تبلیغات
"/> گل نرگس - مطالب مقالات
گل نرگس
یا صاحب الزمان ادرکنی
شنبه 21 آذر 1388 :: نویسنده : محمد امیرابادی

آماده کردن شرایط فرج و ظهور امام زمان علیه السلام با آماده نمودن شرایط بعد از ظهور فرق می کند. قبل از ظهور باید تلاش نمود تا فضای جهان آماده پذیرش امام زمان علیه السلام گردد، ولی برای زمان بعد از ظهور نیز باید سرمایه گذاری نمود.

در دعای افتتاح اهداف ظهور مطرح شده و دو وظیفه منتظران نیز بیان شده تا خط فکری، علمی و عملی روشن و مبرهن باشد و در اینجا به آنها اشاره می نماییم:

1- عزت اسلام و مسلمین؛ «تعز به الاسلام و أهله»

اسلام دینی است که بالاست و بالاتر از آن دینی نیست؛ «الاسلام یعلوا و لا یعلی علیه» و بعد از ظهور، عظمت این دین الهی در تمام ابعاد باید برای مردم روشن گردد. سیطره جهانی اسلام و نفوذ آن در مکاتب و خانواده ها و دلها و عمل به فرامین آن و دیدن آثار اسلام با عمل به دستوراتش عزت و اقتدار اسلامی را به همه جهانیان آشکار خواهد نمود. معرفی واقعی و حقیقی اسلام هم از حیث ایدئولوژی و هم از حیث رفتاری و عملی و عمل به تمام فرامین آن از رسالتهای مهم بعد از ظهور است و با این اتفاق، مسلمین نیز عزت واقعی خویش را پیدا خواهند نمود.

خروج از بند استعمارگران و استثمارگران، پناه بردن به دامن اسلام و گریز از فرهنگ مبتذل غربی، بدست آوردن و بکاربستن آخرین یافته های علمی و تکنولوژی در جهان، الگو شدن در تمام زمینه های اقتصادی و... برای جهان همه مقدمه برای عزت مسلمین است.

2- ذلیل کردن خط نفاق و منافقین؛ «و تذل به النفاق و أهله»

خطرناکترین خط فکری در مقابل اسلام و مسلمین خط نفاق است. چهره های دوگانه ای که برای منافع خود لباس گوسفند به تن نموده و سنگین ترین ضربه ها را به اسلام و دین زده اند. انسانهایی که ایمان آنها فقط سوری و لق لق زبان است. اعمال فاسد و گناه خویش را اصلاح و صواب می دانند و دیگران را نفی می نمایند. در حضور مؤمنان خود را مؤمن دانسته و در ملاقاتهای خویش با منافقین دیگر، بیان می کنند که ما آنان (مؤمنان) را مسخره می کنیم. ایمان به خدا را سفاهت می دانند و... شناخت نیروها و چهره های نفاق و حذف آنان از جامعه اسلامی و از بین بردن خط نفاق از دیگر اهداف بعد از ظهور امام زمان علیه السلام است.

و اما منتظرین چه هدفی را باید دنبال کنند؟

از مهم ترین مباحث در جامعه ایده آل، ساخت نیروها و افراد قوی و مفید است. در جامعه بعد از ظهور دو چیز بسیار مهم است: 1- خط فرهنگی و حکومتی و برنامه کلان 2- نیروهای مفید و قوی. خط فرهنگی که بدان اشاره شد و اما نیروها باید با دو هدف عمده حرکت نمایند:

الف- «و تجعلنا فیها الدعاه الی طاعتک»؛ ما را در آن دولت حقه اهل دعوت به طاعت قرار بده. نیرویی که درحکومت امام زمان علیه السلام کار می کند علاوه بر تخصص باید رفتار و گفتارش دعوت کننده به سوی اطاعت الهی باشد.

ب- «والقاده الی سبیلک»؛ و ما را پیشوایان راه هدایتت قرار بده. در مورد کار نیروها در حکومت امام زمان علیه السلام چند نکته حائز اهمیت است:

1- محور اصلی کار اطاعت الهی و خداست.

2- وقتی نیروها دعوت کننده به طاعت الهی باشند خود نیز عاملین و مطیعین خداوندند.

3- پیشوایان راه هدایت باشند. یعنی هر نیرو در حکومت امام زمان علیه السلام خود هدایت کننده به سوی صراط مستقیم است. در جامعه مهدوی همه نیروها هم هدایت شده و هم هدایت کننده هستند.

4- در جامعه مهدوی اساس کار نیروها بر معنویت و اخلاص است.

5- در چنین جامعه ای که تز نیروها این گونه باشد قطعا نیروها از هم شناخته شده، خط اصیل اسلام از خط نفاق جدا شده و ثمره کارها بسیار بالا خواهد بود.

 





نوع مطلب : مقالات، 
برچسب ها :
شنبه 21 آذر 1388 :: نویسنده : محمد امیرابادی

شناختِ امام غایب براى كسانى‏كه او را ندیده‏اند و به محضر او شرف‏یاب نشده‏اند، نخستین مشكل و چالش به شمار مى‏رود. محور اشكال دوم، امكان ایمان به چنین امامى است كه در عین حیات و عصمت، در پُشتِ پرده‏ى غیبت، از دیده‏ها محجوب است، هر چند كه در جامعه حضور دارد. در خاتمه‏ى مقاله گذشته به طور گذرا به این دو چالش و راه حل اجمالى آن پرداختیم. در این شماره به یارى خدا به ریشه‏یابى این دو مشكل و راه حلهاى مطرح شده در متون تاریخى ما كه براى این دوران برنامه‏ریزى كرده است مى‏پردازیم و سایر مشكلات را نیز در پرتو این دو مشكل مرور خواهیم داشت.



خلاصه‏ى جواب براى چالش شناخت امام غایب

خلاصه‏ى رفع اشكال نخست به شرح زیر است:

1- امكان شناخت و وسائل لازم براى تحقّق شناخت و آگاهى عامه‏ى مردم، بویژه نخبگان جامعه، از وجود و استمرار حیات دوازدهمین اختر تاب‏ناك آسمان ولایت، فراهم شده است.

این آگاهى‏ها، از سوى قرآن كریم و پیامبر اكرم )صلّى‏اللّهُ‏علیه‏وآله‏وسلّم( و امامان پیشین و نواب خاص امام مهدى )علیه‏السّلام( و دانشمندان دوران حضور و دوران غیبت صغرا، و دوران غیبت كبرا نیز به گونه‏اى مستمر و پیوسته، در اختیار عموم مردم و حق‏جویان قرارداده شده است.

