىماند.3
آرى در آن شرایط پر افتخار است كه اتحاد بزرگ اسلامى تحقق مىپذیرد چرا كه همه مسلمانان در اصول دین و فروع آن و همه مسایل فقهى و احكام و مقررات شرعى، متحد و یكپارچه مىگردند.
دین راستین همان اسلام واقعى خواهد بود و مذهب همان مذهب تشیع كه مذهب خاندان وحى و رسالت است و پیامبر گرامى مردم را بدان دعوت نموده است. و همه بشریت بدین سان زیر پرچم پر افتخار لاالهالااللَّه، محمد رسولاللَّه، على ولىاللَّه در اوج سعادت و رفاه و نیكبختى زندگى مىكنند.
در حدیثى كه امام مجتبى از پدرش حضرت على نقل مىفرماید چنین آمده است:
مهدى زمین را از برهان و دانش و نور هدایت پر مىكند تا آنجا كه سراسر گیتى به وى ایمان آورد و كافران مسلمان شوند و فاسقان صالح گردند.4
و باز حضرت على(ع) در بیان دیگرى از حضرت مهدى چنین مىفرماید:
... لافترك بدعة الا ازالها ولا سنة الاّ اقامها.5
یعنى آن پیشواى الهى تمامى بدعتها را نابود مىكند و همه سنتها و شیوههاى پسندیده را زنده و برپا مىكند.
تربیت در عصر امام مهدى(ع)
از واقعیتهاى تردید ناپذیر این است كه انسان در همه ابعاد، قابل تربیت و سازندگى است و هنگامى كه برنامههاى تربیتى براساس ارزشهاى والاى اخلاقى و انسانى تنظیم گردد بشریت راه اعتدال و درستى را خواهد گزید. و در راه و روش شایسته و ستودهاى گام خواهد نهاد. اما اگر برنامهها و عوامل تربیتى فاسد و ناصالح باشد بدون تردید نتیجه معكوس خواهد داد و انسان به سوى تباهى خواهد رفت.
1. كانون خانه و خانواده كه كودك در آن دیده بر جهان مىگشاید یك كانون و عامل تربیتى است كه در جهتدهى به كودك نقش بسیار مهمى دارد.
2. پس از خانه، نقش مدرسه است كه كودك با ورود بدانجا مراحل نخستین دانش و فرهنگ را از طریق آموزگاران دریافت مىدارد و هر چه مراحل مختلف علمى را طى مىكند سطح مطالعه و فرهنگ و آگاهیهاى او بالا مىرود تا سرانجام به عالىترین مراحل و مدارج علمى و فكرى مىرسد.
3. عامل محیط و جامعه، كودكى كه در جامعهاى مملو از دروغ و شائبه و بىبندبار رشد مىكند تربیت ناشایست و نادرست مىپذیرد و كودكى كه در جامعه دین باور و امانتدار و سرشار از حیا و درستكارى تربیت شود فردى شایسته خواهد بود.
4. رسانههاى گروهى و دستگاههاى تبلیغاتى جامعه همچون روزنامهها و مجلات، رادیو و تلویزیون و...
امام مهدى(ع) كه در اندیشه اصلاح جامعه جهانى است و مىخواهد جامعهاى به راستى اسلامى پىریزى نموده و آن را به ارزشهاى والاى انسانى و قرآنى آراسته سازد، در این راه مىبایست از وسایل و عوامل تربیتى بهره گیرد و آموزشهاى تربیتى صحیح و سازنده خویش را به وسیله این وسایل و تجهیزات به گوشها برساند. از این رو مدارس و آموزشگاهها را، فرهنگ و تعالیم انسانساز اسلام اداره و رهبرى مىكند و راههاى تعلیم و تربیت در همه مراحل از شیوهها و برنامههاى اسلامى بهرهمند مىگردد و وسایل ارتباط جمعى به طور كامل، شایسته و مفید و ثمربخش مىشوند و از چهارچوب مقررات و ارزشهاى اسلامى تجاوز نمىكنند.6
چنانچه حضرت على(ع) با عباراتى بسیار شنیدنى چنین نوید مىدهد كه:
مهدى(ع) هواهاى نفسانى را به هدایت باز خواهد آورد آنگاه كه هدایت را به هواپرستى بفروشند و آرا و نظرها را بر قرآن منطبق سازد چون قرآن را بر مدار آراى خویش باز خوانند.7
نوع مطلب :
مقالات،
برچسب ها :