2- دلائل عقلى و مجموعه‏ى دلائل حسّى و عینى؛ یعنى، كرامت‏هاى ثبت شده، در طول شصت و نه سال دوران ارتباط با امام مهدى )علیه‏السّلام(، )آن هم به دست افراد گوناگون جامعه( امرى مشهود و مسموع، و در میان سطوح و اقشار مختلف، از جمله علما و دانشمندان نیز رایج بود، این دلایل مهم‏ترین ابزار تحقّق ایمان در دوران غیبت كبرا بود.

3- مدعیان مهدویّت و سوء استفاده كنندگان از نام امام مهدى )علیه‏السّلام( در دوران غیبت صغرا و سپس دوران غیبت كبرا، دانشمندان و فرهیختگان جامعه را به دفاع از حریم امامت و امام مهدى )علیه‏السّلام( و مسئله‏ى مهدویّت وادار كرد و به طور غیرمستقیم شناخت مردم به امام مهدى )علیه‏السّلام( را بالا برد.

4- در كتاب‏هاى كلامى و تاریخى و حدیثى، به دلائل عقلى و نقلى و حسّى، به خوبى، پرداخته شده است.

5- یكى از مهم‏ترین دلائل قرآنى كه براى عموم صاحبان خرد سؤال برانگیز هم بوده و هست، سوره‏ى مبارك قدر است. فعل مضارع »تنزّلُ« در سوره‏اى كه در سال‏هاى آغازین بعثت پیامبر )صلّى‏اللّهُ‏علیه‏وآله‏وسلّم( نازل گشته است، چه معنایى دارد؟ ملائكه و روح، بر چه كسى و براى چه، در شب قدر، از غروب تا طلوع فجر، پیوسته فرود مى‏آیند؟

روایت‏هاى گوناگون در تفسیر این آیه و آیات مشابه، وجود شب قدر در هر سال را تصریح دارد. از این سوره، وجود یك انسان شایسته براى فرود آمدن ملائك حتى پس از دوران پیامبر اكرم )صلّى‏اللّهُ‏علیه‏وآله‏وسلّم( فهمیده مى‏شود.

تمام مسلمانان جهان، بلكه تمام جهانیان، به چنین مطلبى دست‏رسى داشته و دارند و مى‏توانند از آن آگاه شوند. این مطلب خصوصاً در دورانِ غیبت، بسیار قابل تأمّل مى‏باشد.



شناخت مطلوب و راه رسیدن به آن

در این شماره، به پاسخ چند سوال دیگر در باره‏ى شناخت و ایمان عموم مردم به امام زمان )علیه‏السّلام( در دوران غیبت كبرا باید بپردازیم.

سؤال یكم - چه‏گونه ممكن است شناخت مردم از امام مهدى )علیه‏السّلام( در عین غیبت از دیده‏هاى آنان، همچون شناخت آنان از او در حال حضورش باشد؟

سؤال دوم - با توجّه به غیبت امام مهدى )علیه‏السّلام( و احساس نكردن آثار وجودى او در جامعه، چه‏گونه مى‏توانیم شناختى عمیق از او پیدا كنیم؟

سؤال سوم - با توجه به دو سؤال گذشته، آیا ممكن است ایمان به وجود او در دوران غیبت كبرا به ایمانى در حدّ یقین برسد؟

كلید حل این سه سؤال را در شماره‏ى پیش تقدیم شد، و روشن شد كه مسئله‏ى امام مهدى )علیه‏السّلام( در دوران غیبت، بویژه غیبت كبرا، یكى از مصادیق ایمان به غیب است. و همان طور كه شناخت و ایمان به خداى نامحسوس، امكان‏پذیر است و قابلیّت رشد را نیز دارا است، شناخت و ایمان به امام معصوم و غائب كه امامت او در قرآن و سنّت منصوص است، امرى امكان‏پذیر بوده و هست.

همان‏طور كه رسیدن به مرز یقین، در موضوع ایمان به خدا، امكان‏پذیر است، رسیدن به مرز یقین در مورد ایمان به امام معصوم و غایب نیز امكان‏پذیر است. البته، این ایمان و رشد آن، به ابزار و وسائلى منطقى و علل طبیعى نیاز دارد - كه فراهم مى‏باشند.

بنابراین، باید در وهله‏ى علل ضعف شناخت و ضعف ایمان را بشناسیم تا بتوانیم در رفع این ضعف كوشا باشیم.



علل ضعف شناخت امام در غیبت كبرى

به طور كلّى، مى‏توانیم علل ضعف شناخت مردم را معلول چند امر بدانیم:

1- نداشتن تصوّرى روشن از موضوع مورد اعتقاد؛

2- نداشتن دلیل یا دلائل كافى براى عقیده‏ى خود؛

3- مقایسه‏ى مطالب عقلى با مطالب حسّى، و انتظار پیدا كردن دلائل حسّى براى همه‏ى مطالب عقلى؛

4- سست بودن برخى از دلائل ارائه شده، یا عدم هضم آن دلائل براى مقطع سنّى معیّن یا مقطع زمانى موردنظر؛

5- غفلت از آثار و نتائج و بركات امام معصوم در حالى كه انسان در آن بركات غرق شده باشد. )البته جهان و جامعه، هیچ وقت، بدون وجود امام معصوم، تجربه نشده است.(؛

6- شبهه‏پراكنى‏هاى پیاپى و ضعف پاسخهاى داده شده؛

7- تلاش دشمنان اسلام، براى دور كردن جامعه از معنویّت و اركان هدایت و غرق شدن در لذّت‏هاى مادى؛ و در نتیجه از دست دادنِ حساسیّت لازم نسبت به حضور امام معصوم در جامعه.



علل ضعف ایمان به امام در دوران غیبت كبرا

ضعف ایمان نیز، جداى از ضعف شناخت، مى‏تواند معلول چند امر باشد:

1- ضعف شناخت و كافى نبودن اطّلاعات موجود در باره‏ى امام غایب؛

2- ناقص‏بودن استدلال یا كافى نبودن دلائل ضرورت و اهمیّت وجود امام معصوم )علیه‏السّلام( در جامعه در تمام دوران‏ها؛

3- عدم احساس به آثار وجودى امام غایب؛

4- عدم احساس به حضور او در صحنه‏ى زندگى؛

5- جهل فوائد وجود امام )علیه‏السّلام( در دوران غیبت؛

6- ضعف ارتباط روحى با امام معصوم )علیه‏السّلام( در دوران غیبت و استتار؛

7- اعتقاد به امكان ادامه‏ى زندگى فردى و اجتماعى منهاى وجود امام معصوم؛

8- شبهات مطرح شده در باره‏ى امام مهدى )علیه‏السّلام( گاهى اصل شناخت را زیر سؤال مى‏برد و گاهى ایمان به او را متزلزل مى‏سازد؛

9- فقدان عنصر صبر و بردبارى و یا فقدان روحیه‏ى تلاش و تحقیق كه در فرض طولانى شدن غیبت، مى‏تواند انسان را از ظهور امام )علیه‏السّلام( مأیوس گرداند.

به همین جهت، در برخى دعاهاى ویژه دوران غیبت، روحیه‏ى استعجال نكوهش شده است، و در مقابل روحیه‏ى انتظار امام غایب )علیه‏السّلام( ستایش و تقویّت شده است، بلكه مؤمنان باید براى به دست آوردن صفت و ملكه‏ى صبر و مقاومت و بردبارى درخواست جدّى و دعاى واقعى كنند، و این امر نشانه‏ى برخى آسیب‏هاى جدّى در این زمینه است.

پرسش‏هاى بى‏جا و غیر مفید، و اعتراض‏هاى نابه‏جا نیز انسان را به سمت یك نوع سستى در ایمان مى‏كشاند.

انتظار اطّلاع و آگاهى از تمام اسرار هستى، انتظارى بى‏جا است كه انسان را در كشف اسرار نهفته، حریص مى‏گرداند، ولى او را به جایى نمى‏رساند. به همین دلیل یك انسانِ منتظرِ ظهور امام مهدى)عج( نباید انتظار داشته باشد كه سرّ همه چیز را بداند.

فراموش كردن وجود امام معصومِ غایب، منتظر نبودن ظهور او، قطع ارتباط روزانه با او، ترك صلوات فرستادن بر او، ترك دعاى تعجیل فرج براى او، مى‏تواند ایمان انسان را به او سست كند و انسان را از آمادگى براى ظهور او محروم گرداند.

پدیده‏ى استعجال - كه در روایات و دعاها، بسیار نكوهش شده است - مى‏تواند معلول یكى از دو عامل باشد:

الف( نزدیك بین بودن انسان و فقدان دورنگرى و عادت ندادن خود به دیدن افق‏هاى بسیار دور زندگى و توجّه به منافع و مصالح بسیار نزدیك و محسوس و زودگذر و غفلت از مصالح آینده و اهداف بزرگ رسالت جهانى و فراگیر امام زمان )علیه‏السّلام(؛

ب( آگاه نبودن به مسیر طبیعى و منطقى تحوّلات اجتماعى، و عدم شناخت قوانین حاكم بر تحوّلات اجتماعى.



آسیب‏زدایى از شناخت و ایمان به امام غایب

اهل بیت پیامبر )علیهم‏السّلام( به شناخت و ایمان مردم به امام معصوم )علیه‏السّلام( در زمان غیبت او، توجّه شایان داشته‏اند و در آثار گران‏بهایشان، این اهتمام، به خوبى، به چشم مى‏خورد.

در دعاها و زیارت نامه‏ها و روایات اهل بیت )علیهم‏السّلام( به بسیارى از علل ضعف شناخت و ایمان به امام غایب نیز توجهى ویژه مى‏بینیم.

البته، بسیار روشن است كه با توّجه به عللِ ضعفِ شناخت و ضعفِ ایمان، باید در رفع این مشكل بكوشیم، و خلاصه‏ى درمان این مشكل، در بسیارى از دعاها و زیارت نامه‏هاى مخصوص حضرت مهدى )علیه‏السّلام( در دوران غیبت كبرا، مطرح شده است.

1- به عنوان نخستین گام، به دست آوردن شناخت صحیح از مسئله‏ى مهدوّیت و شخص امام مهدى )علیه‏السّلام( امرى ضرورى است. این مهم، با دقّت كافى در دعاها و زیارت‏نامه‏ها، تأمین مى‏گردد؛ زیرا كه، شناخت صحیح و لازم را در آن‏ها مى‏یابیم.

2- گام دوم به دست آوردن دلائل كافى و لازم، و اثبات كننده‏ى وجود امام معصوم و غایب است. هر چند این دلائل را در كتب كلامى مى‏یابیم، امّا دعاها و زیارت‏نامه‏ها، از این دلائل نیز برخوردارند، بلكه در برخى دعاها و زیارت‏نامه‏ها، صریحاً، و در برخى دیگر، با اشاره‏ى گویا، این مبحث مطرح شده است. زیارت جامعه‏ى كبیره و زیارت وارث و دعاى عصر روز جمعه(1)، به طور ویژه، به این امر پرداخته است.

3- گام سوم شبهه‏زدایى است. باید به همه‏ى شبهات تزلزل‏آفرین، توجّه شود و حل گردد. برخى از این شبهات را كتاب‏هاى كلامى و حدیثى و برخى نیز در دعاهاى ویژه امام زمان)عج(، مطرح و پاسخ داده شده است.

4- گام چهارم، زدودن مشكل یأس و نااُمیدى است. این مشكل، با شناخت و تبیین قوانین اساسى حاكم بر تحوّلات اجتماعى )منطقه‏اى و جهانى( و فهم روند تحوّلات فرهنگى و اجتماعى قابل رفع است.

شناخت این قوانین، راه‏هاى گوناگون دارد. از جمله‏ى این راه‏ها، بهره‏بردارى صحیح از تاریخ است. شناخت صحیح از تاریخ، راه را براى شناخت مسیر و قوانین حاكم بر تحولاّت اجتماعى، هموار مى‏كند. قرآن كریم، بیش‏ترین توجّه را به این راه معطوف داشته است.(2)

در برخى از دعاهاى ویژه‏ى امام زمان )علیه‏السّلام( یقین به قیام حضرت مهدى )علیه‏السّلام( را همانند یقین به قیام حضرت رسول خدا )صلّى‏اللّهُ‏علیه‏وآله‏وسلّم((3) قرار داده است. و در حقیقت، ما را از گذشته‏ى یقین‏آور به آینده‏ى نیازمند یقین، توجّه مى‏دهد. بنابراین یقین لازم را نیز مى‏توانیم از راه مطالعه و تحقیق در تاریخ به دست آوریم و براى دیگران تبیین كنیم. و با استفاده از تاریخ بیشترین زمینه‏هاى لازم براى تحقق یقین فراهم مى‏گردد.

5- گام پنجم، توجّه به افق‏هاى بسیار دور، در عین توجّه به افق‏هاى بسیار نزدیك و بالفعل است، دورنگر بودن، همزمان با غافل نبودن از واقعیّت‏هاى موجود بسیار لازم است؛ بنابراین، مشكل زمان را باید براى خود حل كنیم و مراقب باشیم كه توجه به آینده‏ى بسیار دور عامل یأس و سستى و در نتیجه مانع برنامه‏ریزى دراز مدت و پایدار نگردد.

قرآن كریم، مى‏فرماید: »إنهم یرونه بعیداً ونراه قریباً«(4)؛ برخى از مردم، قیامت یا قیام مهدى )علیه‏السّلام( را بسیار دور مى‏بینند، در حالى كه ما آن را بسیار نزدیك مى‏بینیم.

6- پس از رفع شبهات و زدودن شك‏ها و تردیدهاى مطرح شده در مورد دلائل قطعى كه ثابت‏كننده‏ى وجود و حضور امام در پشت پرده‏ى غیبت است، لازم است ارتباط معنوى ما با امام ناظر و غایب )علیه‏السّلام( - كه مهم‏ترین عامل رشد معرفت و ایمان به او به شمار مى‏رود - تقویت گردد.

تقویت ارتباط معنوى با امام غایب، با وسائلى چند تحقق‏پذیر مى‏باشد:

الف( دعاهاى روزانه و هفتگى و در مناسبت‏هاى گوناگون؛

ب( زیارت‏هاى روزانه و هفتگى و در مناسبت‏هاى مختلف(5)؛

ج( انتظار صحیح و سازنده و مبارزه با انتظار منفى كه خود از عوامل سستى‏زا و یأس‏آور است؛

د( توجّه به مسئله‏ى عَرضه‏ى اَعمال مردم بر امامِ زمانِ خود، و لازمه‏ى آن احساسِ نظارت همیشگى امام )علیه‏السّلام( بر اعمال مان(6)؛

ه( توجّه به ویژگى شب قدر و نحوه‏ى ارتباط معنوى و شایسته با امام زمان )علیه‏السّلام( در این شب مهم(7) در هر سال؛

و( ارتباط مالى و عاطفى با امام )علیه‏السّلام(، )توجّه به وجوب خمس بر مردم كه از آنِ امام مى‏باشد(، و استحباب پرداخت صدقه یا نذر براى سلامتى امام زمان )علیه‏السّلام(؛ كه مستلزم یك ارتباط واقعى و معنوى با امام است.

ز( ارتباط پیوسته اعتقادى و تشكیلاتى و عاطفى با نایبان عام امام زمان )علیه‏السّلام((8)؛

ح( ارتباط سیاسى و اجتماعى و عاطفى سالانه با امام زمان خود )علیه‏السّلام( در عرصه‏ى حج و در روزهاى ویژه‏ى حج؛ زیرا، همه ساله، امام )علیه‏السّلام( در موسم حج حاضر مى‏گردد و به حجّاج آن سال توجّهى ویژه مى‏كند.

ط( توسّل به امام زمان خود و توجه ویژه به او در تنگناها و مشكلات فردى و اجتماعى و درخواست شفاعت وقت خاصى ندارد و براى همیشه ممكن و تحقق‏پذیر است.

ى( تبلیغ و ترویج نام و یاد امام مهدى )علیه‏السّلام( در میان افراد خانواده و افراد محله و میان همنشینان و دوستان و در میان سایر افراد جامعه(9) آثار روانى مثبتى در جهت تحكیم ارتباط حقیقى با امام زمان)عج( مى‏باشد؛

ك( توجّه یافتن و توجّه دادن به ضرورت وجود و حضور امام معصوم در تمام عرصه‏هاى اجتماعى؛

عموماً، آموزه‏هاى زیارت‏نامه‏ها و دعاهاى رسیده از معصومین )علیهم‏السّلام( در باره‏ى حضرت مهدى )علیه‏السّلام( بسیار زیبا و گویا، و نشان‏دهنده‏ى نوع درمان مناسب و راه‏حل‏هاى دقیق براى رفع مشكلات زمان غیبت است.

استفاده از عنصر تبیین مسئولیّت‏هاى امام )علیه‏السّلام( در دوران غیبت، مى‏تواند در اشكال زدائى نسبت فوائد و آثار وجودى امام غایب مؤثر باشد. كه تبیین آن، اشكالِ لغویتِ وجود امام غایب، مرتفع مى‏گردد. و یكى از سببهاى سُستى ایمان و ضعف ارتباط مرتفع مى‏گردد.

استفاده از عنصرِ تبیینِ مجموعه وظایف پیروان امام مهدى )علیه‏السّلام( و منتظران واقعى او نیز نشان دهنده‏ى توجّه به اشكال بر فایده‏ى انتظار امام غایب است. رفع این اشكال، ضرورى، بلكه یك نوع مبارزه با انتظار منفى است.

در ضمن، راهى براى معالجه و درمان مشكل سوء استفاده‏ى دشمنان از غیبت امام معصوم )علیه‏السّلام( است. و انتظار منفى یكى از زمینه‏هاى ایجاد بحران‏هاى فكرى و سیاسى و اجتماعى و اخلاقى در جامعه اسلامى است.

استفاده از عنصرِ خطاب و سخن گفتن مستقیم با امام غایب )علیه‏السّلام( - كه در زیارت‏نامه‏ها و دعاها، به چشم مى‏خورد نشان دهنده‏ى اهمیّت توجّه مؤمنان و منتظران به ضرورت داشتن احساس واقعى نسبت به حضور امام معصوم در تمام صحنه‏هاى زندگى آنان است.

استفاده از عنصرِ تكرار بیان وظایف به منتظران و یاران امام زمان )علیه‏السّلام( نشان دهنده‏ى ضرورت تربیت آنان همراه با تذّكر و یادآورى‏هاى پیوسته نسبت به ضرورت آمادگى بالفعل براى یارى رساندن به امام، و ایجاد آمادگى واقعى و لازم در خود و دیگران براى ظهور امام )علیه‏السّلام( و ضرورتِ آمادگى براى فرمان بردارى از او مى‏باشد.

تقریباً همه‏ى آسیب‏هاى دوران غیبت - كه دوران انتظار فرج است - در دعاها و زیارت نامه‏هاى موجود، به طور چشم‏گیرى تذكّر داده شده، و راه‏حل‏هاى آن‏ها نیز در بیشتر دعاها مطرح گشته است.(10)

در این دعاها و زیارت نامه‏ها، برنامه‏هاى آینده‏ى امام نیز به گونه‏اى بسیار گویا و روشن، مطرح شده است و چشم‏انداز حركت آینده‏ى امام )علیه‏السّلام((11) را نیز به پیروان او گوشزد مى‏كند تا به سمت آن اهداف بلند حركت كنند و خود را به او و اهداف او، هر چه سریع‏تر، نزدیك كنند.

در برنامه‏هاى ویژه‏ى منتظران - كه یك برنامه‏ى كامل براى ایجاد آمادگى، و در حقیقت، نشانه‏ى یك آماده باش كامل و تمام عیار است - مقدّمات ظهورى كه در اختیار منتظران و دل‏باختگان و شیفتگان ظهور حضرت است برنامه ریزى شده است، و این خود نقشى فعّال و عملى در زمینه‏سازى واقعى را ایفا مى‏كند.

بنابر این، بسیارى از چشم‏اندازها و مشكلات مطرح در عصر غیبت و راه‏حل‏هاى این مشكلات، در خصوص دوران غیبت كبرا در دعاها و زیارت‏نامه‏ها و صلوات ویژه‏ى حضرت مهدى )علیه‏السّلام( به گونه‏هاى مختلف، با اجمال و تفصیل، و گاهى با تكرار و تأكید فراوان، به چشم مى‏خورد. و این، مطلب نشان مى‏دهد كه همه‏ى امامان معصوم )علیه‏السّلام( در دوران حضورشان، به مسئله‏ى غیبت و مشكلات آن، توجّهى كامل داشته‏اند. خود حضرت صاحب الامر )علیه‏السّلام( در دعاهاى گوناگونى كه به پیروان خود تعلیم نموده است، در صدد علاج بسیارى از این مشكلات و چالش‏ها بوده است.

پس مهم‏ترین عنصر در تقویت ارتباط معنوى با امام غایب )علیه‏السّلام( همین دعاهاى روزانه و هفتگى ویژه‏ى امام زمان )علیه‏السّلام( است كه یك برنامه‏ى حساب شده و منظّم را در پیش روى منتظران قرار مى‏دهد و ترسیم مى‏كند تا طبق این الگو، زندگى خود را تنظیم كنند و به سوى روزهاى ظهور، یك حركت جدّى و حساب شده و با شتاب، داشته باشند.(12)

در این دعاها، همین بس است كه عنصر امید در وجود انسان زنده مى‏شود. توجّه به عنصر ایمان و عنصر یقین كه اوج اعتقاد مطلوب است، در این دعاها، بسیار چشمگیر است. به همین خاطر، عوامل سلب یقین را گوشزد، و راه‏حل‏هاى گوناگونى براى این آسیب بیان شده است.

البته، جا دارد كه خوانندگان این نوشتار، براى یك بار هم كه شده، در این زمینه، به دعاهاى ویژه امام زمان )علیه‏السّلام( در عصر جمعه مراجعه كنند تا ببینند امامِ غایب، براى حل مشكل‏ها و چالش‏هاى دوران غیبت خود، چه راه‏حل‏هایى مطرح كرده است.

بنابر این، با رفع هر گونه ابهام براى منتظران و یا ردّ اشكالات احتمالى و رفع مشكلات قطعى، آسیب‏هاى دوران غیبت امام مهدى )علیه‏السّلام( شناسانده و زدوده مى‏شود، و راه جلوگیرى از ضررهاى احتمالى نیز بیان مى‏گردد.

البته، برخى آسیب‏هاى مطرح شده، حتّى در عصر حضور امام معصوم نیز مشاهده مى‏شود. تاریخ ما، این آسیب‏ها را به طور فراوان نشان مى‏دهد. تعداد و نوع آن‏ها، بستگى به درجه‏ى رشد فرهنگى جامعه و افراد با ایمان دارد.

در دوران غیبت، زمینه براى آزمایش برتر فراهم مى‏گردد و با خالص شدن نیروهاى تحت امر امام )علیه‏السّلام( معجزات الهى، زمینه‏ى ظهور خواهد داشت.

تاریخ اسلامى ما، نشان داده است كه بیش‏ترین آسیب‏ها و ضربه‏ها زمانى است كه نیروهاى ناخالص از نیروهاى خالص جدا نشده‏اند و دوستان از دشمنان، تمییز داده نشده باشند، و در حقیقت، دشمنان واقعى، در لباس دوستانِ نزدیك در آمده باشند.

بنابر این، بالا رفتن سطح آگاهى و بالا بودن ذخیره‏ى تجربیاتِ سخت در دوران غیبت، دو اصلِ اجتناب‏ناپذیر براى رسیدن نیروهاى تحت امر حضرت )علیه‏السّلام( به وضع مطلوب است.

در بحث آینده، به مشكل رهبرى در دوران غیبت كبرا باید بپردازیم و راه‏حل آن را از منظر امام مهدى )علیه‏السّلام( با زاویه‏ى دید تاریخى مطرح و بررسى كنیم. إنْ شاء الله تعالى

بى‏تردید عصر امام مهدى(ع) عصر حاكمیت نور دانش و بینش و از درخشان‏ترین و زیباترین اعصار روى كره زمین از آغاز آفرینش جهان و انسان خواهد بود. آنچه در این نوشتار تقدیم خوانندگان عزیز مى‏شود برخى از ابعاد زندگى و شكوفایى و درخشندگى آن عصر است كه با تلخیص از نظر گرامى‏تان مى‏گذرد.

در عصر درخشان امام مهدى(ع) حیات فرهنگى به گونه‏اى شكوفا و بارور مى‏گردد و دانش و فرهنگ و معنویت بویژه علوم دینى و احكام و مقررات و معارف انسان‏ساز اسلام در سراسر گیتى بسط و گسترش مى‏یابد و چرخ‏هاى فرهنگ و آگاهى و شناخت با سرعت وصف‏ناپذیرى به حركت مى‏افتد.
كتابهاى مربوط به شرح حال راویان احادیث كه به كتابهاى رجالى مشهورند و نیز شرح حال و بیوگرافى آنان و تقسیم‏بندى روایات به صحیح و ضعیف كه بیشتر به حدس و گمان تكیه دارد و در عصر غیبت و به خاطر نرسیدن دست مردم به امام معصوم مورد استفاده قرار مى‏گیرد به پایان مى‏رسد؛ زیرا در عصر ظهور مردم به مقررات و احكام قطعى دست مى‏یابند و از اینها بى‏نیاز مى‏گردند. همچنین بیشتر تفاسیر از اعتبار ساقط مى‏شود و تنها تفاسیر برخاسته از روایات رسیده از پیامبر و اهل بیت باقى مى‏ماند.
همین‏گونه قرائتهاى مختلف از قرآن شریف كه دلیلى براى آن نازل نشده است برداشته مى‏شود چرا كه مردم قرآن و قرائت صحیح آن را به گونه‏اى كه بر قلب مصفاى محمد(ص) فرود آمده است از امام مهدى(ع) مى‏آموزند و تفسیر و پیام و مفهوم آن را آن‏گونه كه خدا اراده فرموده است مى‏شناسند و بر معارف بلند و راز و رمز و شگفتیهاى آن كه همچنان ناشناخته و پوشیده است، آگاهى مى‏یابند.
حضرت امام باقر(ع) فرموده‏اند:
توتون الحكمة فى زمانه حتى ان المراة لتقضى فى بیتها، بكتاب اللَّه و سنّة رسوله1
یعنى به مردم عصر حكومت درخشان او، دانش و بینش ارزانى مى‏گردد كه زن در كانون خانه خویش براساس كتاب خدا و سنت پیامبرش عادلانه و آگاهانه داورى مى‏كند و نیازى به دیگرى ندارد.
این روایت نشانگر این واقعیت است كه مردم در روزگار حاكمیت آن حضرت، براساس آداب و مقررات دینى تربیت شده و احكام شریعت را آموخته و بر پایه‏اى از فرهنگ و تمدن اوج مى‏گیرند كه هر بانویى مى‏تواند در درون خانه خویش میان آن دو انسان براساس مقررات كتاب خدا و سیره و روش عادلانه پیام‏آور بزرگ او قضاوت كند.
امیرالمؤمنین على(ع) هم طى گفت‏وگویى با جناب كمیل بن زیاد نخعى مى‏فرمایند:
اى كمیل، هیچ علمى نیست مگر آن كه با من آغاز گردد و هیچ سرى نیست مگر آنكه با قائم پایان پذیرد.2
لازم است بدانیم كه خود امام مهدى براساس كتاب خدا و سیره و شیوه انسانساز و افتخار آفرین پیامبر تدبیر امور مى‏كند و به اندازه ذره‏اى از آن انحراف نمى‏جوید. او شریعت جدید یا دین دیگرى نمى‏آورد كه با اسلام راستین ناسازگار باشد.
همچنین واقعیت كه رخ خواهد داد این است كه همه مذاهب پدید آمده پس از رحلت پیشواى بزرگ توحید پیامبر گرامى ملغى مى‏شود و از میان مى‏رود چرا كه اینها راه و رسمى است كه در كتاب خدا و سنت پیامبر جایى ندارد. در كلامى كه از عالم اهل سنت به نام ابن العربى بیان گردیده آمده است:
امام مهدى پس از ظهور، دین را همان‏گونه كه بود و نازل گردید آشكار مى‏سازد، به طورى كه اگر پیامبر گرامى حاضر باشد به همان حكم كند. او مذاهب مختلف را از روى زمین با ارشاد و هدایت خویش برمى‏دارد و جز دین خالص و پاك آسمانى نمى‏ماند.3
آرى در آن شرایط پر افتخار است كه اتحاد بزرگ اسلامى تحقق مى‏پذیرد چرا كه همه مسلمانان در اصول دین و فروع آن و همه مسایل فقهى و احكام و مقررات شرعى، متحد و یكپارچه مى‏گردند.
دین راستین همان اسلام واقعى خواهد بود و مذهب همان مذهب تشیع كه مذهب خاندان وحى و رسالت است و پیامبر گرامى مردم را بدان دعوت نموده است. و همه بشریت بدین سان زیر پرچم پر افتخار لااله‏الااللَّه، محمد رسول‏اللَّه، على ولى‏اللَّه در اوج سعادت و رفاه و نیكبختى زندگى مى‏كنند.
در حدیثى كه امام مجتبى از پدرش حضرت على نقل مى‏فرماید چنین آمده است:
مهدى زمین را از برهان و دانش و نور هدایت پر مى‏كند تا آن‏جا كه سراسر گیتى به وى ایمان آورد و كافران مسلمان شوند و فاسقان صالح گردند.4
و باز حضرت على(ع) در بیان دیگرى از حضرت مهدى چنین مى‏فرماید:
... لافترك بدعة الا ازالها ولا سنة الاّ اقامها.5
یعنى آن پیشواى الهى تمامى بدعتها را نابود مى‏كند و همه سنتها و شیوه‏هاى پسندیده را زنده و برپا مى‏كند.

تربیت در عصر امام مهدى(ع)
از واقعیت‏ه‏اى تردید ناپذیر این است كه انسان در همه ابعاد، قابل تربیت و سازندگى است و هنگامى كه برنامه‏هاى تربیتى براساس ارزشهاى والاى اخلاقى و انسانى تنظیم گردد بشریت راه اعتدال و درستى را خواهد گزید. و در راه و روش شایسته و ستوده‏اى گام خواهد نهاد. اما اگر برنامه‏ها و عوامل تربیتى فاسد و ناصالح باشد بدون تردید نتیجه معكوس خواهد داد و انسان به سوى تباهى خواهد رفت.
1. كانون خانه و خانواده كه كودك در آن دیده بر جهان مى‏گشاید یك كانون و عامل تربیتى است كه در جهت‏دهى به كودك نقش بسیار مهمى دارد.
2. پس از خانه، نقش مدرسه است كه كودك با ورود بدانجا مراحل نخستین دانش و فرهنگ را از طریق آموزگاران دریافت مى‏دارد و هر چه مراحل مختلف علمى را طى مى‏كند سطح مطالعه و فرهنگ و آگاهیهاى او بالا مى‏رود تا سرانجام به عالى‏ترین مراحل و مدارج علمى و فكرى مى‏رسد.
3. عامل محیط و جامعه، كودكى كه در جامعه‏اى مملو از دروغ و شائبه و بى‏بندبار رشد مى‏كند تربیت ناشایست و نادرست مى‏پذیرد و كودكى كه در جامعه دین باور و امانت‏دار و سرشار از حیا و درستكارى تربیت شود فردى شایسته خواهد بود.
4. رسانه‏هاى گروهى و دستگاههاى تبلیغاتى جامعه همچون روزنامه‏ها و مجلات، رادیو و تلویزیون و...
امام مهدى(ع) كه در اندیشه اصلاح جامعه جهانى است و مى‏خواهد جامعه‏اى به راستى اسلامى پى‏ریزى نموده و آن را به ارزشهاى والاى انسانى و قرآنى آراسته سازد، در این راه مى‏بایست از وسایل و عوامل تربیتى بهره گیرد و آموزشهاى تربیتى صحیح و سازنده خویش را به وسیله این وسایل و تجهیزات به گوشها برساند. از این رو مدارس و آموزشگاهها را، فرهنگ و تعالیم انسانساز اسلام اداره و رهبرى مى‏كند و راههاى تعلیم و تربیت در همه مراحل از شیوه‏ها و برنامه‏هاى اسلامى بهره‏مند مى‏گردد و وسایل ارتباط جمعى به طور كامل، شایسته و مفید و ثمربخش مى‏شوند و از چهارچوب مقررات و ارزشهاى اسلامى تجاوز نمى‏كنند.6
چنانچه حضرت على(ع) با عباراتى بسیار شنیدنى چنین نوید مى‏دهد كه:
مهدى(ع) هواهاى نفسانى را به هدایت باز خواهد آورد آن‏گاه كه هدایت را به هواپرستى بفروشند و آرا و نظرها را بر قرآن منطبق سازد چون قرآن را بر مدار آراى خویش باز خوانند.7






نوع مطلب : مقالات، 
برچسب ها :
شنبه 21 آذر 1388 :: نویسنده : محمد امیرابادی

یادداشت: یادداشت: آپوكالیپس و آرماگدون دو واژه‌ای است كه در دودهة اخیر در سینمای هالیوود بارها تكرار شده است... جواد شمقدری، كارگردانی كه او را با آثاری چون طوفان شن، آفتاب و زمین و ... می‌شناسیم، در فرازی از یك مقالة بلند به این مهم اشاره كرده و می‌گوید:
«آپوكالیپس و آرماگدون دو واژه‌ای است كه در دودهة اخیر در سینمای هالیوود بارها تكرار شده است. براساس بخش‌هایی از متن انجیل یوحنا و مكاشفات او و همچنین كتاب حزقیال نبی، بشر اكنون به دوران «آپوكالیپس» یعنی آخرالزمان نزدیك شده است. مختصات و مشخصات این دوران براساس آیات این دو متن، مملو از ترس و وحشت و مرگ و خونریزی و قتل‌عام بشری است.
به روایت آنان نبرد نهایی نیروهای خیر و شر در آرماگدون، كه در فلسطین اشغالی و شمال حیفاست، روی می‌دهد. از نشانه‌های این نبرد، آغاز جنگ اتمی و كشته شدن میلیون‌ها انسان غیریهودی و غیرمسیحی است. در جایی اشاره می‌كند، از شدت خونریزی تا به زیرپای اسبان، خون زمین را فرامی‌گیرد. پس از این نبرد هراسناك منجی ظهور می‌كند و حكومت هزارسالة مسیح آغاز می‌شود. پیشگویی‌ها محل این نبرد سهمگین را منطقة خاورمیانه وكشورهای اسلامی، از نیل تا فرات، می‌دانند. بابل (عراق) اولین نقطه و آغاز این نبرد مذهبی است. آنچه امروز پس از تجاوز امریكا و انگلیس به سرزمین عراق روی داده، در واقع، تلاش برای وقوع پیشگویی‌های كتاب مقدس است. سردمداران هالیوود، سال‌ها جرائت نمی‌كردند با صراحت این جزئیات را مطرح كنند؛ اما با این حال از اصل نبرد نهایی و شرایط هولناك آن غافل نماندند. در بیشتر این فیلم‌ها، امریكا و شهرهای امریكا از سوی یك دشمن فرضی و خیالی به شدت مورد تهدید و هجوم قرار می‌گیرند و سپس دنیا و تمدن بشری رو به نابودی و نیستی می‌رود.»
واقعاً چه اتفاقی افتاده كه در مقابل این خیل افكار سرطانی، هنرمندان ما كاری شایسته انجام ندادند.
جواد هاشمی، بازیگر سینما و تلویزیون دربارة علت این كم‌توجهی می‌گوید:
«شك نباید كرد كه كاركردن در این حوزه، ساده نیست. با توجه به حساسیت‌هایی كه شاید برگرفته از احادیث و روایات شیعه باشد، كاركردن در این زمینه سخت است. تقریباً می‌شود با اطمینان گفت نوشتة خیلی خوب و نویسندة توانایی كه بتواند به موضوع مهدویت بپردازد، وجود ندارد و اگر هم نویسنده‌ای یافت شود، نمی‌توان اطمینان داشت كه كار كم‌نقصی در این زمینه ارائه كند.»
البته این نكتة دور از ذهنی نیست. داریوش ارجمند، بازیگر سینما و تلویزیون كه خیلی‌ها او را با نقش مالك اشتر در سریال امام علی(ع) به یاد می‌آورند، در مصاحبه‌ای به این نكات اشاره كرده و گفته است: «هنرمندان به افراد روشنفكر و صاحب ذوق و اندیشه در هر جامعه‌ای معرفی شده‌اند و افرادی هستند كه تأثیر بسزایی بر مردان جامعة خود می‌گذارند. از همین رو توجه به نظر برخی از هنرمندان بزرگ كشورمان در عرصه تئاتر، سینما و تلویزیون دربارة مسألة غیبت و انتظار و بی‌توجهی به فقدان آثار هنری نسبت به این جنبة مهم از فرهنگ اعتقادی ـ دینی ما می‌تواند ایده‌های جدیدی را در ذهن‌های خلاق و هنرمند شكوفا كند.»
اما سعید رحمانی، نویسندة سریال‌هایی چون: رسم عاشقی، همراز و سایة آفتاب، علت كم‌كاری هنرمندان سینما و تلویزیون را در این خصوص، در چیزهای دیگری چستجو می‌كند: «دلیلش این است كه وقتی موضوع از لحاظ مذهبی خاص می‌شود، متولی آن دیگر تنها هنرمند نیست، بلكه مشاور مذهبی هم هست.
در آن صورت است كه مشكل به مشاور مذهبی و هنرمند عرصة درام مربوط می‌شود و از آنجا كه معمولاً در این موارد هیچ تعامل سازنده‌ای برقرار نمی‌شود، نتیجه‌گیری دلخواه نیز به دست نمی‌آید. كارشناس مذهبی می‌گوید، این عرصه، عرصة مطلقی است و هنرمند درام هم معتقد است كه با مطلق‌ها نمی‌شود قصه گفت و مخاطب را جذب كرد. به نظرم اگر این تعامل دوسویه برقرار شود، هم می‌شود یك اثر خلاق ساخت كه با اصول مذهبی در تعارض نباشد و هم در آن قوانین درام سازگار باشد.»
حمید بهمنی، كارگردانی كه از او ریشه در زمان، شهر آفتاب و دولت عشق را دیده‌ایم به موضوع از منظر دیگری نگاه می‌كند. او می‌گوید: «در مملكت امام زمان(عج) نام امام زمان را می‌بریم، نانش را می‌خوریم، زیر سایه‌اش هستیم، اما هیچ نشانی از او در جماعت فیلمساز ما وجود ندارد؛ چه در تلویزیون، چه در سینما. این نشان می‌دهد در جامع، كوچك بصری ما، امام زمانمان چقدر مظلوم است. به همین دلیل وجود مقدس آقا امام زمان در تأثیرات هنری ما متبلور نشده است و شناخت ایشان نزد هنرمندان پیش از این كه قلبی و ایمانی باشد، سطحی و ظاهری است.»
حسین مختاری، كارگردان مجموعة نیستان نیز دربارة علت این كم‌كاری می‌گوید:
«برای این‌كه مدیران حوزه‌های تصویری به این مقولة بسیار مهم كم‌توجهی نشان می‌دهند و سراغ كارهایی می‌روند كه بیشتر عامه‌پسند است، در حالی‌كه مكتب تشیع و انتظار مهدی موعود(ع) می‌تواند بستر مناسبی برای همة برنامه‌سازان و فیلمسازانی باشد كه به حقیقت دریافته‌اند ظهور او جهان بحران زده را به ساحل امن نجات برساند.»
اما آیا واقعاً راه تولید اثری با موضوع آقا امام زمان(عج) در سینما و تلویزیون پیداست؟ داریوش ارجمند، در این باره می‌گوید:
«هنرمندان ما نمی‌دانند از چه راهی می‌توانند درباره یك شخصیت غایب اما بزرگوار كه دریا دریا معنویت و عظمت دارد، فیلم بسازند. شما ببینید در ادبیات كه جوهرة آن كلمه است چقدر آثار عمیق و تأثیرگذاری با موضوع آقا امام زمان(عج) وجود دارد، همین‌طور در نقاشی؛ اما در تئاتر، سینما و تلویزیون راه را هنوز نیافته‌ایم.»
با وجود این در پاره‌ای از آثار، رگه‌هایی از حضور آن یگانة دوران را می‌شود، دید. در آثاری چون: وعدة دیدار، (ساختة جمال شورجه)، اینجا چراغی روشن است (ساختة رضا میركریمی) و البته اثری كه این حضور در آن كمی گسترده دیده می‌شود یعنی، قدمگاه (ساختة محمد مهدی عسگرپور) كه خیلی خوب توانست با یك داستان امروزی، پیوندی قابل قبول را با آنچه از آن سخن گفتیم برقرار كند.
جواد هاشمی دربارة ارائة راهكاری دز این زمینه می‌گوید:
«ما متأسفانه تحقیقات كافی و وافی حول محور زندگی امام زمان(ع) نداریم كه بشود آن را دستمایة ساخت و تولید آثار قوی و كم‌نقص كنیم. راهكاری كه پیشنهاد می‌كنم این است كه بزرگان حوزة علم و دین بیایند و كتاب‌ها و منابع تحقیقاتی با این موضوع برای ایجاد بستری كه بتوانیم كارهای تصویری در خوری بسازیم ارائه كنند.»
هاشمی البته در ادامه، به یك نكتة مهم دیگر هم اشاره می‌كند و می‌گوید:
«فكر می‌كنم هنرمندان ما ترس دارند كه وارد این حیطه بشوند در حالی‌كه لزومی ندارد كسی بترسد. هنرمندان متعهد ما باید دربارة مهم‌ترین موضوع عصر حاضر یعنی وجود مقدس حضرت صاحب‌الامر، صاحب دیدگاه و اثر باشند.»
این همان موضوعی است كه مهدی عظیمی، مدیر اسبق گروه تلویزیونی بسیج نیز به آن اشاره دارد: «یكی از كارهای بسیار برجسته كه ضرورت دارد اندیشمندان و هنرمندان مسلمان و به‌ویژه شیعیان به آن اهتمام ویژه داشته باشند، مسئلة امام زمان(عج) است. ما در دورة دفاع مقدس افراد بسیاری را داشتیم كه وقتی در كوران حوادث جنگ قرار می‌گرفتند، به آن حضرت اقتدا می‌كردند و به اشكال گوناگون با آن حضرت در ارتباط بودند. متأسفانه به خاطر افراط و تفریطی كه همیشه با آن مواجهیم به این گونه مسائل آن‌گونه كه باید پرداخته نشد. با این استدلال كه خدای ناكرده امكان سوءاستفاده‌های افراد را بگیریم. در سینمای ما، امام زمان(عج)، مسئلة معجزه و شفا و اصولاً تمام آن چیزهایی كه با معنویات سر و كار دارند، غایب است.»
سعید رحمانی، بهترین راهكار را تعامل می‌داند و می‌گوید:
«وقتی تعامل خوب و سازنده وجود داشته باشد می‌شود در تمام عرصه‌های مذهبی آثار جذاب و مقبول عرضه كرد و این تعامل انرژی می‌خواهد، وقت می‌خواهد، حوصله می‌خواهد، سعة‌صدر می‌خواهد كه باز هم باید گفت متأسفانه این اتفاق تا حالا نیفتاده است.
رحمانی سال‌ها پیش نویسندگی سریال «یلدای قدر» را به عهده داشته است كه در آن كنار روایت زندگی یك جانباز، به مسئلة انتظار نیز اشاره كرده بود؛ سریالی كه برگزیده سال امام علی(ع) شد، اما به دلیل پخش نامناسب مهجور ماند.
حمید بهمنی، بهترین راه رسیدن به نتیجة مورد نظر را درك معانی و معنویت محضر ایشان می‌داند و می‌گوید: چگونه است كه وقتی می‌خواهیم فرهنگی یا هنری را خوب درك كنیم می‌بایست حواشی یا علوم مربوط به آن هنر را اول درك و بعد به آن شناخت پیدا كنیم. به همین دلیل برای شناخت ولی امرمان باید به خودمان زحمت تحقیق و جستجو بدهیم؛ چرا كه دریافت برای شناخت این گوهر یكدانه تنها از راه زبانی و ظاهری میسر نمی‌شود، بلكه این علاقه باید درونی و ذاتی باشد.
با این‌همه چنان كه آمده، ساخت آثاری با موضوع یاد شده تا چه اندازه می‌تواند سخت و ناممكن به نظر آید. همین كه بحثی دربارة لزوم ساخت چنین آثاری در میان فرهیختگان درگیرد، به خودی خود می‌تواند جرقه‌ای باشد برای شروع یك حركت تازه، خوشایند است و لازم تقدیر. مهم این است كه همه تلاش كنند آنچه را كه درست‌تر است و غایی‌تر، به كارگاه عمل آورند تا نتیجه و محصول بیش از پیش به شایستگی و مقبولیت نزدیك باشد





نوع مطلب : مقالات، 
برچسب ها :


درباره وبلاگ

با سلام.از شما بازدید کنند گان خواهش مند است که ما را بانظرات خود یاری کنید.ین سایت در نظر دارد شمارا بیشتر با دوران اخرالزمان وظهور آشنا کند.
مدیر وبلاگ : محمد امیرابادی
موضوعات
نویسندگان
برچسبها
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :